تبلیغات
Success

Success

پنجشنبه 27 فروردین 1394

-- به کانال ما در تلگرام بپیوندید --

نویسنده: Hamed B   

successmihanblog@

موقعی که در ذهنمان مجسم کنیم که به هدف رسیده‌ایم و نتیجه را قبل از این که به آن برسیم، ببینیم، این علاقه ایجاد می‌شود که ما با اشتیاق بیشتر حرکت کنیم. موقعی که مزایا و منافع اهداف را برای خودمان یادآوری کنیم و مرتب مجسم کنیم، این عشق و علاقه ایجاد می‌شود؛ و بعد انگیزه هم ایجاد می‌شود و این انگیزه باعث حرکت و فعالیت در جهت رسیدن به هدف می‌شود.

در زمینه هدف‌گذاری عده‌ای می‌گویند شما هدفتان را بنویسید و هرروز تکرار کنید، و عده دیگری نیز می‌گویند شما هدفتان را به زبان بیاورید یا بنویسید، سپس آن را فراموش کنید، ناخودآگاه شما این را محقق خواهد کرد. من هر دو دیدگاه را تا حدی تایید می‌کنم، اهداف باید القا شود؛ من اگر بنویسم و فراموش کنم، شاید بعدها به کلی هدفم را فراموش کنم، باید القا شود و به صورت عادت دربیاید؛ و در این زمینه تصویرسازی خیلی خوب است. می‌گویند قدرت یک تصویر برابر با هزار کلمه است؛ هزار بار من بگویم موفقم تا این که تصویر موفقیت را ببینم کاملا متفاوت است.
 
ناخودآگاه در موفقیت ما چه نقشی دارد؟ 
 
هر دو باید باهم باشند؛ هم تصویری و هم کلامی باشد؛ هدف این است که به ناخودآگاهمان القا شود، به ناخودآگاهمان که القا شد، دیگر در آن مسیر می‌رود. موقعی که با تلقین و تصویرسازی و بیان‌کردن و نوشتن به صورت عادت درآمد و وارد ناخودآگاه شد، دیگر در آن مسیر حرکت می‌کنیم و رسیدن به موفقیت راحت‌تر و سریع‌تر خواهد بود. مثل افرادی که اعتیاد پیدا می‌کنند، اول با مقدار کم شروع می‌کنند، بعد می‌بینند که نمی‌توانند دست بردارند.

ما باید این عادت را برای کارهای خوب، برای اهدافی که داریم ایجاد کنیم. عادت کنیم به مطالعه در جهت رسیدن به هدف، عادت کنیم به فعالیت در جهت رسیدن به هدف، عادت کنیم به ورزش، عادت کنیم به تعامل و ارتباط با افراد موفق، عادت کنیم به کارهایی که ما را برای رسیدن به هدف کمک می‌کند. مدتی که این کارها را انجام دهیم و بیان کنیم و تصویرسازی کنیم، دیگر تکیه‌کلام و رفتارمان می‌شود و افرادی که در این مسیر هستند، برای ما ظاهر می‌شوند؛ یا کتاب‌ها و سی‌دی‌ها و ابزاری که برای رسیدن به این هدف لازم داریم یا هر چیز دیگری، برایمان ظاهر می‌شود.

فکر می ‌کنم در مثال‌های قبلی اشاره کردم، یکی از آشنایان ما به اتریش رفته بود تا به پسرش سر بزند، ایشان اهل طاعت و عبادت هستند. در مدتی که آنجا بود تمام مسجدهای وین را پیدا کرده بود. یکی دیگر می‌بینید برای ادامه تحصیل رفته، تمام دانشگاه‌ها و مراکز علمی برایش ظاهر می‌شوند؛ کدام دانشگاه بهتر است؟ کدام رتبه‌اش بالاتر است؟ هر کسی به هر چیزی علاقه‌مند باشد و به آن فکر کند و دنبالش باشد، برایش ظاهر می‌شود و با آن برخورد می‌کند.

باید در اثر تکرار و با تصویرسازی و با تلقین، اهداف را از خودآگاه به ناخودآگاه انتقال دهیم؛ سپس ناخودآگاه خودش برنامه‌ریزی خواهد کرد. باید در یک مدت، تمام برنامه‌ها، تمام صحبت‌ها، تمام افکار، تمام تصاویر و کارهایمان در جهت رسیدن به هدف باشد؛ بعضی می‌گویند سه هفته، بعضی از علما می‌گویند چهل روز، آقای جک کنفیلد می‌گفت ۴۴ روز یا بعضی‌ها می‌گویند ۶۰ روز. در هر صورت ما مدتی این را انجام می‌دهیم، بعد وارد ناخودآگاه می‌شود، ضمیر باطن و شعور باطن ناخودآگاه برای رسیدن به این هدف برنامه‌ریزی می‌‌کند. پس خودآگاه را به ناخودآگاه انتقال دهیم و این طور نباشد که آگاهانه و به اجبار این کار را انجام دهیم؛ موقعی که وارد ضمیر ناخودآگاه شد، این ضمیر ناخودآگاه نیروی بی‌کرانی که دارد، ما را در آن راستا هدایت می‌کند و به آن هدف می‌رساند.

در کنار این موارد باید به این موضوع هم اشاره کرد که عده‌ای معتقدند در ناخودآگاه برنامه‌هایی هست که ما هم از آنها بی‌خبریم و این عملا ترمز ما شده است، هرچقدر هم که به آن بهترین برنامه‌ها را القا ‌کنیم باز یکسری برنامه‌ها علیه آن است. پرسش این است که این موارد را چگونه می‌شود پاک‌سازی کرد؟ در پاسخ باید گفت ما خیلی خوشبختیم که در چنین قرنی زندگی می‌کنیم که آنقدر اطلاعات بشر زیاد شده، آنقدر آگاهی زیاد شده که همه مسائل را می‌توانیم راحت حل کنیم. یک راهکار خیلی خوب برای این مسئله وجود دارد؛ یکسری افکار و عادت‌ها وارد ناخودآگاه شده و به صورت ترمز یا مانع برای رسیدن به هدف عمل می‌کند و راهکار آن برنامه‌ریزی عصبی-کلامی NLP است.

NLP به نظر من در آینده نه فقط در یک عده خاص، بلکه در دنیا تحول ایجاد می‌کند. مثل خیلی چیزهای دیگر، عده‌ای در ابتدا مانع از آن می‌شوند اما بعد عمومیت پیدا کند؛ من جایی خواندم کسانی که کارخانه تولید داروهای شیمی‌درمانی دارند، مانع این می‌شدند که خواص لیمو آشکار شود؛ چون لیمو ۲۰۰ برابر این داروهای شیمی‌درمانی خاصیت دارد. خیلی از افراد دوست ندارند که مردم این اطلاعات کاربردی را به دست بیاورند، مانند این است که اگر کنکور را بردارند، خیلی از آموزشگاه‌های کنکور درآمدشان کم می‌شود. همان نکته‌ای که در فیلم راز از آن صحبت می‌شود که می‌گویند این راز پنهان شده بود، این راز دفن شده بود، عده‌ای این راز را می‌دانستند و در اختیار دیگران قرار نمی‌دادند. دقیقا این NLP هم یک راز است، برنامه‌ریزی عصبی-‌کلامی یک راز است.

با این برنامه‌ریزی ما به اعصاب و مغز و کلاممان برنامه می‌دهیم ‌و برای کم‌رنگ‌کردن و از‌بین‌بردن خاطرات منفی یا آن تصاویر و افکاری که در ذهن و ضمیر باطن و نیروی ناخودآگاه هست، می‌توانیم از آن استفاده کنیم به صورتی که تاثیر نگذارد؛ هیچ‌وقت هیچ چیزی پاک نمی‌شود، فقط در آن لحظه به آن دسترسی نداریم؛ اگر کامل فراموش کنیم، نباید یک یا دو ساعت بعد یا روز بعد یادمان بیاید؛ مگر این‌که قسمتی از مغز آسیب ببیند که خیلی خیلی کم برای افراد پیش می‌آید. ما با NLP این خاطرات را فراموش نمی‌کنیم، بلکه اثر منفی‌اش را از بین می‌بریم، این ترمزها را کمرنگ می‌کنیم تا سد راه ما نشوند.

چهارشنبه 21 تیر 1396

ریسک کنید و به سمت کارهای جدید بروید

نویسنده: Hamed B   طبقه بندی: آموزشی، 

شاید بار ها شنیده اید که راز موفقیت این است که تمام توان و زمانمان را پای کاری بگذاریم که در آن استعداد داریم. این موضوع کاملا غلط نیست، شما به موفقیت دست خواهید یافت. اما آیا با این کار از تمام توانتان استفاده کرده اید؟

بله، از لحاظ کاری این درست است. ممکن است برای مثال هر آنچه که درباره ی کدزنی وجود داشته باشد را بدانید، اما اگر قدمی برداشته و از کمی دورتر به زندگی خود نگاه کنید، آیا به نظرتان کامل و بی نقص است؟

من در طول هفته از ساعت ۹ تا حدود ۶ در یک دفتر کار می کنم. کاری که میزان زیادی از آن به لپ تاپم وابسته است. با اینکه مجذوب کار هایی هستم که برایم جذابند، اعتراف می کنم که بیشتر روزم جلوی کامپیوتر سپری می شود که ایرادات خود را دارد. برای مثال من در حال حاضر برای دیدن مسافت های به دورتر به عینک احتیاج دارم.

برخی مواقع بروید سراغ کارهایی که در آن خوب نیستید

باور رایج امروزه این است که مردم به طور غیر ارادی، خود را همراه با دوستانشان و آدم هایی که از نظرهای سیاسی و اجتماعی مشترکی با خود دارند در یک حباب قرار می دهند. این نشان می دهد که ما چقدر راحت می توانیم ارتباط خود را با محیط اطرافمان قطع کنیم.

تخصص در یک کار می تواند به شما جهت دهد اما اگر مراقب نباشید انجام دادن تنها یک کار که در آن مهارت دارید ممکن است شما را کور کند. ممکن است به این فکر کنید که اختصاص دادن زمان خود به نقاط قوتتان شما را قوی تر می کند اما این قضیه لزوما حقیقت ندارد.

تحقیقات نشان داده که اگر یک فرد راست دست از دست چپ خود در فعالیت های روزانه بیشتر استفاده کند، فعالیت مغز وی بیشتر می شود. تنها یک نیم کره از مغز ما هنگامی که از یک دست خود استفاده می کنیم فعال می شود اما هنگام استفاده دست کم فعال تر هر دو نیمکره ی مغز ما فعال می شود.

دانشمندان علوم اعصاب برجسته ی Jaeggi و buschjuhel به این ننتیجه رسیده اند که افزایش حافظه ی فکری شما با انجام دادن بازی های فکری در ساعاتی معین (مانند سودوکو و بازی های فکری ای که در آن یک طرح خاص را پیدا می کنید) می تواند در دراز مدت روی هوش سیال شما تاثیر داشته باشد. مشابه این قضیه در ورزش هم به چشم می خورد. بسیاری از مربی های تیم های ورزشی از آن ها می خواهد تا ورزش های دیگری مانند یوگا را هم تجربه کنند حتی اگر به طور مستقیم اثری روی ورزش اصلی بازیکنان نداشته باشد.‬

نمی خواهم بگویم که به هر نحوی باید جلوی مهارت اصلی خود را بگیرید. به جای آن در باقی ساعات روز خود را صرف افزایش مهارت و دانش خود در جهت بهتر شدن مهارت اصلی خود کنید. به این علت که اگر در کاری خوب نیستید، احتمالا همان کار می تواند شما را به تعادل برساند.‬

افرادی که با عدد و رقم سر و کار دارند خوب است که مثلا به کلاس های هنری بروند. افرادی که به طور حرفه ای ورزش می کنند جالب می شود اگر به مدیتیشن های نشسته بپردازند. افراد درونگرا دفعه ی بعدی که به یک کافی شاپ رفتند با باریستای خود کمی گپ بزنند.

مهم نیست اگر به شدت در این کار ها بد هستید. اتفاقا نکته ی اصلی همین است. استاد یوگای من همیشه می گوید: اگر در یک حرکت تعادل خود را از دست دادید، اتفاق خوبی است چرا که نشان می دهد که دارید نورون های جدیدی را برای ساخت راهی برای حافظه عضلات خود می سازید. تلاش شما راه های زیادی را برای شما باز خواهد کرد. هم از نظر فکری و هم فیزیکی. باشد که با این کار به مهارت های جدید و نگرشی جدید و موفقیت در شکست ها برسیم.‬

این فعالیت ها را تک تک وارد برنامه ی خود کنید. با اینکه این کار راحت نیست اما با قدم های کوچک، به مرور "من نمی توانم” هایتان به "من می توانم” تبدیل خواهد شد. با تمرین شاید به مراحل عالی نرسید اما به شما شجاعت خواهد داد. چرا که هنگامی که تلاش می کنید تا در کاری که می دانید در آن خوب نیستید تلاش کنید، دو اتفاق ممکن است بیافتد: به هدف خود نمی رسید، اما چند راه برای بهتر شدن خود یاد گرفته اید و دوباره تلاش خواهید کرد.
 
یا با وجود تمام سختی ها به هدف خود می رسید و حس شیرین غرور و موفقیت را تجربه خواهید کرد. مهم نیست کدام اتفاق بیافتد، به هر حال به شما حس قدرت دست خواهد داد چرا که شما کاری را انجام دادید که هیچ وقت حتی فکر انجام دادنش را هم نمی کردید.‬

زندگی درباره ی این نیست که سریع تر، باهوش تر، خوش سیما تر، پولدار تر یا محبوب تر از دیگران باشید. آنچه اهمیت دارد این است که راهی هرچند کوچک پیدا کنید تا به نمونه ای بهتر از خود دیروزتان برسید. ‬

دوشنبه 19 تیر 1396

۶ روش برای افزایش سریع اعتماد به نفس

نویسنده: Hamed B   طبقه بندی: آموزشی، 

به سختی می‌توان در شرایط سخت و بحرانی اعتماد به نفس خود را حفظ کرد. اما از طرفی اعتماد به نفس می‌تواند  نقش پناهگاه یا مامن را برای شما داشته باشد. قایقی محکم و پابرجا که حتی در توفانی‌ترین دریاها هم آرامشش به هم نمی‌ریزد. اگر اعتماد به نفس نداشته باشید، قدرت احساسی و ذهنی کافی برای پیشرفت را نخواهید داشت و در‌جا خواهید زد.

همچنین هنگامی که می‌خواهید پای اعتقادات خود بایستید، اعتماد به نفس کمک زیادی به شما خواهد کرد. اگر به دنیا و زندگی خود در این دنیا اهمیت می‌دهید، اعتماد به نفس پشتوانه بزرگی برای شما خواهد بود و باعث می‌شود که در هر موقعیتی از زندگی که قرار بگیرید، از درون احساس قدرت کنید. اعتماد به نفس چه در روابط شخصی، چه کاری و چه رابطه‌تان با خودتان، تاثیر زیادی بر تصمیمات و در نتیجه تغییراتی خواهد داشت که در زندگی‌تان به وجود می‌آورید.
 
 با۶ روش افزایش سریع اعتماد به نفس آشنا شوید

با دنبال‌کردن موارد زیر، اعتماد به نفس را در درون خود ایجاد کنید:

صاف بایستید و انرژی داشته باشید.

آیا حواستان به زبان بدنتان هست؟ حالات بدن می‌توانند بر سلامتی ذهنی و فیزیکی شما اثرگذار شوند. در هنگام ملاقات با افراد جدید، در هنگام جلسات کاری یا هر موقعیت دیگری، خمیده‌بودن یا قوز‌کردن پیام اشتباهی به طرف مقابلتان می‌فرستد. در پژوهشی جدید از گروهی از دانشجویان خواسته شد تا با حالتی خمیده و از گروهی دیگر خواسته شد که با جست‌و‌خیز در طول راهرو حرکت کنند. پژوهشگران متوجه شدند که گروه دوم در طول روز انرژی بیشتر و احساسی مثبت داشتند.

رابطه بدن و مغز با یکدیگر غیرقابل انکار است. زمانی که احساس پر‌انرژی‌بودن و پویایی می‌کنید، در نتیجه آن اعتماد به نفس بیشتری هم پیدا خواهید کرد. اما حتی اگر خسته‌اید، باز هم صاف‌کردن ستون فقرات و ایستادن (یا نشستن) با حالتی مطمئن پیامی از اعتماد به نفس به مغز می‌فرستد. در نهایت، مطمئن شوید که در هنگام صحبت‌کردن با دیگران با آنها رابطه چشمی برقرار می‌کنید. نگاه‌نکردن یا به در‌و‌دیوار خیره‌شدن باعث ایجاد شک و شبهه در طرف مقابلتان شده و می‌تواند به اعتبار شما صدمه بزند.

ژست‌های بدن خود را دست کم نگیرید.

پژوهش خیره‌کننده امی کادی، روانشناس مشهور، ثابت کرد که مغز به چیزهایی که او «ژست‌های قدرتمند» و «ژست‌های بی‌قدرت» می‌نامید، واکنش نشان می‌دهد. کادی می‌گوید وقتی شما ژستی بگیرید که فضای زیادی را اشغال می‌کند، اعتماد به نفس در وجودتان شعله خواهد کشید.
 
اما وقتی که در لاک دفاعی خود فرو می‌روید یا احساس می‌کنید قدرتی ندارید، سعی می‌کنید خود را از لحاظ فیزیکی کوچک، یا در واقع جمع و جور جلوه دهید که بارزترین حالت آن قوز‌کردن است. کادی و گروه کاری‌اش به این نتیجه رسیدند که می‌توانید برای کسب اعتماد به نفس کمی ادا در بیاورید. اگر واقعا و به طور ذاتی از ژست‌های قدرتمند بی‌بهره‌اید، ادای آن را در بیاورید تا واقعا به سراغتان بیاید.

عقاید درونی خود را بشناسید.

روش‌های زیادی برای شناسایی عقاید درونی وجود دارد. اگر خیلی درونگرا هستید، می‌توانید با یک مربی، یک درمانگر کار کنید. باید کاملا بدانید که این عقاید دارند به نفع شما کار می‌کنند یا به ضرر شما. عقاید محدودکننده به شکل افکاری تکراری و دردناک در ذهن شما ظاهر می‌شوند: «من به اندازه کافی خوب نیستم» یا «هیچ وقت به آن چیزی که می‌خواستم، نمی‌رسم».

علم عصب‌شناسی به ما می‌گوید که ممکن است در یک الگوی منفی فکری باقی بمانیم و مغزمان را به تکرار این الگوهای فکری عادت دهیم. مانند سوزنی که روی صفحه گیر می‌کند، افکار نیز می‌توانند بارها و بارها الگویی را تکرار کنند. این منفی‌گرایی وارد ضمیر خودآگاه شما شده و در نهایت روی شخصیتتان اثرگذار می‌شود.

نظرات دیگران را جویا شوید.

اگر نظرات و بازخورد دیگران را جویا شوید، می‌توانید برخی از موانع پیش‌روی خود را از سر راه بردارید. این کار سطح اعتماد به نفستان را افزایش می‌دهد و باعث می‌شود نقاط قوت و زمینه‌های پیشرفت خود را شناخته و تغییراتی مثبت و خودآگاه ایجاد کنید. از افراد قابل اعتماد و بی‌طرف نظرخواهی کنید.
 
دوستان یا خانواده گزینه خوبی به نظر می‌رسند. از آنها بخواهید با شما صادق باشند. با جدیت نظرات آنها را در نظر گرفته، گام‌های لازم برای استفاده‌کردن از آن نقاط قوت را بردارید و اجازه دهید اعتماد به نفس سراسر وجودتان را در بر بگیرد.

در جست‌وجوی کمال نباشید.

استانداردهای خود را مدنظر داشته باشید. ثابت شده که جست‌وجوی کمال تاثیر مخربی بر عزت نفس انسان، و به خصوص بانوان دارد زیرا ممکن است اوضاع آنطور که پیش‌بینی شده، ادامه پیدا نکند. رشما ساجانی، بنیانگذار موسسه «دختران موفق»، می‌گوید: «همیشه به پسرها گفته می‌شود که شجاع باشند و خودشان را به چالش بکشند نه این که صرفا نتیجه خوبی کسب کنند، در حالی که از دختران می‌خواهند که از ریسک‌کردن و شکست دوری کرده و سعی کنند در همه جوانب زندگی موفق باشند.
 
این پدیده کمال‌گرایی فرهنگی برای بانوان ایجاد کرده که آنها را از هر گونه ریسک‌کردن دور نگه می‌دارد.» پس شجاع باشید، چیز جدیدی امتحان کنید، بدون خجالت‌کشیدن از منطقه آسایش خود بیرون بیایید و از اشتباه‌کردن نترسید.

احتمالا عبارت «سحرخیز باش تا کامروا شوی» را بارها و بارها شنیده اید و تا اندازه ای نیز آن را باور دارید. در مطالعه سال ۲۰۰۹ میلادی (۱۳۸۸ شمسی) دانشگاه «لایپزیگ» نشان داده شد که افرادی که صبح زود از خواب بلند می شوند، در مقایسه با دیگران افراد فعال تری به شمار می آیند.

اما لازم است بدانید که صبح زود بیدار شدن به تنهایی نمی تواند موثر واقع شود بلکه انجام برخی از کارهایی که مسیر ذهنی افراد را به سمت مثبت گرایی پیش می برد، تمایزهایی را در میان افراد به وجود می آورد.

این امر بدان معناست که صبح زود بیدار شدن و لم دادن در مقابل تلویزیون، نمی تواند عادت مفیدی برای شروع یک روز باشد بلکه برای شروع یک روز خوب بهتر است که از عادات سازنده ای کمک بگیرید. در ادامه ۸ مورد از چنین عاداتی را برای تان برخواهیم شمرد که انجام آنها برای تان بسیار مفید خواهد بود. این موارد را با هم مرور می کنیم:

هر چقدر هم دشوار باشد، صبح زود از خواب بلند شوید

۸ عادت موثر صبحگاهی که اگر به آنها عادت کنید زندگی شما متحول خواهد شد

شاید خبر چندان خوبی برای شب زنده داران نباشد اما عادات موثر افراد موفق نشان می دهد که در حدود ۹۰ درصد از آنها در روزهای کاری زودتر از ساعت ۶ صبح از خواب بلند می شوند. به عنوان مثال مدیر اجرایی «دیزنی» ساعت ۴:۳۰ دقیقه صبح بلند می شود و شروع به مطالعه کردن می کند. «جک دورسی» مدیر توئیتر نیز صبح ها ساعت ۵:۳۰ دقیقه پیاده روی می کند.

برای انجام این کار لازم است که شب ها زودتر خوابیده و روند فعال تری را در هنگام صبح به کار گیرید.

روز خود را با فعالیت ورزشی آغاز کنید

۸ عادت موثر صبحگاهی که اگر به آنها عادت کنید زندگی شما متحول خواهد شد

حتی اگر پرمشغله ترین فرد روی زمین هم باشید می توانید اندک زمانی را به ورزش صبحگاهی اختصاص دهید. «اورسولا برنز»، مدیر اجرایی شرکت زیراکس، دو روز در هفته ساعت ۶ صبح ورزش می کند. «باراک اوباما» رئیس جمهور اسبق آمریکا نیز صبح خود را با ورزش آغاز می کرد. «جک دورسی» نیز هفت دقیقه ورزش صبحگاهی به طور مداوم در برنامه خود دارد.

اگر افراد پرمشغله این چنینی فرصت انجام ورزش کردن را دارند، بی شک شما هم می توانید فرصتی را به انجام این کار اختصاص دهید.

یک صبحانه خوب میل کنید
۸ عادت موثر صبحگاهی که اگر به آنها عادت کنید زندگی شما متحول خواهد شد

مطالعات نشان می دهند که برای داشتن انرژی لازم برای طول روز بهتر است که از خوردن برخی از مواد غذایی آماده و یا سریال های پر از کربوهیدرات پرهیز شود و به جای آن خوراکی های محتوی پروتئین بیشتر همچون تخم مرغ جایگزین شود. این کار سبب کم شدن اشتهای شما در طول روز خواهد شد.

پروژه هایی که در اولیت زندگی تان قرار دارند را پیگیری کنید

۸ عادت موثر صبحگاهی که اگر به آنها عادت کنید زندگی شما متحول خواهد شد

سکوت و آرامش صبحگاهی زمان مناسبی برای انجام پروژه های مهمی است که به تمرکز بیشتری نیاز دارند. توصیه می شود که این زمان را به تفکر در مورد پروژه های مهم زندگی خود اختصاص دهید و بر روی آنها تمرکز کنید.

روی پروژه ها و برنامه های جانبی کار کنید

۸ عادت موثر صبحگاهی که اگر به آنها عادت کنید زندگی شما متحول خواهد شد

وقتی تمام طول روز را در داخل جلسات به سر ببرید، خسته و گرسنه شوید و برای خوردن شام نیز به دنبال گزینه ای باشید، دچار سردرگمی خواهید شد. شاید به همین دلیل نیز، افراد موفق، یک ساعت زودتر از شروع رسمی روز به انجام فعالیت های خود مبادرت می کنند.

یکی از استادان تاریخ دانشگاه شیکاگو می گوید، در ساعات بین ۶ تا ۹ صبح به بررسی کتابی در مورد سیاست های مذهبی در غرب آفریقا می پردازد. در این زمان مقاله ها و مطالب مرتبط را مطالعه می کند که بسیاری از آنها در روند تدریس به او یاری می رسانند. وی بر این باور است که این کار با تکرار و عادت شکل گرفته است. «لودویگ بتهوون»، «جان میلتون»، «کرت وانه‌گت»، «مایا آنجلو» و «ویکتور هیوگو» نیز بسیاری از پروژه های مهم خود را در هنگام صبح انجام می دادند.

با همسرتان صحبت کنید

۸ عادت موثر صبحگاهی که اگر به آنها عادت کنید زندگی شما متحول خواهد شد

احتمالا بعد از انجام کارهای روزانه، خسته هستید و این امکان وجود دارد ک نتوانید ارتباط موثری با همسر خود داشته باشید به همین دلیل نیز توصیه می شود که صبح ها که انرژی بیشتری نیز دارید این کار را انجام دهید.

برخی از زوج های موفق همچون مدیر اجرایی BlackRock و همسرش، صبح ها زمانی را به بررسی وضعیت زندگی و تهیه فهرست کارهایی را که باید در طول هفته انجام دهند، اختصاص می دهند.

از سکوت لذت ببرید

۸ عادت موثر صبحگاهی که اگر به آنها عادت کنید زندگی شما متحول خواهد شد

زندگی پرمشغله و شلوغ امکان آرامش کمتری را به شما می دهد. اما اگر زمانی را به تفکر در آرامش صبحگاهی اختصاص دهید، وقت خود را تلف نکرده اید. تلاش کنید که شروع روزتان با اندکی تامل آغاز شود. در این زمان مدیتیشن کنید، به موفق های آینده خود بیاندیشید، عبادت کنید و از تمام چیزهایی که به شما داده شده تشکر کنید. این کار سبب خواهد شد که در مبقی روز نیز، اندیشه های متعالی داشته باشید.

کاملا به برنامه ریزی شب گذشته خود، پایبند باشید

۸ عادت موثر صبحگاهی که اگر به آنها عادت کنید زندگی شما متحول خواهد شد

مهم نیست که چقدر زود از خواب برخیزید اما اهمیت دارد که چگونه یک روز موفق را با توجه به برنامه ریزی هایی که در شب گذشته انجام داده بودید، پایه ریزی کنید. خوب است هر آنچه برای شروع روزتان لازم است را در دسترس و آماده داشته باشید.

به عنوان مثال مطمئن شوید که تمام چیزهایی که برای آماده کردن صبحانه به آنها احتیاج دارید را تهیه کرده و در منزل دارید و فهرستی را برای روز بعد تهیه کنید. برنامه ریزی منظم سبب خواهد شد که زمان بازگشت به منزل و پس از ساعات کاری استراحت کرده و برای روز بعد آماده شوید.

پنجشنبه 15 تیر 1396

زمان را اینطوری کنترل کنید

نویسنده: Hamed B   طبقه بندی: موفقیت، 

آیا کارها زیاد است اما وقت کم؟ آیا صدها ایمیل باز نشده دارید که هنوز وقت برای چک کردن آن ها پیدا نکرده  اید؟ اگر پاسخ تان مثبت است نگران نباشید شما تنها نیستید. ظاهرا در این دنیای ارتباطات کمتر کسی وقت کافی برای کارهایش دارد. هیچوقت کارهایی که انجام می دهیم کافی نیستند و هیچوقت زمان کافی برای برای انجام دادنشان نداریم.

فشار زمان و عدم تفکر

کار و مشغله زیاد باعث می شود فکرتان مشغول حل مشکلی که در پیش رو دارید بشود و دیگر وارد عمل یا مرحله تصمیم گیری نشوید. حس محرومیت زمان یا انرژی باعث می شود به جای خوردن غذاهای سالم غذاهای فست فود بخورید، صورت حساب ها را به موقع پرداخت نکنید، به ایمیل ها و تلفن های مهم مراجعه نکنید و اجازه دهید خانه شلوغ و به هم ریخته و دچار هرج و مرج شود. کمبود تفکر باعث می شود دیگر افراد مهمی که در زندگی تان هستند را نادیده بگیرید و دیگر مراقب سلامتی و بهداشت خود نباشید.
 
 نکات و مهارت هایی در باب مدیریت زمان

زمان تان را کنترل کنید

به جای این که اجازه دهید زمان شما را کنترل کند شما باید زمان را کنترل کنید. تحقیقات نشان داده اند کسانی که تحت فشار زمان هستند اما میتوانند زمانشان را کنترل کنند رضایت بیشتری از زندگی دارند و استرس کمتری نسبت به کسانی که همان اندازه مشغولیت دارند اما قادر به کنترل زمانشان نیستند دارند. اگر به دلیل مشغله زیاد نمی توانید زمان تان را کنترل کنید که وقت آزاد بیشتری داشته باشید حداقل می توانید زمانی که دارید را مدیریت کنید. راهکارها و نکات زیر را برای کنترل زمان به کار ببرید.

کارها را اولویت بندی کنید

کمی به عقب برگردید و به اهداف بزرگ زندگی تان فکر کنید و ببینید کدام یک از اهداف برای تان مهم تر است. آیا هدف تان ساخت یک رابطه، پیشرفت در کار، پدر یا مادر شدن، همکاری با خانواده یا همسایه ها، پول در آوردن یا سالم زندگی کردن است؟ زمانی که هدف تان را تعیین کردید آن را پایه و اساس برنامه ریزی های زمانی تان قرار دهید.

واقع بین باشید

شاید شما هم مثل بقیه، کارهایی که انجام می دهید را زیادی دست بالا می گیرید. ممکن است فراموش کنید که وقتی زیاد خسته می شوید خلاقیت تان کمتر می شود و بیشتر دچار وقفه می شوید و مشکلاتی سر راهتان قرار می گیرد که حواستان را پرت می کند. تخمین بزنید که چقدر زمان میبرد تا کاری را کاملا انجام دهید. سپس ۲۵ درصد به آن زمان اضافه کنید و شروع کنید.

وقفه ها را محدود کنید

محدود کردن چیزهایی که باعث وقفه در کارهای تان می شوند در کنترل زمان مهم هستند. این نکته برای کسانی که بچه دار هستند بسیار مشکل است.چیزهایی که باعث وقفه در کارتان می شوند زیاد هستند به عنوان مثال: اگر دفتر کارتان سالنی است ممکن است سوال ها و صحبت کردن های همکارانتان مزاحم کارتان شود. یا نوتیفیکیشن پیام ها و ایمیل ها حواستان را پرت می کند. اگر می توانید نوتیفیکیشن ایمیل روی موبایل و کامپیوتر را بردارید. هنگام کار مطمئن شوید که بچه ها مشغول هستند یا کسی را بالای سرشان بگذارید. اگر نمی توانید در خانه کار کنید به کتابخانه یا جای آرامی بروید.

به تعهدات اضافی نه بگویید

بیشتر ما معمولا به کسانی که برایمان مهم هستند و باورشان داریم "بله” می گوییم. اما اولویت بندی اهداف یعنی کنار گذاشتن برخی از چیزهایی که می خواهید. به جای این که فکر کنید با نه گفتن چیزی را از دست می دهید برای زمان اضافی که دارید برنامه ریزی کنید. مهم ترین بخش مدیریت استرس تعیین حد و مرز برای دیگران است. قبل از این که تعهد بدهید ابتدا ببینید که این کار در کجای اولویت های شما قرار دارد اگر در اولویت های تان جایی داشت به آن بله بگویید.

تاخیر نکنید

حتی اگر وقت آزاد به اندازه کافی داشته باشید باز هم ممکن است کاری را به تاخیر بیندازید چون آن کار کسل کننده است، یا چون زیادی پرکار هستید، یا چون فکر نمی کنید بتوانید کار را به خوبی انجام دهید. هنگامی که دلیل تاخیرتان را کشف کنید می توانید به راه حل برسید.

اگر کارتان کسل کننده است به این فکر کنید که چقدر این کار برای شما و خانواده شما مهم است: به عنوان مثال بیرون گذاشتن زباله ها کاری کسل کننده است اما ضروری است. بنابراین یک زمان خاصی را برای آن تعیین می کنید و کم کم تبدیل به یک عادت می شود و به عنوان بخش نرمالی از زندگی تان شکل می گیرد.

اگر کارتان کسل کننده است اما زیاد مهم نیست آن را انجام ندهید: به عنوان مثال هنگامی که خانه تکانی می کنید ابتدا همه جا را گردگیری و مرتب و تمیز می کنید و بعد اگر انرژی به اندازه کافی داشتید جای کمد دراور را عوض می کنید. اگر این کار زیاد مهم نیست می توانید آن را از لیست کارهای تان حذف کنید.

اگر زیادی کار کرده اید و خسته هستید به خودتان انگیزه بدهید: گاهی اوقات دلتان می خواهد استراحتی به خودتان بدهید و برنامه مورد علاقه تان را تماشا کنید یا ورزش موردعلاقه تان را انجام دهید. نتیجه کارهای تان را در ذهن مجسم کنید (به عنوان مثال احساس رضایتی که بعد از تمیز کردن خانه یا بعد از تکمیل کارهایتان دارید) و به خودتان انگیزه بدهید.

اگر احساس می کنید هیچوقت به اندازه کافی وقت ندارید کنترل آن را به دست بگیرید و ببینید چه زمانی کارها از کنترل شما خارج می شوند و چه زمانی حق انتخاب در کارها دارید. سپس بدون اشتباه بهترین تصمیم را بگیرید. برای رسیدن به مهم ترین اهداف باید برنامه ریزی کنید، بعضی چیزها را رها کنید، تاخیر در کارهای تان نداشته باشید، به خودتان انگیزه بدهید و برای تعهدات تان برنامه ریزی داشته باشید. با این کارها استرس کمتری دارید، ذهن آرامی دارید و به بهترین نتایج می رسید.

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگنویسان