تبلیغات
Success
 
Success
درباره وبلاگ


خدای مهربانم !

از امروز تمامی مشکلاتم را با مداد و نعمتهایم را با خودکار می نویسم !

می دانم که مشکلاتم را با پاک کن مهربانیت پاک خواهی کرد

مدیر وبلاگ : Hamed B
نویسندگان
نظرسنجی
بازدید کننده محترم لطفا گزینه سن خود را علامت بزنید- باتشکر













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه 5 شهریور 1393 :: نویسنده : Hamed B
آیا شما به موفقیت بدون خطر باور دارید؟ وارن بافت ( Warren Buffett)، که با لقب باهوش اوماها یا دانشمند اوماها نامیده می‌شود، یک سرمایه‌گذار، تاجر و یک انسان خیرخواه و بشردوست است. نقل‌قول جالبی از «وارن بافت» در مورد چگونگی در نظر گرفتن و مواجهه با خطر وجود دارد.

رمز موفقیت بدون خطر

او هیچ‌گاه خطر را نپذیرفت و در انجام کارهای خود و برای رسیدن به این نتایج ساده همواره از خطر اجتناب کرده است. او می‌گوید: «من وزنه سنگین خود را همواره با اطمینان در جایی قرار می‌دهم.» اگر شما چنین کاری را انجام دهید، هیچ خطری بر شما اثر نخواهد داشت. در بیشتر موارد اگر شما ندانید که چه کار می‌کنید، احساس خطر می‌کنید.

جالب است، نه؟ این مطلب شبیه به نظریه‌ای است که «مالکوم گلدون» در این باره نوشته است. گلدون معتقد است که کارآفرینان موفق، بر خلاف چیزی که رایج است، به طور معمول خطر را نمی‌پذیرند. در عوض آن‌ها به دنبال «راه مطمئن» می‌گردند، چیزی که می‌تواند با حداقل عدم قطعیت، آن‌ها را به موفقیت برساند. آگاهی از نظریه «بافت» و نظریه‌های شبیه آن می‌تواند خیلی جالب باشد. آیا این نظریه‌ها صحیح است؟ آیا چنین چیزی به‌عنوان موفقیت بدون احتمال خطر در واقعیت وجود دارد؟

در اینجا به 5 اصل موفقیت بدون خطر از نظر بافت می‌پردازیم:

صلاحیت و شایستگی خود را بازسازی کنید

خطر عموم از آنجایی سرچشمه می‌گیرد که شما نمی‌دانید به طور دقیق چه کاری را انجام می‌دهید. بنابراین ضروری است که شما در زمینه‌هایی که علاقه دارید، شایستگی خود را از نو بسازید. برای انجام این کار بهتر است از یک مربی کمک بگیرید (بافت از شاگردان بنیامین گراهام بوده است)؛ شما همچنین می‌توانید با خواندن کتاب یا صحبت کردن با مردم این مهارت را یاد بگیرید. نکته مهم این است که شما باید دانش خود را در دنیای واقعی، آزمایش کنید. این کار بازخورد لازم برای سرعت بخشیدن به بازسازی صلاحیت و شایستگی را به شما می‌دهد.
هرگز از دایره صلاحیت خود خارج نشوید

هر کس یک دایره صلاحیت دارد. شما باید این دایره را بشناسید و بدانید که خارج شدن از حریم این دایره مجاز نیست. برای نمونه، بافت هرگز در شرکت‌های فن‌آوری سرمایه‌گذاری نکرد؛ به این دلیل که درکی از این نوع شرکت‌ها نداشت. حتی در رشد دات کام، هنگامی‌که همه افراد به‌سرعت شروع به خرید سهام تکنولوژی کرده بودند، او بی‌پیرایه باقی ماند. انجام کارهایی خارج از صلاحیت و شایستگی شما سبب بالا رفتن احتمال خطر و در نتیجه شکست شما خواهد شد.

بر احساسات خود مسلط شوید

ممکن است تعجب کنید که اگر افراد نمی‌دانند که چه کاری می‌کنند، پس به چه علت این کارها را انجام می‌دهند؟ پاسخ این است که آن‌ها نمی‌توانند احساسات خود را کنترل کنند. دو احساس اولیه در کار وجود دارد که در اینجا به آن‌ها اشاره می‌کنیم:

یکی از این احساسات، احساس حرص و طمع است. هنگامی‌که آن‌ها مشاهده می‌کنند افراد دیگر از راه تجارت سود و منفعت به دست می‌آورند، حرص و طمع آن‌ها را به پیروی از جمعیت وا می‌دارد، حتی اگر این افراد ندانند که چه کاری می‌کنند. همچنین هنگامی‌که مشاهده می‌کنند که جمعیت زیادی از چیزی اجتناب می‌کنند، این افراد نیز به دلیل ترس خود از آن کار دوری می‌کنند. احساسات شما سبب می‌شود که کاری را انجام دهید که از آن آگاهی ندارید؛ به همین دلیل تسلط و مدیریت احساسات‌تان امری ضروری است.

موظف به انجام تکلیف‌تان باشید

مقداری زمان می‌برد تا شما بتوانید چشم‌انداز مناسبی در مورد کسب و کار به دست آورید. در مورد «بافت»؛ او تجزیه و تحلیل جنبه‌های مختلف کسب و کار از قبیل عملکرد اقتصادی، تیم مدیریت، سابقه و... را مورد بررسی قرار داد. تنها پس از انجام این پژوهش‌ها او می‌توانست مطمئن باشد که یک کسب و کار سودمند است یا خیر.

به‌طور مشابه، شما برای به دست آوردن مهارت و استفاده از فرصت‌های به دست آمده در طول زندگی خود، نیاز دارید تکالیفی انجام دهید.

صبور باشید

این مورد نیز با تسلط بر احساسات‌ خودتان مرتبط است. اما باید به این مورد، نگاه عمیق‌تری بیندازیم. صبر یک درس مهم است که باید از وارن بافت یاد بگیریم. وارن بافت می‌گوید یکی از نقاط قوت شرکتش، عجیب بودن و عدم فعالیت آن است. دیگر مدیران اغلب «معتاد» به فعالیت هستند که سبب می‌شود تجارت بسیاری از سهام آن‌ها متوسط باشد. از سوی دیگر، بافت برای به دست آوردن فرصت‌های مناسب در آینده به‌اندازه کافی صبور است. این یکی از دلایل مهمی است که اغلب افراد از آن اطلاعی ندارند: این افراد عموم به‌اندازه کافی و طولانی‌مدت نمی‌توانند صبر کنند. حرص و طمع (برای به دست آوردن سود سریع) یا ترس (از این‌که وجهه خوبی در مقابل مردم نداشته باشند)، با این افراد بازی می‌کند و به بالا رفتن احتمال خطر در انجام امورشان منجر می‌شود.

دفعه بعد که احتمال وجود خطر در کاری برای‌تان وجود داشت، برای یک لحظه توقف کنید و پرسش‌های زیر را از خود بپرسید:

  • آیا می‌دانم که چه کاری را انجام می‌دهم؟
  • آیا این کار در دایره صلاحیت من است؟
  • آیا من به‌اندازه کافی در این زمینه تمرین انجام داده‌ام؟
  • آیا می‌توانم بر احساساتم تسلط کافی داشته باشم؟
  • آیا حرص و طمع و ترس می‌تواند رویه کار مرا تغییر دهد؟
  • آیا بی‌صبر و بی‌تاب هستم؟
اگر صادقانه به این پرسش‌ها پاسخ دهید، می‌توانید از بروز خیلی از مشکلات در زندگی‌تان جلوگیری کنید.



نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 3 شهریور 1393 :: نویسنده : Hamed B
در دنیای رقابتی امروز و دریک گروه موفق دیگر روش‌های سنتی پاسخگو نیستند. اعضای تازه وارد به تیم نیاز دارند تا مهارت‌های متفاوت خود را با نیاز‌های گروه هماهنگ بکنند، چرا که‌ برخلاف بنیانگذاران گروه‌ آن‌ها نیاز بیشتر به حقوق‌ و درآمد دارند.

۱۰ نکته برای حفظ یک گروه موفق

در این مقاله قصد داریم تا تمام گام‌های مهمی که باعث موفقیت و جذاب باقی‌ماندن یک گروه می‌شود را بررسی کنیم. پس با زومیت همراه باشید:

۱. از احساسات و عواطف لازم برخوردار باشید و دید موفق خود را بین سایر اعضا به اشتراک قرار بدهید.هدف  و کار شرکت باید به اندازه کافی برای تمامی اعضا بزرگ و قابل احترام باشد و برای خودتان توضیح بدهید که چرا من اینجا هستم و وظیفه و انتظار از خودم چیست. به همین دلیل انتخاب اعضایی با این ویژگی‌ها بسیار مهم است، مخصوصا برای شرکت‌هایی با سابقه کمتر از 3 سال این انتخاب کارکنان از اهمیت بالایی برخوردار است.

۲.
از تمامی متقاضیان کاردر شرکت و همچنین کارکنان کنونی شرکت بپرسید که چرا‌ اینجا هستند و دنبال چه چیزی می‌گردند، به آن‌ها بگویید در یک دوره 3 تا 6 ماهه چه چیزی  از آن‌ها می‌خواهید. یادآوری کنید که آن‌ها هستند که باید برای باقی‌ماندن در این گروه تلاش کنند. این جمله را در محیط کار نصب کنید که: «کارکنان باید آن‌چنان عمل کنند که همانند اعضای تازه وارد دائما در حال یادگیری و برای آن‌ها الگوی خوبی باشند».

۳.
به عنوان یک مدیر به کارکنان شرکت چیزهایی بدهید که سایر دوستان آنها در شرکت‌های رقیب دراختیارشان قرار نمی‌دهند، نظیر حس مسئولیت پذیری, مشاوره, اعتماد به نفس, لذت بردن، تفریح  و حس خوب ارتباط مناسب اجتماعی. به آن‌ها حسی القا کنید که در جای دیگری تجربه نکرده‌اند، مثل: احترام, تشویق کردن, حس مهم بودن به خصوص برای اعضای جوان گروه، حتی شده با خانواده آن‌ها در مورد مشکلات موجود صحبت کنید.

۴.
هرگز از گسترش دادن دانش خود نترسید شاید این کار در ابتدا سخت باشد اما داشتن دانش به معنی قدرت داشتن است.به کارکنان خود دانش عمومی در مورد کاری که می‌خواهید داشته باشید، بدهید این کار باعث گسترش روند توسعه‌ای شرکت خواهد شد.

۵.
بسیار از عبارت متشکرم استفاده کنید. وقتی شما این عبارت را مکررا برای کارکنان به کار می‌برید آن‌ها احساس مهم بودن می‌کنند و کیفیت کار به مراتب بالا می‌رود.

۶.
تمامی اعضا را با نام کوچک بشناسید و آن ها را با این نام خطاب قرار بدهید. در هربار ملاقات  با  آن‌ها کار آن‌ها را چک کنید و وظیفه  و مسیر پیشرفت را به آن‌ها یادآوری کنید، این کار باعث می‌شود که آن‌ها حس با ارزش بودن و مورد توجه بودن داشته باشند.

۷.
همواره بگویید کار می‌کنم با و نه برای کسی! چرا که این گفتار شائبه ایجاد می‌کند و شما حتی برای سخنگو یا همکار صمیمی خود هم بگویید که وی با من کار می‌کند  و نه برای من. با اینکار به وی حس باارزش بودن و شخصیت داشتن داده‌اید.

۸.
در شرکت همواره جلسات ملاقات  و  مشورت منظمی را برگزار کنید و در این جلسات همیشه شما سخنران نباشید بلکه فرصت سخنرانی را برای همه اعضا درمورد اهداف و نحوه پیشرفت وظایف بدهید، سعی کنید در این جلسات به افرادی که در کار خود موفق‌تر ظاهر شده‌اند جوایزی را اهدا کنید و مورد تشویقشان قرار دهید.

۹.
همواره این را به یاد داشته باشید که شما یک رهبر هستید و نیاز به همکاری کارکنان دارید، برای اینکار نیاز دارید تا هرکدام از کارکنان را از نزدیک حس کنید و آن‌ها نیز وجود شما و توجه شما را ببینند و باور کنند.یکی از راهکار‌های بسیار مناسب این است که هر صبح برنامه صبحانه با کارکنان برقرار باشد.

۱۰.
به کارکنان شرکت یادآوری بنمایید که نحوه سوددهی و انجام پروژه‌های شرکت چه اهمیتی دارد. آن‌ها باید بدانند در صورت موفقیت شرکت آن‌ها نیز سهمی از این موفقیت دارند و نحوه پرداخت حقوق و پیشرفت آنها وابسته به موفقیت و سوددهی شرکت است، در نتیجه باید در به ثمر رساندن این نتیجه تلاش کنند.

شما نیز دیدگاه ‌های خود را در مورد موفقیت و راه‌های داشتن یک گروه موفق با ما درمیان بگذارید.



نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 1 شهریور 1393 :: نویسنده : Hamed B
هنگامی که درگیر اداره‌ی یک کسب‌وکار هستید ایجاد فرهنگ ارتباطات شاید به آن آسانی که فکر می‌کنید، نباشد. در شرکتی که به سرعت در حال رشد و حرکت است، ارائه‌ی بازخورد مداوم به کارکنان ممکن است از یاد برود در حالی که این مورد جزئی حیاتی برای عملکرد بهتر است.

روانشناس معروف مجارستانی، میهالی سیژنت میهالی ایده‌ی جریان(flow)  را مطرح کرده است که به حالتی از غوطه‌وری در یک کار و تسلط کامل بر آن اشاره دارد که منجر به عملکرد عالی می‌شود. یکی از سه معیار مورد نیاز برای دستیابی به این مرحله گرفتن بازخورد شفاف و فوری می‌باشد که بدون آن نمی‌توان به عملکرد مطلوب دست یافت. بارزترین راه برای دادن بازخورد، شفافیت کامل و صداقت می‌باشد. بازخورد به کارمند این امکان را می‌دهد تا دقیقاً بداند که کجا قرار گرفته است.

در اینجا 4 سؤال که کارمندن شما احتمالاً مایل به پرسیدن آنها از شما هستند اما آن را نمی‌پرسند، آمده است. اگر مدیر از این موارد آگاه باشد و آنها را  در محیط کار مطرح کند، می‌تواند عملکرد تیم خود را بهینه‌سازی کند.

4 موردی که کارکنان‌تان برای پرسیدن آن از شما ترس دارند

"آیا من عضوی از موفقیت طولانی‌مدت این شرکت هستم؟"

نگرش خود از شرکت همراه با تصور خود از موقعیت کارمند در این نگرش را با او به اشتراک بگذارید. حتی اگر شخص در این تصویر جایی ندارد دلیل آن را برایش توضیح دهید. کاری کنید که کارمند دقیقاً بداند چه نقشی در موفقیت آینده‌ی سازمان دارد. پرداختن به این سؤال شخص را درگیر گفتگویی معنادار در مورد آینده‌ی شرکت و کارکنان آن از جمله خودش می‌کند.

" آیا وجود من تأثیری بر فرهنگ و محیط دارد؟"

در بعضی مواقع در مورد اینکه چقدر نگرش و رفتار کارمندتان با فرهنگ سازمان منطبق هست یا نیست، با او به صحبت بنشینید و از او قدردانی کنید. مثالهای مشخصی از رفتارهای ارزشمند شخص بیاورید.

" استعدادهای خاص من چقدر برای شما و شرکت ارزشمند است؟"

در مورد استعداد خاص شخص و اینکه این استعدادها چگونه در موفقیت شرکت نقش دارد صحبت کنید، یا از کارمند بپرسید که استعداد اصلی او چیست و اینکه چگونه این استعداد در حال حاضر یا آینده برای اهداف کسب‌وکار شما مورد نیاز است.

"نقاط ضعف من که در ارتباط با اهداف شرکت می‌باشند، چه هستند؟"

نقاط ضف شخص را با او به اشتراک بگذارید. اگر این ضعف قابل بهبود است برنامه‌ای برای پیشرفت آن داشته باشید و اگر غیرقابل بهبود است به دنبال راهی باشید تا شخص بتواند آن را به شیوه‌ای سازنده مدیریت کند.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

زمانی که مریم میرزاخانی ۸ ساله بود عادت داشت که موفقیت‌های یک دختر قهرمان را پیش خودش تجسم کند. هر شب در رختخواب، قهرمان خیالی او شهردار می‌شود، به نقط مختلف دنیا سفر می‌کرد یا در زمینه‌های بارز دیگری، موفقیت کسب می‌کرد.

آشنایی با زندگی نخستین زنی که برنده معتبرترین جایزه ریاضی شد: مریم میرزاخانی

امروز، میرزاخانی یک استاد ۳۷ ساله ریاضیات در دانشگاه استنفورد است و هنوز هم در ذهنش داستان‌هایی می‌نگارد. جاه‌طلبی‌های او تغییری نکرده‌اند ولی بازیگران و شخصیت‌ها داستان‌هایش چرا. این بازیگران حالا سطوح هذلولی، فضاهای moduli و سامانه‌های دینامیک هستند. او بر این باور است که ریاضیات از جهاتی مانند نوشتن یک رمان است:

«شخصیت‌های مختلفی وجود دارند و شما بایستی آنها را بهتر بشناسید. داستان پیش می‌رود، آنگاه وقتی دوباره به شخصیت‌های نگاه می‌کنید، می‌بینید که نسبت به تلقی اول شما، تغییر کرده‌اند.»

ریاضی‌دان ایرانی شخصیت‌هایش را هر جا که می‌رفت با خود می‌برد، همزمان خطوط داستانش نوشته می‌شد، داستانی که سال‌ها طول کشید تا آشکار شود.

او در میان ریاضی‌دان‌ها به این ویژگی شهرت دارد که کوچک اما سرکش و رام‌نشدنی است و دشوارترین سؤالات زمینه مطالعاتی‌اش را با پایداری بسیار دنبال می‌کند. استاد راهنمای او در مقطع دکترا -کورتیس مک‌مولن- می‌گوید که او زمانی که پای ریاضیات در بین باشد او با بی‌پروایی بسیار جاه‌طلبی دارد.

با صدای آرام و یکنواخت و چشمان خاکستری مایل به آبی‌اش، میرزاخانی اعتماد به نفس تزلزل‌ناپذیری دارد. در عین حال فروتن است و زمانی که از او در مورد سهمش در حل کردن یک مشکل مطالعاتی سؤال می‌شود، می‌گوید «اگر بخواهم صادف باشم، فکر می‌کنم که سهم زیادی نداشته‌ام.» حتی زمانی که در ماه فوریه ایمیلی به او رسید که مبنی بر دریافت معتبرترین جایزه ریاضی دنیا یعنی نشان «فیلد» بود، او به سادگی عنوان کرد که شاید ایمیلی که دریافت کرده، هک شده باشد و واقعی نباشد!

اما دیگر ریاضی‌دان‌ها از کارهای او را می‌ستایند. الکس اسکین-ریاضی دان مقیم شیکاگو و همکار او – می‌گوید که تز دکتری او در مورد شمارش حلقه‌ها (لوپ‌ها) روی سطوحی که هندسه هذلولی دارند، بسیار جالب توجه و شایسته درج در کتاب‌های درسی ریاضی است.

ریاضی‌دان دیگر ساکن شیکاگو -بنسون فارب- هم عقیده دارد که یکی دیگر از کارهای او که در مورد دینامیک سطوح انتزاعی مرتبط با میزهای بیلیارد است، شایسته دریافت «قضیه دهه» است.

آشنایی با زندگی نخستین زنی که برنده معتبرترین جایزه ریاضی شد: مریم میرزاخانی

تهران

در کودکی میرزاخانی، تمایلی نداشت که یک ریاضی‌دان شود. هدف نخستین اصلی او این بود که هر کتابی را که به دستش می‌رسد، بخواند. او همچنین برنامه‌های تلویزیونی که در مورد زندگی زنان مشهوری مثل ماری کوری یا هلن کلر بود، نگاه می‌کرد، بعدها او رمانی درباره ونسان ون گوک به نام «شور زندگی» را خواند. این داستان‌های جس جاه‌طلبی تعریف‌نشده‌ای را در او برای انجام کاری بزرگ در زندگی القا کردند، شاید نویسنده شدن!

آشنایی با زندگی نخستین زنی که برنده معتبرترین جایزه ریاضی شد: مریم میرزاخانی

آشنایی با زندگی نخستین زنی که برنده معتبرترین جایزه ریاضی شد: مریم میرزاخانی

میرزاخانی در شرایط مدرسته ابتدایی را تمام کرد که جنگ ایران و عراق تمان شده بود و فرصت‌های برای دانش‌آموزان دارای انگیزه در حال فراهم شدن بود. او در آزمون ورودی مدرسه راهنمایی فرزانگان شرکت کرد. خودش می‌گوید که خوش‌شانس بوده، چون در شرایطی پا به مرحله نوجوانی گذاشت که شرایط پایدارتر شده بودند.

در نخستین هفته‌ای که وارد مدرسه فرزانگان شد، دوست مدام‌العمرش را پیدا کرد -رؤیا بهشتی- او حالا استاد ریاضی دانشگاه واشنگتن در سنت لوئیس است.

این دو دوست عادت داشتند که کتابفروشی‌ها نزدیک مدرسه را جستجو کنند، از آنجا که زیر و رو کردن کتاب‌ها در کتاب‌فروشی‌ها با نارضایتی کتابفروش‌های همراه بود، آنها مجبور بودند که به صورت تصادفی کتاب‌ها را بردارند و بخرند.

آشنایی با زندگی نخستین زنی که برنده معتبرترین جایزه ریاضی شد: مریم میرزاخانی
با پدر و مادر در اصفهان

اما جالب است بدانید که در سال اول وضعیت ریاضی میرزاخانی چندان جالب نبود، طوری که معلم ریاضی او را صاحب نبوغ خاصی تشخیص نمی‌داد. میرزاخانی به همین خاطر علاقه‌اش را به ریاضی از دست داد.

سال بعد او معلمی داشت که مشوق‌تر بود، عملکرد او در ریاضی به شیوه چشمگیری بهتر شد. در سال دوم دیگر او مبدل به یک ستاره شده بود.

در مقطع دبیرستان او میرزاخانی و بهشتی به دبیرستان فرزانگان رفتند و در آنجا بود که آن دو زمانی تصمیم گرفتند که مسئله‌های المپیاد انفورماتیک را با هم حل کنند، آنها می‌خواستند ببینند که چقدر توانایی حل این دست مسائل را دارند، برای همین به صورت مشترک روی آنها کار کردند و توانستند سه مسئله از شش مسئله را ظرف چند روز حل کنند، البته در آزمون واقعی، هر شرکت‌کننده تنها ۳ ساعت وقت برای حل کردن مسائل داشت.

با هدف کشف توانایی‌های خودشان در رقابت‌های مشابه، آن دو پیش مسئولان دبیرستان رفتند و خواستند که کلاس‌هایی برای حل مسائل المپیادها در دبیرستان تشکیل شود، مثل همان‌هایی که در دبیرستان‌های پسرانه برگزار می‌شد. خوشبختانه مدیر دبیرستان شخصیت بسیار قوی‌ای داشت، او به میرزاخانی اطمینان داد که با وجود اینکه تا آن زمان هیچ دختری نتوانسته بود وارد تیم المپیاد ریاضی ایران شود، میرزاخانی شایستگی مبدل شدن ورود به این تیم را دارد.

در سال ۱۹۹۴، میرزاخانی و بهشتی در ۱۷ سالگی وارد تیم المپیاد ریاضی ایران شدند. میرزاخانی در نهایت مدل طلای المپیاد را دریافت کرد.

هاروارد

اما گرفتن مدال طلای المپیاد، لزوما تضمین‌کننده موفقیت در پژوهش‌های ریاضی نیست. در مسابقات ریاضی، کسی می‌آید و یک مسئله را با یک پاسخ هوشمندانه طراحی می‌کند، اما وقتی وارد پژوهش واقعی می‌شویم با مسائلی روبرو می‌شویم که اصلا ممکن است پاسخی نداشته باشند. اما میرزاخانی برخلاف دیگر افراد موفق در المپیادها، توانایی ایجاد نگرش خاص خود را داشت.

میرزاخانی بعد از حضور در دانشگاه شریف در سال ۱۹۹۹، به دانشگاه هاروارد رفت و در آنجا در همایش مک‌مولن شرکت کرد. در آغاز او چیز زیادی از مسائلی که مک‌مولن مطرح می‌کرد، درک نمی‌کرد، اما شیفته زیبایی مسئله یعنی هندسه هذلولی‌ها شده بود. او به دفتر مک‌مولن می‌رفت و او را با سؤالات زیاد بمباران می‌کرد، سؤالاتی که با عجله به زبان فارسی نوشته بود.

او در ذهنش تصویری از مسائل را مجسم می‌کرد و بعد به دفتر مک‌مولن می‌آمد و شرحشان می‌داد. میرزاخانی شیفته سطوح هذلولی شده بود -سطوحی به شکل دونات با دو یا تعداد بیشتری حفره.

یک قرن است که این سطوح مورد توجه شاخه‌های مختلف دانش ریاضی یا حتی فیزیک قرار گرفته‌اند. اما در این مدت به بسیاری از سؤالات در زمینه این سطوح پاسخ داده نشده است، یکی از این سؤالات در مورد خطوط مستقیم یا geodesic ها روی سطوح هذلولی است.

یک سطح هذلولی را در ذهن تصور کنید و بعد خطوط مستقیمی را در نظر بیاورید که دو نقطه دلخواه آن را به هم متصل می‌کنند، حالا به نظرتان چطور می‌شود، تعداد خطوط مستقیمی را مصاحبه کرد که طول مشخصی داشته باشند؟

میرزاخانی در تز سال ۲۰۰۴ در مورد همین خطوط کار کرده بود. تز او در قالب سه مقاله در سه نشریه معتبر ریاضی چاپ شد.

آشنایی با زندگی نخستین زنی که برنده معتبرترین جایزه ریاضی شد: مریم میرزاخانی

میرزاخانی خودش را ریاضی‌دان کُندکاری می‌داند، او دوست دارد که سال‌ها به صورت عمقی روی مسائل کار کند. مسائلی وجود دارند که بیش از یک دهه روی آنها کار کرده است. او هرگز ناامید نمی‌شود و آهسته و پیوسته روی مسائل کار می‌کند.

راهبرد آهسته و پیوسته او به زندگی‌اش هم تعمیم یافته است:

جان وندراک -همسر میرزاخانی که دانشمند علوم کامپیوتر تئوریک در مرکز پژوهشی IBM در سن خوزه است- روزی را به یاد می‌آورد که با او برای دویدن به بیرون رفته بودند، جان آن زمان بسیار روی فرم بود، ما میرزاخانی ناآماده بود، جان نیم ساعته ورزشش را تمام کرد، اما میرزاخانی هنوز با همان شتاب آهسته به دویدن ادامه می‌داد.

میرزاخانی عادت دارد که هنگام کار طراحی‌های و تجسماتش را روی کاغذ بکشد. او تکه کاغذهای بسیار بزرگی را روی کف اتاق می‌گذارد و بعد ساعت‌های طولانی نقش‌هایی روی آنها می‌کشد که در نگاه اول یکسان به نظر می‌رسند. جان وندراک خودش نمی‌داند که چطور میرزاخانی با این سبک کار می‌کند اما مهم این است که در نهایت این شیوه کاری، به نتیجه می‌رسد. شاید زمینه تحقیقاتی میرزانی آنقدر انتزاعی و پیچیده هستند که راه‌های روتین حل قدم به قدم مسائل، در مورد آنها پاسخگو نباشد.

به تصویر کشیدن مسائل، برای میرزاخانی نسبت به روی کاغذ آوردن همه جزئیات بسیار کاراتر است.

آشنایی با زندگی نخستین زنی که برنده معتبرترین جایزه ریاضی شد: مریم میرزاخانی

آشنایی با زندگی نخستین زنی که برنده معتبرترین جایزه ریاضی شد: مریم میرزاخانی

میرزاخانی می‌گوید که دختر سه‌ساله‌اش -آناهیتا- وقتی که او کار می‌کند می‌گوید: «اوه! مامان بازم نقاشی می‌کشه!» شاید این کودک فکر می‌کند که مادرش نقاش است!

آشنایی با زندگی نخستین زنی که برنده معتبرترین جایزه ریاضی شد: مریم میرزاخانی

زمینه تحقیقاتی میرزاخانی با قسمت‌های مختلف ریاضیات مثل هندسه تفاضلی، تحلیل‌ پیچیده و سامانه‌های دینامیک مرتبط است.

در سال ۲۰۰۶، میرزخانی توانست مسئله دشواری را حل کند: بر سر سطوح هذلولی چه می‌آید وقتی هندسه آنها با مکانیسم‌های شبیه زلزله تغییر شکل پیدا می‌کند؟!

مسئله دشوار بعدی این بود: پیشبینی شیوه حرکت و نحوه رفتار یک توپ بیلیارد روی میزی که به جای شکل معمول به صورت چندضلعی است. یک قرن پیش بود که ریاضی‌دان‌های پیدا شدند که این مسئله ظاهرا آسان را مطرح کردند، اما در این یک قرن پاسخ سرراستی برای این مسئله پیدا نشده بود، تا اینکه در سال‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ میرزاخانی، اسکین و امیر محمدی موفق به حل آن شدند.

آشنایی با زندگی نخستین زنی که برنده معتبرترین جایزه ریاضی شد: مریم میرزاخانی




نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

قانون هشتم : حمایت مداوم مدیریت ‌سازمان و افراد كلیدی را به ‌دست ‌آور !

لازم ‌است مدیر پیش ‌از آغاز كار حمایت افراد مهم‌ درگیر پروژه را به‌ دست ‌آورد . مهارت كلامی و قدرت چانه‌زنی بالا اینجاست كه خودنمایی می‌كند . این ‌قانون مشابه قانون اول ،‌ اما فراتر از آن است ؛ مدیر در اینجا نه‌ تنها نظر مثبت ایشان را جلب‌می‌كند كه آنها را راضی‌ می‌كند گاهی از نفوذ یا قدرت خود برای پیشبرد كارهای پروژه استفاده‌ نمایند

قانون نهم : منتظر و مترصد تغییرات باش

 این قانون دركنار قانون سوم معنا دارد . پروژه همواره درمعرض تغییرات گوناگون است ؛‌ تغییرات محیطی ، تغییر نیازها ،‌ تغییر روش و انبوه تغییرات دیگری كه ممكن‌ است برای پروژه رخ ‌دهد . مدیر نباید منتظر تغییرات بماند و پس ‌از رخ‌دادن نسبت به ‌آنها واكنش نشان‌دهد ؛ بهتر است مدیران بیاموزند كه نسبت به تغییرات پیش‌دستی ‌كنند ؛ مدیران‌ موفق خود عامل ایجاد تغییرند

تغییر یك اصل در دنیای پرشتاب امروز است . مقابله با تغییرات و اقدامات مناسب در قبال آنان هنر مدیر و برنامه‌ریزان پروژه را مشخص ‌می‌نماید . چگونگی عمل آنها در قبال تغییرات و انعطاف‌پذیری برنامه ، پروژه را به‌سوی موفقیت یا شكست راهبری ‌می‌كند . به ‌یاد داشته ‌باشید كه جهت‌دهی تغییر ، مطابق امكانات تیم ‌پروژه می‌تواند نجات‌دهنده‌ مدیر و پروژه‌اش باشد ؛ اگر منتظر تغییر بمانید و آنگاه عكس‌العمل نشان دهید ،‌ زمان زیادی را از دست ‌خواهید داد . چشمان خود را برای مشاهده‌ تغییرات بیش ‌از پیش باز بگذارید !

قانون دهم : افراد را ازآنچه تاكنون انجام‌ داده‌ای مطلع‌ كن

مدیر باید كلیه‌ افراد مهم‌ درگیر در پروژه را از پیشرفت ، مشكلات و تغییرات پروژه آگاه‌ سازد . او باید از این قانون ساده پیروی ‌كند : آگاه‌سازی افراد از همه‌ چیز ! مهم‌ترین قانون در دنیای كار ،‌ راست‌گویی و صداقت است . بهتر است در مواجه با مشكلات حقیقت را با افراد كلیدی در میان گذارید و از آنان در حل‌ مشكلات راهنمایی و حمایت بخواهید

قانون یازدهم : مبدع كارهای نو و روشهای نو باش

پروژه یعنی كار نو ! ازآنجا كه تقریبا تمام پروژه‌ها در نتایج ، تیم ‌پروژه ، اهداف ، انتظارات و زمان متفاوتند باید مترصد استفاده از روشهای نو ، ابزار نو ،‌ نرم‌افزارهای جدید ، افراد و متخصصین ‌جدید بود . روشهایی كه در گذشته موجب رشد و پیشرفت شده‌اند ممكن است نتوانند راه‌گشای مشكلات حال شما باشند

قانون دوازدهم : رهبر پروژه باش

راهبری پروژه ، كار سختی است . رهبری افراد درمیان مسیری نو و ناآشنا به‌سوی اهداف نو بسیار مشكل است . رهبری هنری است كه به ‌شكل ذاتی در برخی وجود دارد ؛ تنها مطالعه‌ كتب مدیریت كافی نیست . مدیریت تنها خواندن گزارش‌های نظارتی ، تایید یا رد پیشنهادات یا صدور فرمانهای لازم در قبال تغییرات ، نیست ؛ مدیریت ، فراتر از اینها ، در همراه بودن با تیم ‌پروژه و ایجاد انگیزه در آنها نهفته است .مدیر باید بتواند افراد مختلف با سلیقه و افكار مختلف را ،‌ برای دستیابی به یك هدف واحد گردهم آورد و تا پایان پروژه در كنار یكدیگر نگاه ‌دارد ؛ شاید تشكیل تیم آسان باشد ،‌ اما مهم نگاهداری تیم تا پایان پروژه است .

درنگاه ‌اول عمل به این قوانین مشكل به ‌نظر می‌رسد ، اما موفقیت یا شكست پروژه در عمل به این موارد نهفته است . اساس دانش مدیریت پروژه بر مبنای همین دوازده‌ قانون ‌طلایی ، پی‌ریزی ‌شده ‌است . توجه به این قوانین نشان ‌می‌دهد كه مدیریت پروژه ، همان مدیریت است كه این‌بار بر مبنای پروژه ظهور كرده ‌است . در نهایت كلیه‌ تكنیك‌های مدیریت ، از یك ‌سری اصول پیروی ‌می‌كنند و با شناخت آنها و اضافه کردن ویژگی‌های خاص پروژه‌هاست که می‌توان پروژه را به‌ خوبی مدیریت ‌نمود .





نوع مطلب : تخصصی (مدیریت)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 141 )    1   2   3   4   5   6   7   ...