تبلیغات آیا تا به حال برای شما پیش آمده؟ روزهایی که با افکاری مثبت و امیدوارانه سر از بالش بر میدارید تا شب انگیزه مثبتتری برای کار دارید و نحوه برخوردتان با وقایع محیطی مثبتتر میشود؟ در این روزها خیلی در پی آن نیستید که از اتفاقهای مختلف بهانهگیری کنید و عیبهای خود و دیگران را مورد ارزیابی قرار دهید و.....
و احتمالا عکس آن را هم تجربه کردهاید. صبح با بیحوصلگی از خواب بیدار میشوید و با حالتی عبوس برای بیرون رفتن آماده میشوید و اتفاقا در راه و در محل کارتان با رخدادهای نه چندان خوشایند هم روبرو میشوید. با خود میگویید از همان اول صبح مشخص بود که امروز روز نحسی است!
خیر. چنین نیست. نامیمونی یک روز به دست افکار ماست. ما هستیم که میتوانیم آغازی مبارک بیافرینیم و یا با روی آوردن به افکار منفی شروعی دلگیر و ناامیدانه را رقم بزنیم.
در اینجا میخواهیم شما را با افکار و عملکردهایی آشنا کنیم که میتواند بازخوردهای منفی و و یا مثبتی را برای خود شما داشته باشد و در مجموع بر کل زندگیتان آثار خوب یا بدی را بگذارد.
الفبای زندگی با استفاده از حروف فارسی
الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها، ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم، پ: پویاپی برای پیوستن به خروش حیات، ت:تدبیر برای دیدن افق فرداها
اگر به دیگری نفرت بورزید با حلقههایی کیهانی به او متصل میشوید و به بند او در میآیید. به هر چه نفرت بورزید با طوقی کیهانی به بند و اسارتش در میآیید اگر در تمام دنیا یک نفر باشد که به راستی از او خوشتان نمیآید همانا او کسی است که با حلقهای محکمتر از فولاد خود را به او وصل کردهاید.
هرگز از برچسب منفی استفاده نکنید نگویید من همیشه خراب میکنم، چرا که نتیجهاش جز تشویق، اضطراب، عجز، ناتوانی و عدم اتکاء به نفس نیست.
گفتهاند: اگر زندگی را با همه آنچه که در اوست دوست داشته باشید زندگی نیز به شما عشق خواهد ورزید.
اگر مایل باشیم تاکسی یا چیزی را به خود جذب کنیم باید به آن عشق بورزیم. و البته نیک میدانیم که: دوست داشتن کسانی که به ما نیکی کرده و میکنند هنری نیست که بتوان به او تفاخر کرد. هنر واقعی، عشق ورزیدن به آنهایی است که به ما بد کردهاند.
عشق یعنی احضار موهبتهای جاودان زندگی. پس بیایید تا از خرمن گفتهها و نوشته های بزرگان، توشهی برگیریم.
هیچ چیز در زندگی معنایی ندارد. مگر معنایی که شما به آن میدهید.
به یکدیگر عشق بورزید اما عشق را به بند نکشانید بگذارید میان با هم بودنتان فضایی و فاصلهای باشد، با یکدیگر شادمان باشید اما بگذارید هر یک از شما تنها باشد.....
در کنار هم بمانید اما به هم نچسبید.
به جای این که خود را یک انسان ببینید به سیمای موجود الهی به خویشتن نگاه کنید.
بارش کنید، مهرتان را بارش کنید، عشقتان را بارش کنید. فکر مثبت را بارش کنید، بارش تبسم، بارش لبخند، بارش انرژی مفید، بارش اطلاعات و دانستهها.
به فکر اصلاح خود باشید تا وقت و فرصتی برای انتقاد از دیگران نداشته باشید.
پروردگارا به من آرامش ده تا بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم و دلیری ده تا تغییر دهم آنچه را که میتوانم تغییر دهم. بینش ده تا تفاوت ایندو را دریابم مرا فهم ده تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتارکنند.
سقف آرزوهایت را تا جائی بالا ببر که بتوانی چراغی به آن نصب کنی.
خود را شکوهمند و سرشار از شوکت، جلال، عظمت و قدرت ببینید. ببینید که موجودی محبوب و دوست داشتنی، سالم، کاردان و لایق هستید دنیا را به صورت مکانی بسیار زیبا برای شادمانه کار کردن و شادمانه بالیدن ببینید.
کسانی که دیگران را از ابراز عشق و محبت محروم میکنند در واقع خودشان را از جذب مهر و محبت محروم میسازند.
با یادآوری به کینهها و نفرتها مدام آنها را بزرگتر و بزرگتر میکنیم و با بخشیدن، بزرگترین لطف را به خودمان میکنیم اما لزوماً، بخشیدن به معنای بر قراری ارتباط نیست.
خوشبختی به کسانی روی میآورد که برای خوشبخت کردن دیگران میکوشند.
عشق به دیگران
بهجت و سرور، مغناطیسی است که همه موهبتهای عالم را وا میدارد تا به سوی شما بشتابند. افسردگی و اضطراب نیز مغناطیسی است تا تمام مشکلات به سوی شما پرواز کنند برای پیروزی در حیطه ماوراءالطبیعه و برای کامیابی از عالیترین ثمره کار خود باید در وجد و سرخوشی باشید.
به من بگویید درباره خودتان و همسایهتان چه نظری دارید تا دقیقا به شما بگویم که تندرستیتان در چه حال است و وضع مالی و هماهنگی زندگیتان چگونه است. اگر به انسانها عشق نمیورزید و اعتماد ندارید به خدا نیز نمیتوانید عشق بورزید و اعتماد کنید اندیشه عشق و نفرت به طور همزمان نمیتواند در ذهنتان وجود داشته باشد پس هر گاه به یکی از آنها سرگرم باشد قطعاً دیگری غایب است. به دیگران اعتماد کنید و اقتدار ناشی از آن عمل را صرف توکل به خدا کنید این کار سرشار از جادوست. معجزهها و شگفتیها میآفریند. محبت و اعتماد نیروهایی پویا و زندهاند.
آنچه شما درباره خود فکرمیکنید، بسیار مهمتر از اندیشههایی است که دیگران درباره شما دارند.
درباره درخت، بر اساس میوهاش قضاوت کنید، نه بر اساس برگهایش!
آن قدر شکست خوردن را تجربه کنید تا راه شکست دادن را بیاموزید.
پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آنست که بعد از هر زمین خوردنی برخیزی.
اگر سعی کنید در جهت کسب تایید سایرین تلاش بیشتری به عمل آورید هنگامی که دیگران متوجه این وضع بشوند قادر خواهند بود قدرت بیشتری روی شما اعمال کنند.
علت این که شما به راحتی خاطرات تلخ و منفی خود را به یاد میآورید این است که آن را خیلی در ذهن مرور میکنید یعنی تصویر آن را بارها و بارها در ذهن خود ترسیم میکنید و گاه حتی آن را به زبان توصیف میکنید که آن توصیف کردن در واقع دقیق شدن و همه جانبه نگاه کردن به تصویر است.
اگر مطلوب خدا باشید قضاوت دیگران چه لزومی دارد. اگر رضایت خدا را جلب کردید مطمئن باشید که مردم نیز بادیده احترام به شما مینگرند.
از خودنمایی بپرهیزید امروزه خودنمایی باعث شده انسانها همه آسایش و راحتی خود را از دست داده و به عناوین گوناگون خود را ارضاء کنند. زندگی قسطی نمونه بارزی از این واقعیت است.
هر حادثهای را دلیلی برای مصلحت خود بدانیم.
پیش از آن که پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آن که تصمیم بگیری با چند نفر.....
اندیشه کردن به این که چه بگویم، بهتر است از پشیمانی از این که چرا گفتم.
طوری رفتار کنید که گویی به موفقیت خود اطمینان دارید و پر از انرژی هستید و برای ایجاد روحیه وانمود کنید که به هدف رسیدهاید.
نگران فردا نباش، فردا به قدر کافی نگرانیهای خود را دارد. لزومی ندارد بر مشکلات هر روز بیفزایی!
اراده آهنین، زمین خوردگی هفت باره و بلند شدن هشت باره است.
آن گاه که همه به دنبال چشمانی زیبا هستند تو به دنبال نگاهی زیبا باش.
اگر فکر کنید کاری با موفقیت توأم است نیرویی در این جهت ایجاد میگردد و نتیجه مثبت خواهد شد.
برای کوبیدن یک حقیقت، خوب به آن حمله مکن، بد از آن دفاع کن.
در ادامه توصیه میکنیم جملات تاکیدی زیر را هر روز در ساعاتی مشخص با باور و یقین تکرار کنید.
اگر در مخمصه گیر کرده باشم همیشه راهی برای دگرگون کردن اوضاع هست.
اهمیت ندارد که چه اتفاقی رخ میدهد ، نور درونم از من حمایت خواهد کرد.
من هر لحظه قادرم با تصمیمی جدید زندگیام را به کلی تغییر دهم.
چون یاد خدا همراهم است از هیچ چیز نمیهراسم.
من همه را میبخشم و خود را رها میسازم.
من قبول میکنم که انسان جایزالخطاست.
هیچ قدرتی وجود ندارد که مرا آزار دهد.
من یقین دارم که پیروز خواهم شد.
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391
همواره به خاطر داشته باشید که شادمانی در محیط کار، نیازمند تلاش های مستمر است. شما نمی توانید نظاره گر اطراف باشید و هیچ کاری نکنید و فقط با آرزوی شادی، انتظار رخ دادن آن را داشته باشید. رضایتمندی و شادمانی در محیط کار، نیازمند برداشتن گام های اساسی است که روزانه باید انجام دهید:
1- سعی کنید خوش بین باشید
:
خوش بینی، داشتن نگاه مثبت و امیدواری حتی در بدترین شرایط
است. خوش بینی، قابل یادگیری است. گاهی اوقات تظاهر به خوش بینی، موجب تقویت و رشد
آن می شود. خوش بینی نوعی تصمیم گیری است که کمک می کند از شغل تان راضی باشید.
2- نگرش تان را تغییر دهید
:
علت نارضایتی بسیاری از کارکنان، نگرش منفی آنان به کار است.
این افراد همیشه درگیر یک جنگ روانی هستند که آیا عضو مؤثری برای سازمان محسوب می
شوند یا خیر. با این ذهنیت که عضو مفیدی برای سازمان هستید، حس غرورتان را تقویت
کنید.
3- قدرشناس شغلتان باشید :
زندگی شما از طریق شغل تأمین می شود. اگر بیکار بودید، نمی
توانستید نیازهای زندگی تان را بر طرف کنید. بنابراین باید از شغل تان سپاسگزار
باشید.
4- از انتقاد به خود بپرهیزید :
بسیاری از افراد وقتی مرتکب
خطایی می شوند، احساس گناه و شرمساری می کنند. به جای تأسف سعی کنید از این خطا در
جهت بهبود و رشد، درس بگیرید. از انتقاد منفی به خود بپرهیزید و سعی کنید خود را
به خاطر موفقیت های هر چند جزیی تحسین کنید
5- با همکارانتان با نرمش و گذشت رفتار کنید
:
گذشت در هر شرایطی - به ویژه
برای افرادی که همه روزه آنان را می بینیم - دشوار است. اگر کسی شما را آزرده خاطر
یا ناراحت کرد، او را چرا که ببخشید کینه ورزی بر سلامت جسم و روان، اثر منفی می
گذارد.
6- از خودتان حمایت کنید
انسان وقتی زیر فشار روانی و
انتقاد دیگران است، به ندرت می تواند شاد باشد.بیشتر افراد ترجیح می دهند در چنین
شرایطی، به جای مقابله به مثل، سکوت کرده یا اتاق را ترک کنند. اما شما چنین کاری
نکنید؛ اجازه ندهید استرس و انتقادها ناامیدتان کند. محکم بایستید و از خودتان
حمایت کنید. این اقدام موجب تقویت اعتماد به نفس می شود.
7- شایعه سازی نکنید :
شایعه، اعتماد به نفس، روابط و
اتحاد را از بین می برد و در عوض، خصومت، کینه و بدبینی به وجود می آورد و می
تواند بهره وری را کاهش دهد. شایعه هیچ جنبه مثبتی ندارد. افراد وقتی شایعه می
سازند، نمی دانند چه عواقبی به دنبال دارد. اگر می خواهید درباره شما شایعه ای
نسازند، اجازه ندهید که برای دیگران شایعه بسازند.
8- صمیمی باشید :
این یک واقعیت است که کار وقتی
جذاب تر می شود که همکاران خود را دوست داشته باشید. وقتی با دیگران رفتاری
دوستانه و مسالمت آمیز داشته باشید، محیطی همراه با محبت و صمیمیت به وجود می
آورید.
9- انتظار تغییر داشته باشیدو خود را برای آن آماده کنید :
کارکنان بیشتر از هر زمان دیگری در
معرض تغییرات قرار دارند. این تغییرات شامل سازگاری با خط مشی ها و رویه ها، فن
آوری های جدید و رشد سریع کوچک سازی است. وقتی تغییرات رخ می دهد، افراد به لحاظ
مسئولیت پذیری و توسعه فن آوری جدید، احساس خطر می کنند.
10- درخواست انتقال کنید :
اگر به همه توصیه ها عمل کردید
و فایده ای نداشت، آن گاه تصمیم بگیرید که تقاضای مرخصی بلند مدت یا انتقال کنید.
اگر شغل تان جذابیت و نشاط کافی نداشت، آن را رها کنید و به دنبال مشاغل جذاب تری
باشید.
همواره به خاطر داشته باشید که شادمانی در محیط کار، نیازمند تلاش های مستمر است.
شما نمی توانید نظاره گر اطراف باشید و هیچ کاری نکنید و فقط با آرزوی شادی،
انتظار رخ دادن آن را داشته باشید. رضایتمندی و شادمانی در محیط کار، نیازمند
برداشتن گام های اساسی است که روزانه باید انجام دهید. شادمانی را باید ایجاد و
سپس آن را حفظ کرد. با استفاده از این استراتژی ها و تلاش آگاهانه، به سادگی می
توانید شادی را در محیط کارتان به ارمغان آورید.
منبع : رایان راهبرد چابک
وقتی که نشستم تا مطالعه کنم، نیمکت پارک خالی بود. در زیر شاخههای طویل و پیچیدهی درخت بید کهنسال، دلسردی از زندگی دلیل خوبی برای اخم کردنم شده بود،چون دنیا میخواست مرا درهم بکوبد.
پسر کوچکی با نفس بریده به من نزدیک شد.
درست مقابلم
ایستاد و با
هیجان بسیار گفت: “نگاه کن چه پیدا کردهام!” در دستش یک شاخه گل بود و چه منظرهی رقتانگیزی! گلی با گلبرگهای پژمرده.
از
او
خواستم گل پژمردهاش
را
بردارد و برود
بازی کند. تبسمی کردم، سپس سرم را برگرداندم. اما او بهجای آن که دور شود، کنارم نشست و گل را
جلوی بینیاش گرفت و
با شگفتی فراوان گفت: “مطمئنا بوی
خوبی میدهد و زیبا نیز هست! به همین دلیل آن را چیدم. بفرمایید! این مال شماست.”
آن علف هرز
پژمرده شده بود، و رنگی نداشت، اما میدانستم که باید آن را بگیرم
و گرنه امکان داشت او هرگز نرود. از اینرو دستم را به سوی گل دراز کردم و پاسخ دادم: “ممنونم، درست همان چیزی است که لازم داشتم.”
ولی
او به
جای اینکه گل را در دستم بگذارد، آن
را در وسط هوا نگه داشته بود، بدون دلیل یا
نقشهای… آن وقت
بود که برای نخستینبار .مشاهده کردم پسری که علف هرز را در دست داشت، نمیتوانست ببیند،
او نابینا بود!
ناگهان صدایم لرزید، چشمانم از اشک
پر شد
او تبسمی کرد و
گفت: “قابلی ندارد.” سپس دوید و رفت تا بازی کند. توسط چشمان
بچهای نابینا،
سرانجام توانستم ببینم، مشکل از دنیا نبود، مشکل از خودم بود و به
جبران تمام آن زمانی که خودم نابینا بودم، با خود عهد کردم زیبایی زندگی را ببینم و قدر هر ثانیهای که مال من است را بدانم و آن وقت آن
گل پژمرده را جلوی بینیام گرفتم و رایحهی
گل سرخی....زیبا را احساس کردم وقتی که دیدم آن پسرک، علف هرز دیگری در دست دارد، تبسمی کردم
“او در حال تغییر
دادن
زندگی مرد
سالخوردهی دیگری بود ”
زندگی
زیباست چشمی باز کن
زیبایی زندگی
همواره در اطراف توست، چشمانت را باز كن و آن را كشف كن، از آن لذت ببر، آن را منعكس كن
و جزیی از آن شو
از قدرت و زیبایی جوانیت
لذت ببر
و یادت
باشه قدر قدرت و زیبایی جوانیت رو نمی فهمی تا وقتی رنگ ببازه. اما باور کن
20 سال دیگه، وقتی به عکسهات نگاه کنی متوجه میشی چه امکاناتی در برابرت قرار
داشته و چقدر ظاهر دل انگیزی داشتی، اینو الان
متوجه نیستی!
تو اِنقدر که فکر می کنی چاق نیستی! دل نگران آینده نباش. نگران ِ نگرانی اونایی باش که به فکر مشکلاتی هستند که حل کردنش برای تو مثل آب خوردنه. مشکلات واقعی زندگی چیزهایی هستند که هرگز به خاطر ِ نگرانت خطور نمی کنه، مثل مشکلاتی که در یک ساعت معمولی، در یک روز معمولی هفته، تو رو به خودت می پیچونه. هر روز حداقل دست به کاری بزن که ازش می ترسی
آواز بخون، با احساسات و دل ِ مردم با بی احتیاطی برخورد نکن و با کسانی که با تو اینطور برخورد می کنن کنار نیا. راحت باش. وقتت رو با حسادت تلف نکن. گاهی انسان پیشه و گاهی عقب تر از دیگران، این یک قائده ست و در انتهای راه به خودت ایمان داشته باش.
تعریف هایی که ازت میشه به خاطر بسپار و اِهانت ها رو فراموش کن و اگه در این مورد موفق شدی به منم یاد بده. محبت ها و دلدادگی ها رو حفظ کن و عملکرد حساب بانکی ت رو بریز دور. سعی کن اگه نمی دونی با زندگیت چی کار کنی، احساس گناه به خودت راه نده. خیلی ها رو می شناختم که در 22 سالگی هنوز نمی دونستن و خیلی ها رو می شناسم که 40 سال دارن و هنوز نمیدونن.
زیاد مشورت کن. با زیر دستانت مهربان باش. روزی دلت براشون تنگ میشه
شاید
ازدواج کنی؟ شاید هم نکنی؟ شاید بچه دار شی؟ شاید هم نشی؟ شاید در
40 سالگی طلاق بگیری؟ شاید در هفتاد و پنجمین سالگرد ازدواجت بلند شی و
برقصی؟
.به هر حال هر کاری می کنی زیاد به خودت غره نشو. زیادی هم خودت رو سرزنش نکن. انتخابهای تو در زندگی مثل دیگران فقط روی شانس و فرصته
از بدنت لذت ببر و هر طور می تونی ازش بهره بگیر. از نظر دیگران درباره بدنت نترس، جسم تو با ارزشترین ابزاریه که در اختیار داری. در هرحال از خوندن مجلات زیبایی پرهیز کن، چون باعث میشه حس کنی......زشتی!
.پدر و مادرتو بشناس، هرگز نمی دونی کـِی اون ها رو از دست میدی
.با خواهر و برادرانت
مهربان باش. اونها بهترین رابط تو با گذشته اند و
به احتمال فراوان در آینده نیز همراهت خواهند بود
اینو درک
کن که دوستان میان و میرن ولی معدودی که ارزش دارن رو
نگهدار. سعی کن فواصل جغرافیایی و تفاوت
دیدگاه ها رو کم کنی، چون هرچه از سنت بگذره بیشتر به
کسانی که در جوانی می شناختی نیاز پیدا خواهی کرد.
می تونی در نیویورک زندگی کنی، اما قبل از اینکه بهت فشار بیاد، اونجا رو ترک کن، می تونی در شمال کالیفورنیا زندگی کنی، اما قبل از اینکه زیاد بهت خوش بگذره ، اونجا رو هم ترک کن.
.سفر کن، زیاد با موهات ور نرو ... وگرنه در 40 سالگی 85 ساله
به نظر می رسی
دقت
کن به کی نصیحت می کنی؟ اما همیشه در برابر نصیحت صبور باش
.نصیحت شکلی ست از بیان پند به دیگران
مانع از...نابودی زندگی میشه و اونو جلا میده. زشتی هاشو از بین می بره و باعث
میشه بیش از ارزش واقعیش از اون لذت ببری
و
به هرحال در تند باد حوادث مواظب خودت باش
چهارشنبه 16 فروردین 1391

زندگی همچون بادکنکی است در دستان کودکی
که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتن آن را از بین میبرد . . .
ابزار وبلاگنویسان