تبلیغات
Success

Success

پنجشنبه 27 فروردین 1394

کانال رسمی سایت در تلگرام

نویسنده: Hamed B   

successmihanblog@

سه شنبه 16 شهریور 1395

دنباله رویی ناآگاه نباشید

نویسنده: Hamed B   طبقه بندی: موفقیت، 

عصر حاضر مملو از رویکردهای زودگذر است. آمدن و رفتن‌هایی که یا متاثر از شایعات است یا مقبولیت‌های سطحی. تمایل ذاتی و ناآگاهانه افراد درتحریف واقعیات نیز مزید بر علت است. هسته‌های بهبود کیفیت (quality circles)، مدیریت کیفیت جامع (TQM)، سبک‌های یادگیری (learning styles) و تیپ‌های شخصیتی (personality styles) مثال‌های خوبی از این رویکردهای زودگذر هستند. روش‌هایی که بعضی از آنها هنوز هم عمرشان به سر نیامده است.

تا همین اواخر، این ابزارهای مدیریتی- که خود محصول تحقیقات بوده‌اند- مورد استقبال تعداد زیادی از مدیران قرار داشته اند؛ اما اغلب آنها با گذشت زمان کنار گذاشته شده‌اند. چرا که کسی در جایی متوجه شده که خلق این روش‌ها کمتر بر پایه اطلاعات آماری و بیشتر بر مبنای احساسات، هیجانات و عرف، یا به عبارتی عقل سلیم، بوده است.

دنباله رویی ناآگاه نباشید

امروزه، شرایط به مراتب بدتر شده است. رسانه‌های اجتماعی به کلی زمینه تصمیم‌گیری بر پایه اطلاعات را تغییر داده‌اند؛ هر کسی از هر نقطه‌ای از دنیا می‌تواند با چند کلیک ساده، هرچه را که فکر می‌کند درست است، بیان کند یا نظرات نه‌چندان درست دیگران را ترویج دهد. به این ترتیب، نظرات ارائه شده در رسانه‌های اجتماعی به شکل نظر غالب جامعه مطرح می‌شود. بسیاری از مدیران مطالب منتشر شده در اینترنت را پایه و اساس تصمیم‌گیری‌های خود قرار می‌دهند.

 تصمیماتی که منجر به اتخاذ روش‌های نه‌چندان مناسب در انجام کسب‌وکار آنها می‌شود. مشکل اینجاست که تا بی‌اساس بودن این روش‌ها روشن شود، بعضا میلیون‌ها دلار صرف اجرای آنها شده است. هزینه‌هایی که می‌شد با صرف کمی دانش و بررسی نتایج اولیه، از همان ابتدا به اشتباه بودن‌شان پی برد.

رسانه‌های اجتماعی


امروزه، بسیاری از افراد از رسانه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند. توییتر یکی از همین رسانه‌ها است. در همین لحظه افرادی در حال بیان نظرات خود، یا به عبارت دیگر توییت کردن، پیرامون تحقیقی هستند که ثابت می‌کند «شرکت‌ها باید به عقاید ارائه شده در توییتر در مورد محصولات خود توجه کنند». در این تحقیق ادعا شده است که هر هفته بیش از یک میلیون نفر از توییت‌های مرتبط با خدمات مشتریان سازمان‌ها دیدن می‌کنند. اکثریت توییت‌ها هم مربوط به شکایات مشتریان است. بسیاری از شرکت‌ها به نظرات و شکایات مشتریان خود در توییتر پاسخ داده و به این ترتیب عملا بخشی از خدمات مشتریان خود را از این طریق انجام می‌دهند.

دنباله رویی ناآگاه نباشید

مشکل اینجاست که همین تحقیق ارائه‌شده نیز از ساختار جامعی برخوردار نیست. تعداد نمونه مورد مطالعه نسبت به کل جمعیت بسیار کوچک است؛ نتایج گرفته شده نیز کاملا برخلاف تحقیق دیگری در همین مورد است. در مطالعه قبلی، اولا نمونه‌های مورد مطالعه صد برابر بیشتر از تحقیق اخیر است و ثانیا اکثریت توییت‌ها پیرامون نکات مثبت برندها بوده است نه شکایات. بنابراین، جدای از نحوه ارائه مطالب در رسانه‌های اجتماعی موضوع سندیت موارد منتشر شده، خود مبحث دیگری است.

ایراد رسانه‌های اجتماعی

ما تمایل داریم آنچه را تکرار می‌شود باور کنیم؛ آنچه را که عامه‌پسند است بپذیریم. این دقیقا اساس روانشناختی بسیاری از برنامه‌های بازاریابی است. کارشناسان بازاریابی به‌خوبی می‌دانند که اگر افراد، به دفعات مواردی را ببینند، احتمال اینکه به آنها باور پیدا کنند چندین برابر افزایش می‌یابد. رسانه‌هایی از قبیل توییتر و لینکداین (LinkedIn) نمونه‌های بارز این تکرار هستند. اگر سری به این وب‌سایت‌ها بزنید، به‌راحتی درمی‌یابید که عموم نظرات شاید صدها بار دوباره توییت شده‌اند و منبع اولیه مطلب مشخص نیست. این امر به‌ویژه در موارد خدمات مشتریان و مطالب مرتبط با خود رسانه‌های اجتماعی به‌عنوان یک ابزار بسیار به چشم می‌خورد.

وقتی مطالب را می‌خوانید، این طور به نظر می‌رسد که همه متقاعد شده‌اند! ناخودآگاه شما هم برای اینکه از این قافله عقب نیفتید با آنها هم صدا می‌شوید. ‌ای کاش می‌شد به طریقی منبع این مطالب و صحت آنها توسط کسی یا سازمانی اعتبار سنجی بشود و تازه ما و شما هم می‌توانستیم به قضاوت آنها استناد کنیم.

نکته دیگر اینکه، برای وبلاگ‌نویسی  یا توییت کردن، هیچ پیش‌شرطی وجود ندارد. هر کسی هر چه را که فکر می‌کند درست است می‌تواند منتشر کند. در بسیاری از موارد خوانندگان تحت‌تاثیر افرادی قرار می‌گیرند که کمی از خود آنها بیشتر می‌دانند.

اگر مدیران، اطلاعات مورد نیاز خود را جهت تصمیم‌گیری‌هایشان از منابع اینترنتی نادرست، همچون رسانه‌های اجتماعی، به‌دست آورند، جای تعجب نیست که از ثبات تصمیم‌گیری برخوردار نباشند. معضلی که با کمی دقت به اکثر سازمان‌ها، به وضوح قابل مشاهده است. اطلاعات سطحی، دست چندم و به‌راحتی در دسترسی که حاصل تحقیقات نه‌چندان حرفه‌ای است. تحقیقاتی که عموما از عدم به‌کارگیری دانش کافی رنج می‌برند.

نیات پنهان موسسات تحقیقاتی

موسسات تحقیقاتی تمایل زیادی دارند که مدیران تصمیم‌گیرنده هر چه بیشتر به این روند پیروی ناآگاهانه روی بیاورند. به این طریق قادر خواهند بود نتایج مطالعات خود را به سازمان‌ها بفروشند. این رویکرد در سه حوزه آموزش، خدمات مشتری و راهبردهای به‌کارگیری رسانه‌های اجتماعی در کسب‌وکار از شدت بیشتری برخوردار است. نتایج بعضی از این تحقیقات تا پنج هزار دلار هم به‌فروش می‌رسد. مطالعاتی که عموما شرکت‌های بزرگ را هدف قرار می‌دهند. این موسسات نه‌تنها نتایج تحقیقات خود را می‌فروشند بلکه با ارائه سمینارهای کم‌خرج و پرسود اینترنتی (webinar)، سعی در کمک به شرکت‌ها در اجرای نتایج تحقیقاتشان دارند.

دنباله رویی ناآگاه نباشید

هیچ به این فکر کرده‌اید که هیچ تحقیقی که صرف صدها میلیون دلار در ارتباط با حوزه‌های مذکور را امری اشتباه بداند، منتشر نشده است. این بدین معنا نیست که موسسات تحقیقاتی بزرگ عمدا نتایج مطالعات را تغییر می‌دهند؛ بلکه این امر در بطن کسب‌وکار آنها نهفته است که انجام تحقیقات به قصد درآمدزایی صورت می‌گیرد. به نتایج مطالعات موسسات مستقل تحقیقاتی که به قصد درآمد این کار را انجام می‌دهند نمی‌توان اعتماد کرد. موارد بسیاری از نقص در روش‌های اجرای تحقیقات و نیز نتیجه‌گیری‌های اشتباه توسط موسسات معتبر تحقیقاتی مشاهده شده است.

آنها هرگز درمورد محدودیت‌های تحقیقات خود حرفی نمی‌زنند. به اینکه بعضا مطالعاتشان توسط دیگران انجام شده اشاره‌ای نمی‌کنند. گروه کارشناسی مستقلی صحت و سقم نتایج را تایید نمی‌کند. خلاصه اینکه، مجموعه‌ای از مطالب بنجل و بی‌ارزش علمی در این گزارش‌ها ارائه می‌شود.

جادوی اعداد و ارقام


وقتی که شما تحقیقی را می‌خوانید اگر هیچ عدد و رقمی در آن ذکر نشده باشد بیشتر تحت تاثیر قرار می‌گیرید یا برعکس؟ افراد به شدت به وجود اعداد و ارقام در مطالعات عادت کرده‌اند. اعدادی که نحوه محاسبات آنها، برای عموم خوانندگان، به راحتی قابل فهم نیست. متاسفانه، خطرناک‌ترین اطلاعات غلط، مملو از آمار و ارقامی است که عموما تهیه‌کنندگان آن اعداد، اطلاعی از به‌کارگیری محاسباتشان در آن تحقیق به‌خصوص ندارند. ما همچنان اعداد و ارقام را می‌بینیم، آنها نمی‌توانند غلط باشند. تاثیرگذار هم هستند، اما، حقیقت ناخوشایند این است که اطلاعاتی غلط در گردش هستند.

خلاصه اینکه، عدم دانش کافی مدیران تصمیم‌گیرنده در استفاده از نتایج تحقیقات، منجر به اخذ تصمیماتی نه‌چندان صحیح می‌شود. مشکلی که سازمان‌ها هر روزه با آن روبه‌رو هستند.

چه باید کرد؟


1- مدیران و تصمیم‌گیران سازمان‌ها باید با ساختار تحقیق آشنا شوند. اصولی از قبیل: شرایط لازم محققان، نحوه تعیین سوالات تحقیق، چگونه مطرح کردن سوالات، روش‌های تحقیق، نمونه‌های آماری و داده کاوی (data analysis). آشنایی با این موارد نه کار سختی است و نه زمان زیادی می‌گیرد.

2- فقط به مطالب ذکر شده در تحقیق اکتفا نکنید. باید منابع مطالعه مورد نظر را نیز مورد بررسی قرار دهید. در بسیاری از موارد، نویسنده مقاله نیز از تجزیه و تحلیل اطلاعات آماری منابع عاجز است و فقط به نتیجه‌گیری منبع آماری بسنده کرده است. هر منبع آماری به قصد خاص خود تهیه شده است؛ روش‌های جمع‌آوری اطلاعات، نحوه به‌کارگیری آنها و نتیجه‌گیری مربوطه نیز منطبق با هدف آن است. شما، با به‌کارگیری دانش مقدماتی خود در آمار و احتمالات و تحقیق، می‌توانید با مراجعه به منابع مقاله، به‌راحتی از اعتبار و نیز مرتبط بودن آنها با موضوع مورد بحث تحقیق اطمینان کسب کنید.

دنباله رویی ناآگاه نباشید

3- در ارزیابی تحقیقات از «داوری‌های تخصصی» (peer review) در مجله‌های علمی استفاد کنید. هدف این مجلات تعیین مناسب بودن یک مقاله علمی دانشگاهی برای انتشار در مجله‌های تخصصی مربوطه است. به این ترتیب مطمئن می‌شوید که تحقیق مذکور مورد انتقاد و بررسی کیفی و کمی متخصصان قرار گرفته است. اگر ایراد عمده‌ای وجود داشته است حتما در داوری مربوطه به آن اشاره شده است.

4- به خاطر داشته باشید که حتی اگر یک مطالعه بدون عیب و نقص انجام گرفته باشد به تنهایی نمی‌تواند کافی باشد. نتیجه یک تحقیق، تا حدی تقریبی می‌تواند درست باشد. همان تحقیق باید با روش‌های دیگر و در زمان‌های متفاوت چندین بار تکرار شود، تا بتوان به نتیجه جمعی حاصل از همه تحقیقات انجام شده بسنده کرد.

5- سعی کنید دانش مورد نیاز خود را از جایی به غیر از اینترنت کسب کنید. چرا؟ چون ساختار موتورهای جست‌وجو در اینترنت به نحوی است که نتایج حاصل از جست‌وجوی آنها تحت تاثیر عوامل اجتماعی همچون عامه‌پسندی و محبوبیت است. این به این معنا است که در چندین صفحه اول یا به کلی در تمام صفحات مطالبی لیست می‌شوند که بیشترین تکرار را داشته‌اند. در این جست‌وجو کیفیت دخیل نیست.

6- آگاه باشید که در سمینارهای تخصصی عموما اکثر سخنرانان و شرکت‌کنندگان راجع به موضوع مورد بررسی که می‌تواند ایده درستی هم نباشد، هم عقیده و متعصب هستند. در جایی که شرکت‌کنندگان موضع خود در قبال مطالب مورد بحث را از قبل تعیین کرده‌اند، دیگر جایی برای ارائه نظرات مخالف احتمالی باقی نمی‌ماند. استفاده از نتایج سمینارها در تصمیم‌گیری‌ها باید با احتیاط بسیاری صورت گیرد.

7- شما یا باید خود قادر باشید که ادعاهای مطالعات را مورد سنجش قرار دهید یا مثل دیگران، دنباله‌رویی ناآگاه باشید. خواه شخصا مبانی تحقیق را یاد بگیرید، یا کسی را استخدام کنید که با این اصول آشنایی کامل داشته باشد. حتما در سازمان خود افرادی را داشته باشید که ایده‌ها و ادعاهای مطرح شده در نحوه کسب‌وکار را به چالش بکشند. مدیران تصمیم‌گیرنده باید از متفکران منتقدی که تحت هر شرایطی قادرند حقیقت را بگویند سود جویند. آنها را بیابید، استخدام کنید و از نقش آنها در کار خود قدردانی کنید، حتی اگر در مواردی هم اشتباه کنند.

8- سعی کنید یک دانشمند کوچک باشید. با اعتقاد به فرضیه صفر (null hypothesis) شروع کنید؛ هر آنچه را که حتی عقل سلیم هم تایید می‌کند مورد سوال قرار دهید. به این معنا که همیشه به دنبال کسب اطلاعاتی باشید که بتوانید موضع خود در قبال امور را شخصا تعیین کنید، فرقی نمی‌کند مخالف یا موافق.

نتیجه

شرایط اقتصادی امروز اجازه نمی‌دهد که شرکت ها، چه کوچک و چه بزرگ، منابع مالی و غیرمالی باارزش خود را در دنباله‌روی از روندهای زودگذر هدر دهند. مدیران سازمان‌ها زمانی می‌توانند در این امر موفق باشند که بتوانند اطلاعات درست را از نادرست تشخیص دهند و بر پایه آنها تصمیم بگیرند؛ نه اینکه با افراد عادی در شبکه‌های اجتماعی همراه شوند.

جمعه 12 شهریور 1395

چطوری همیشه سرحال باشیم؟

نویسنده: Hamed B   طبقه بندی: موفقیت، 

شما یک روز بد داشته اید و دوستتان می گوید که لبخند بزنید. لبخندی با هم می زنید و ناگهان واقعا حالتان بهتر می شود. دوستتان شاید نداند اما توصیه اش حقیقتا توسط علم ثابت شده است. در واقع، خیلی از باورهای روزانه امان که زندگی را بهتر می کند توسط علم هم اثبات شده است.

1. در آخر، فقط دوستان و خانواده اهمیت دارند

هیچکسی که در بستر مرگ هست، هرگز حسرت کارکردن بیشتر را نخورده است. تحقیقی که یک پرستار از انسانهای درحال مرگ کرده نشان می دهد که بیشتر حسرت آنها سپری نکردن زمان بیشتری با خانواده و دوستانشان بوده است. مطالعات زیادی نشان داده است که هرچه زمان بیشتری را با خانواده و دوستان خود بگذرانید بیشتر خوشحال و راضی خواهید بود.

10 توصیه مهم، ​معلوم شد مادران راست می گویند

2. لبخند زدن برایتان خوب است

احتمالا زمانی که کودک بوده اید زیاد شنیده اید که به شما بگویند به جای اخم کردن لبخند بزنید. تحقیقات صورت گرفته توسط محققین دانشگاه میشیگان نشان می دهد که لبخند زدن می تواند درد و رنجی که دارید را کاهش دهد و حالتان را بهتر کند. همچنین لبخند زدن باعث تقویت توجه و تمرکز و بهتر انجام دادن کارها می شود.

3. کمک کردن به دیگران شما را سرحال می کند

همه ادیان و مذاهب از اهمیت کمک کردن به دیگران صحبت کرده اند. مطالعات اخیری که توسط دانشگاه کارولینای شمالی انجام شده نشان می دهد که خوشحالی و احساس رضایتی که از کمک کردن به دیگران ایجاد می شود پادتن های بهتری را در بدن ایجاد می کند. حداقل تقریبا 100 ساعت در سال را باید به دیگران اختصاص دهید.

4. «آلوده کردن دستها» با افسردگی می جنگد

این ضرب المثل قدیمی برای تشویق افراد به انجام دادن کارهایی بود که آنها را ناخوشایند می دانستند. اما تحقیقات نشان می دهد که باکتریهای موجود در خاک می تواند «سروتونین» بیشتری در مغز ایجاد کند و مانند یک داروی ضدافسردگی عمل کند. پس باغبانی با دستان خودتان را فراموش نکنید!

5. در طبیعت احساس شادی بیشتری می کنید

علم ثابت کرده است که شما در طبیعت و فضاهای بیرونی احساس شادی بیشتری می کنید. همچنین رطوبت و سرعت باد هم در میزان شادی تاثیر دارد.

6. روابط اجتماعی به شکوفا شدن ما کمک می کند

مطالعات اخیر دانشگاه کارولینای شمالی نشان می دهد که افرادی که روابط اجتماعی بالایی دارند احساس رضایتمندی بیشتری نسبت به دیگران دارند.

7. مدیتیشن اضطراب را کاهش می دهد

دانشمندان دریافته اند که پس از 8 جلسه دوره مدیتیشن مغز احساس سرزندگی بیشتری می کند. این کار می تواند به کاهش سطح استرس و اضطراب مغر کمک کند.

چطوری همیشه سرحال باشیم؟

8. محبت به زندگی معنا می بخشد

محبت داشتن به خود و دیگران می تواند به زندگی معنا ببخشد. مطالعات مشخص کرده اند افرادی که با دیگران با محبت رفتار می کنند و عشق بیشتری می ورزند شادتر هستند و آگاهی و آرامش بیشتری دارند.

9. شکرگزاری برایتان خوب است

احتمالا بارها و بارها شنیده اید که «شکرگزار باشید» و حالا دانشمندان می گویند به زبان آوردن کلمه «متشکرم» کمک می کند شما بیشتر زندگی کنید. مطالعات نشان می دهد که شکرگزاری می تواند سطح رضایت و شادمانی شما را افزایش دهد و جلوی افسردگی را بگیرد.

10. عشق همه چیز است

شما به عشق نیاز دارید. محققین دانشگاه هاروارد زندگی 268 نفر را در طول 75 سال پیگیری کردند تا بفهمند چه چیزی زندگی را با ارزش می کند. مشخص شد که بهترین و زیباترین زندگیها در پی یافتن عشق و محبت صورت گرفته است.

دوشنبه 8 شهریور 1395

افراد موفق فکر نمی کنند که...

نویسنده: Hamed B   طبقه بندی: موفقیت، 

تصورات غلط و آشکاری بسیاری در مورد موفقیت در جامعه وجوددارند که بسیاری از مردم، آنها را از روی سادگی به عنوان حرفی درست می پذیریند. این در حالی است که انسان های واقعا خوشبخت می دانند باید از این تصورات غلط و دروغ ها در زندگی خود دوری کنند. برای اینکه همچون این افراد پیش بروید، این 15 نکته را با دقت بخوانید. درک این نکات باعث می شود که از نظر ذهنی قوی شده و زودباور نباشید.

افراد موفق فکر نمی کنند که...

1- افراد موفق اعتقادی به اشتباه بسیار بزرگ ندارند: انسان هایی با ذهن قوی، باور ندارند اشتباه های بزرگ روی تلاش آنها خط بطلان می کشد. هر تجربه ای، خصوصا تجارب بد، درسی است که می توانید از آن عبرت بگیرید. اگر کارهایی را که در زندگی تان انجام داده اید همچون خطایی ساده در نظر بگیرید، بعد از آن نیاز خواهید داشت که عمیق تر به مسائل فکر کنید. انسان هایی  با ذهن قوی، این نکته را فهمیده و به کار گرفته اند. شما هم باید همین کار را انجام دهید.

2- افراد موفق باور ندارند که شکست اجتناب ناپذیر است:
حتی بدترین شرایط می تواند تغییر کند.در صورتی که شما روش مناسبی را در پیش بگیرید. افراد با ذهن قوی، باور ندارند که در جایی شما باید تسلیم شرایط شوید. بنابریان شما نیز باید این گونه باشید. تا جایی که اراده شما وجود دارد، امید هم هست. پس حتی زمانی که مشکلات جلوی شما صف کشیده اند از حرکت به سمت هدف تان باز نایستید.

3- افراد موفق به بی معنابودن زندگی باور ندارند:
اگر افراد با ذهن قدرتمند، نمی توانستند به معنادار و هدفمند بودن جهان اعتقاد داشته باشند، هرگز دارای ذهنی قوی و اوضاعی بر وفق مراد نبودند.

4- افراد موفق اعتقاد ندارند کارها همیشه جوری پیش می رود که انتظارش را دارید: اگر شما فردی بدبین هستید، باید انتظار کشیدن برای اتفاقات بد را از فکرتان خارج کنید و اگر انسان خوش بینی هستید، باید این فکر را که هرگز اتفاق بدی رخ نمی دهد پایان دهید.
همواره خود را برای این امر اجتناب ناپذیر آماده نگه دارید که روزهای ما می توانند بسیار غیرقابل انتظار باشند.

افراد موفق فکر نمی کنند که...

5- افراد موفق باور ندارند که هیچ امیدی باقی نمانده است:
انسان هایی با ذهن قوی، باور ندارند که مکانی تاریک و حالی از امید برای آنها وجود دارد که بازگشتی از آن نیست. امید برای آینده شما تا حد بسیار زیادی در دستان خود شماست. بنابراین، با تسلط بر ترس های تان از آنها عبور کنید.

6- افراد موفق باور ندارند به اینکه معجزه ای وجود ندارد: برخلاف انسان های منفی نگر، افراد با ذهن قوی، به این اعتقاد ندارند که معجزه امری غیرممکن است.
این بدان معنا نیست که آنها برای معجزه، به خودی خود نقشی بسیار اساسی قائل هستند، اما معتقدند اتفاقاتی بسیار عالی می تواند برای شما رخ دهد، البته در صورتی که به افکار منفی اجازه ورود به ذهن تان را ندهید.

7- افراد موفق به این امر باور ندارند که مجبور به انجام هر کاری به بهترین شیوه هستند: کمال یک هدف اسطوره ای است. در امور زندگی تان سعی کنید وسواس به خرج ندهید و از کنار برخی موارد جزئی بگذرید.

8- افراد موفق اعتقادی به انتظار طولانی برای لحظات مناسب ندارند:
لحظه مناسب زمانی است که شما دست به کاری بزنید، پس چرا باید در انتظار مهیا شدن زمان مناسب برای انجام کاری شوید؟ زمانی که فرصت وجوددارد، آن را غنیمت شمرده و منتظر نمایند.
9- افراد موفق باور ندارند گذشته، مانعی برای آینده است: انسان هایی با ذهن قوی، اعتقادی به محدودیت هایی که مانع موفقیت های آینده می شوند، ندارند. بر هر چیزی می توان با صرف زمان و انرژی غلبه کرد.

10- افراد موفق باورندارند که تنها خواهند مرد:
بسیاری از مردم بر این باورند که هر تعداد دوست در زندگی شان داشته باشند، در نهایت هرکسی به تنهایی خواهدمرد. انسان هایی با ذهن قوی، این باور را ندارند و معتقدند روابطی که در زندگی شان ایجاد کرده اند- حتی اگر کسی در زمان مرگ بر بالین شان حاضر نباشد- همواره با آنها خواهندماند.

افراد موفق فکر نمی کنند که...

11- افراد موفق باور ندارند که زور و اجبار امری ضروری است:
انسانی هایی با ذهن قوی، باور ندارند که همواره برای نتیجه گرفتن باید از زور استفاده کرد. افسران می توانند تحت نظر خود را به شدت تنبیه کنند، ولی تشویق با حس مثبت، همان چیزی است که سربازان آنها را به افرادی شایسته تر تبدیل خواهد کرد.

12- افراد موفق باور ندارند هر آنچه را که وجود دارد، باید یاد بگیرند:
بعضی ها ممکن است بگویند هر آنچه را نیاز دارند، می دانند. افراد با ذهن قوی، این را باور ندارند که موقعیت و حدی برای پایان یادگیری وجوددارد. جهان همواره در اطراف ما در حال تغییر است، بنابراین آموزش ما هرگز نباید متوقف شود اما دانستن همه چیز، غیرممکن است.

13- افراد باور ندارند برای حس بهتر نیاز به مصرف ماده ای خاص دارند:
بعضی افراد برای اینکه احساس بهتری داشته باشند، خود را معتاد به مصرف چیزهایی مانند الکل، موادمخدر، غذا یا هر چیز دیگری می کنند. افراد با ذهن قوی، باور دارند انسان می تواند خود را از قید وابستگی ها رها کند.

14- افراد موفق معتقد به ضعف نیستند: انسان هایی با ذهن قوی معمولا در کارها از بقیه بهتر هستند و از نظر رفاهی هم در سطح بالاتری قرار دارند. آنها به خاطر ضعف دیگران، از شادی خودشان نمی کاهند. هرکسی شرایط خاص خود و متفاوت از دیگران دارد و شرایط برای برخی، سخت تر از بقیه است. افراد با ذهن قوی، این واقعیت را درک می کنند.

15- افراد موفق باور ندارند تغییر امری غیرممکن است:
بسیاری از مردم قبول ندارند که انسان می تواند تغییر کند اما انسان هایی با ذهن قوی، معتقدند هرکسی می تواند برای بهتر بودن تلاش کند. اگر آنها این عقیده را باور نداشتند، هرگز به جایگاه فعلی شان دست نمی یافتند.

پنجشنبه 4 شهریور 1395

این تصمیم‌ها زندگی مالی‌تان را متحول می کند

نویسنده: Hamed B   طبقه بندی: موفقیت، 

هیچ چیز بدتر از آن نیست که یک فرد ثروتمند همیشه ناراحت و عصبانی باشد. هیچ دلیلی برای این موضوع وجود ندارد اما با این حال من هر روز با این پدیده سروکار دارم. این موضوع ناشی از داشتن زندگی نامتعادل و انتظارات زیاد و همچنین نارضایتی از داشته های فردی ست.

شما بدون قدردانی و تحسین آن چه که دارید نمی توانید به خواسته های واقعی تان برسید. اما چگونه باید تعادل را در زندگی برقرار کرد؟ در یک زندگی نامتعادل موفقیت چه معنایی دارد؟

حدود چهار دهه است که هرقدم از زندگی را به مردم و برخی از زنان و مردان بسیار مهم جهان، آموخته ام. من با مدیران شرکت های بزرگ و کوچک کار کرده ام. در تمامی این موارد دریافته ام که مردم در هر لحظه 3 تصمیم کلیدی می گیرند که به زندگی شان جهت می دهد. اگر در هنگام این تصمیم گیری ها حواست نان را جمع نکنید، مانند اغلب افرادی می شوید که از لحاظ فیزیکی در وضعیت خوبی قرار ندارند. از نظر احساسی افسرده فرسوده هستند و از لحاظ اقتصادی نیز در وضعیت استرس آوری قرار دارند. اما اگر آگاهانه تصمیم گیری کنید، می توانید امروز مسیر زندگی تان را به معنای واقعی تغییر دهید.

این 3 تصمیم زندگی مالی تان را متحول می کند

اولین تصمیم: موضوع مورد توجه خود را با دقت انتخاب کنید


در هر لحظه میلیون ها موضوع برای جلب توجه شما با هم رقابت می کنند. شما می توانید یا به مسائلی فکر کنید که در حال حاضر و در کنار شما در حال وقوع هستند یا در آینده قرار است رخ دهند. همچنین ممکن است به گذشته بیندیشید. به هر چیزی که توجه کنید، انرژی فرستاده می شود. موضوعات مورد توجه شما و الگوی انجام آن به کل زندگی شما شکل می دهد. علاقه مندید که روی چه حیطه ای تمرکز کنید؛ به چیزهایی که دارید یا چیزهایی که در زندگی شما وجود ندارد؟ مطمئنم که به هر دو روی سکه توجه می کنید. اما اگر افکار همیشگی تان را بررسی کنید، بیشتر برای چه مواردی وقت گذاشته اید؟

بیشتر از این که به چیزهایی فکر کنید که در اختیار ندارید یا حسرت کسانی را بخورید که از لحاظ اقتصادی از شما جلوتر هستند، شاید باید اعتراف کنید که در مورد مسائلی غیر از مسائل اقتصادی باید قدردان باشید؛ شما می توانید شکرگزار سلامتی، خانواده، دوستان، موقعیت ها و ذهن تان باشید.

افزایش عادت تحسین داشته های تان می تواند سطح جدیدی از سلامت و ثروت عاطفی را برای تان به ارمغان بیاورد. اما سوال اصلی این است که آیا برای داشتن احساس شکرگزاری عمیق از ذهن، بدن، قلب و روح تان مایه می گذارید؟ آن جاست که می توانید لذت، شاید و رضایت را پیدا کنید.

اگلوی توجه ثانویه ای را پیدا کنید که روی کیفیت زندگی تان اثرگذار باشد؛ آیا شما بیشتر روی چیزهایی تمرکز می کنید که می توانید تحت کنترل خود بگیرید یا برعکس؟

اگر به چیزهایی توجه داشته باشید که نمی توانید کنترل شان کنید، استرس بیشتری را وارد زندگی خود می کنید. شما می توانید روی بسیاری از جنبه های زندگی تان تاثیرگذار باشید اما نمی توانید آن ها را کنترل کنید.

زمانی که این الگوی تمرکز را کسب کردید، مغز شما باید تصمیم دیگری بگیرد.

دومین تصمیم: بررسی کنید که تمام این کارها برای چیست؟


نحوه تفکر شما در مورد زندگی تان به حوادث، شرایط اقتصادی یا اتفاقاتی که برای شما رخ داده است، ارتباطی ندارد. کیفیت زندگی شما به معنایی مربوط می شود که برای این مسائل قائل شده اید. بیشتر اوقات شما از نقش ضمیر ناخودآگاه تان در معنابخشیدن به حوادث زندگی بی خبرید. زمانی که اتفاقی (مانند تصادف، بیماری، از دست دادن شغل) برای تان می افتد، آیا آن را به منزله یک شروع می بینید یا یک پایان؟ اگر فردی با شما مخالفت می کند، آیا او به شما توهین کرده، شما را تربیت کرده یا واقعا نگران شماست؟
آیا یک مشکل ویرانگر به معنای منفی ست؟ یا شاید ممکن است که هدیه ای از سوی خداوند دریافت کرده اید؟

زندگی شما برمبنای معنایی می گذرد که شما به آن داده اید. هر معنایی باعث داشتن احساسات منحر به فردی می شود و کیفیت زندگی شما شامل جایی ست که به طور احساسی در آن زندگی می کنید.

من همیشه در طی سمینارها سوال می کنم: «چند نفر از شما کسانی را می شناسند که داروی ضدافسردگی مصرف می کنند و هنوز هم افسرده اند؟» معمولا 85 تا 90 درصد از شرکت کنندگان دست شان را بالا می برند.

این 3 تصمیم زندگی مالی تان را متحول می کند

چگونه ممکن است؟ دارو باید باعث بهبود حال مردم شود. اما حقیقت این است که طبق برچسب موجود روی داروهای ضدافسردگی یکی از عوارض جانبی ممکن است افکاری در مورد خودکشی باشد.

اما مهم نیست که فردی چقدر دارو مصرف می کند؛ اگر او به طور مداوم به چیزهایی توجه داشته باشد که نمی تواند کنترل کند یا ندارد، به راحتی ممکن است ناامید شود. اگر جمله ای مانند «زندگی ارزش زندگی کردن ندارد» نیز به این موضوع اضافه شود هم دیگر معجوی ساخته شده که هیچ قرص ضدافسردگی نمی تواند از پس آن برآید.

با این حال اگر آن فرد به معنای جدیدی از زندگی یا دلیلی برای آن یا باوری که قرار بوده همه چیز وجود داشته باشد، دست پیدا کند، مستحکم تر از هرچیزی خواهدشد که برای او اتفاق می افتد. زمانی که مردم عادات همیشگی و معنای زندگی شان را تغییر می دهند، محدودیتی در تغییر زندگی وجود نخواهدداشت. تغییر تمرکز در زندگی می تواند به معنای واقعی شیمی حیات او را ظرف چند دقیقه تغییر دهد.

بنابراین کنترل را به دست بگیرید و همیشه به یاد داشته باشید که زندگی برابر است با احساسات و احساسات برابر است با زندگی. هوشیارانه و با ذهن باز انتخاب کنید. در هر حادثه ای معنایی قدرتمند پیدا کنید و بدین گونه ثروت موجود در عمیق ترین معنای زندگی در دسترس شما قرار خواهد گرفت.

زمانی که معنایی در ذهن خود ایجاد کردید، احساسات در شما پدیدار می شوند و آن احساسات باعث به وجود آمدن حالتی برای اتخاذ سومین تصمیم خواهندشد:

سومین تصمیم: چه کار خواهید کرد؟


وضعیت احساسی شما به طرز شدیدی اعمال شما را تحت تاثیر خود دارند. اگر عصبانی باشید، رفتار متفاوتی نسبت به وقتی دارید که احساس سرزندگی فراوان می کنید.

اگر می خواهید به اعمال خود شکل دهید، سریع ترین راه این است که نقطه تمرکز خود را تغییر دهید و معنای زندگی تان را روی موضوع قدرتمندتری بنا بگذارید. دو فرد عصبانی به شیوه متفاوتی رفتار می کنند. برخی عقب نشینی می کنند و برخی جلو می روند.

برخی از افراد عصبانیت شان را به شکل آرام تری ابراز می کنند. اما دیگران آن را بسیار بلند و با خشونت نشان می دهند. برخی دیگر نیز به دنبال موقعیتی می گردند تا پرخاشگری منفعلانه خود را نشان دهند تا دوباره دست پیش بگیرند یا حتی به همان میزان انتقام بگیرند.

این الگوهای رفتاری از کجا آمده اند؟ انسان تمایل دارد که رفتار خود را مانند افراد مورداحترام و محبوب خود شکل دهد. افرادی که شما را خسته یا عصبانی می کنند، چطور؟ شما معمولا رویکرد آن ها را پس می زنید. با این حال خیلی از مواقع نیز می بینید که الگوهایی را انتخاب کرده اید که در زمان جوانی بارها و بارها دیده بودید و خوش تان نیامده بود. بسیار خوب و مفید است که شما از الگوهای تان در زمان ناامیدی، عصبانیت، ناراحتی و تنهایی باخبر باشید. اگر آن ها را نشناسید قادر به تغییرشان نخواهید بود.

اکنون که با قدرت این سه تصمیم آشنا شدید، به دنبال الگوهایی باشید که دارند آن چه را که شما از زندگی می خواهید، تجربه می کنند. به شما قول می دهم آن هایی که مراودات دلنشینی دارند، نسبت به افرادی که همیشه مجادله و دعوا می کنند، روی مسائل کاملا متفاوتی تمرکز می کنند و معنای کاملا متفاوتی برای چالش های مجود در روابط دارند.

این موضوع علم پرتاب موشک نیست. اگر از تفاوت های موجود بین رویکرد مردم در اینن سه تصمیم آگاه باشید، روشی برای ایجاد تغییرات مثبت در هر حیطه ای از زندگی خود خواهید داشت.

دوشنبه 1 شهریور 1395

10 ترفند روانشناسی برای تاثیرگذاری بیشتر

نویسنده: Hamed B   طبقه بندی: موفقیت، 

پیش از شروع بهتر است توجه داشته باشید که هیچ یک از این روش‌ها جهت سواستفاده و یا آسیب رساندن به مخاطب نیست.

۱۰ ترفند روانشناسی برای تاثیرگذاری بیشتر بر دیگران

در حقیقت این مقاله به شما کمک می‌کند تا به روش‌های روانشناسی بر روی اطرافیان خود تاثیرگذار باشید بدون این که به آن‌ها تهاجم کنید تا مجبور به کاری شوند و یا احساس بدی در آن‌ها ایجاد شود.

۱۰- از او منتفع شوید

داستانی حکایت از این دارد که یک‌بار بنجامین فرانکلین می‌خواست بر مردی تاثیرگذار باشد که از قضا آن مرد فرانکلین را دوست نداشت. او از آن مرد درخواست کرد که کتاب ارزشمند و نادری را به او قرض دهد و پس از گرفتن کتاب با مهربانی از او سپاس‌گذاری کرد. در نتیجه آن مرد که هرگز دوست نداشت با فرانکلین صحبت کند تبدیل به دوست خوب او شد. به گفته خود فرانکلین: «هنگامی که کسی به شما مهربانی کرده یا لطفی در حق‌تان می‌کند، انجام یک محبت دیگر نسبت به شما برایش ساده‌تر از کسی است که شما به او محبت کرده باشید»

۱۰ ترفند روانشناسی برای تاثیرگذاری بیشتر بر دیگران

دانشمندان این نظریه را بر روی دو گروه از افراد امتحان کردند و به نتیجه مشابهی رسیدند. هر چند که در نگاه اول به نظر می‌رسد که زمانی که شما به شخصی نفعی می‌رسانید و کاری برای کسی انجام می‌دهید انتظار دارید آن فرد ارزش کار شما را بداند و بیشتر شما را دوست داشته باشد، اما تحقیقات چیزی متفاوت را اثبات کرده‌اند. زمانی که شما برای شخصی کاری انجام می‌دهید در نتیجه تمایل شما به آن شخص بیشتر می‌شود و این بدان دلیل است که ما کارهای خود را تجزیه و تحلیل می‌کنیم و هنگامی که به شخصی نفعی می‌رسانیم برای خود دلایل و توجیهی پیدا می‌کنیم و در نتیجه دلایل فرض شده قاعدتا به آن شخص علاقه‌مند خواهیم شد.

۹- هدفی بالاتر را نشانه بگیرید

گاهی از این ترفند به عنوان در ورود به مذاکره در برخوردهای رو در رو یاد می‌شود. شما کار را با مطرح کردن یک درخواست بزرگ و حتی غیرمنطقی از فرد آغاز کنید. پیش از مطرح کردن می‌دانید که پاسخ مخاطب به احتمال زیاد منفی است و پس از شنیدن پاسخ منفی درخواست خود را تعدیل کرده و خواسته اصلی خود را مطالبه کنید.

۱۰ ترفند روانشناسی برای تاثیرگذاری بیشتر بر دیگران

فرد از انجام ندادن درخواست اول شما احساس بدی خواهد داشت حتی اگر درخواست شما بی‌دلیل و غیرمنطقی باشد. بنابراین زمانی که پس از مدتی شما خواسته کوچک‌تر و عقلانی‌تری دارید احساس می‌کند که باید به شما کمک کند. دانشمندان این نظریه را مورد بررسی قرار داده و متوجه شدند که بسیار کارآمد است.

۸- در مکالمه از اسم شخص یا عنوان او استفاده کنید

دیل کارنگی، نویسنده کتاب «چگونه بر دوستان خود پیروز شویم و بر مردم تاثیرگذار باشیم» بر این باور است که استفاده از نام فرد در مکالمه بسیار با اهمیت است. نام هر فرد در هر زبانی زیباترین صدایی است که دوست دارد بشنود. نام فرد بخشی از هویت اوست و شنیدن آن از زبان مخاطب به معنای پذیرفته شدن حضور فرد و اعتبار اوست در نتیجه احساس مثبتی را در فرد ایجاد می‌کند.

۱۰ ترفند روانشناسی برای تاثیرگذاری بیشتر بر دیگران

استفاده از یک عنوان می‌تواند بسیار تاثیرگذار باشد. ایده مطرح شده این است که زمانی که شما مانند نوع خاصی از افراد رفتار می‌کنید کم کم به آن شخص تبدیل خواهید شد، شاید این نظریه یک پیش‌گویی ساده به نظر برسد. برای تاثیرگذاری بر روی افراد می توانید آنها را به آن‌چه که در حقیقت می‌خواهید باشند ارجاع دهید در نتیجه ذهن او درگیر روش‌ها و مزایای تبدیل شدن به فرد مورد نظر شما خواهد شد. برای مثال می‌توانید فرد را دوست من خطاب کنید و یا در محیط کاری فرد را به عنوان ارشد و مدیر خود بنامید. البته این شاخ در جیب فرد گذاشتن عواقبی هم دارد که بهتر است مراقب باشید.

۷- چاپلوسی کنید

شاید این ترفند در دید اول بسیار ساده و پیش پا افتاده به نظر برسد اما محققان طی بررسی‌های خود بر روی عکس العمل افراد در برابر چاپلوسی دریافتند که نکات و هشدارهای مهمی در این زمینه وجود دارد. چاپلوسی بیش از حد معقول، بسیار آسیب رسان است.

۱۰ ترفند روانشناسی برای تاثیرگذاری بیشتر بر دیگران

به بیان ساده افراد همواره در تلاش هستند در زمینه افکار و احساست خود در یک حالت متعادل باشند. بنابراین زمانی که شما تملق فردی را می‌گویید که اعتماد به نفس بالایی دارد او این تعریف را صادقانه دیده و احساس راحتی بیشتری با شما می‌کند اما در موردی که فرد اعتماد به نفس پایینی داشته باشد این چاپلوسی می‌تواند تاثیر معکوس داشته باشد و حتی در برابر تمجید شما از خود حالت تدافعی بگیرد. آن چه که از این نظریه برداشت می‌شود پررنگ کردن و تمجید کردن از نقاط قوت افراد است به خصوص نقاط قوتی که خود فرد از آن آگاه است و به آن می‌بالد.

۶- معکوس رفتار کنید

رفتار معکوس که اغلب به عنوان تقلید شناخته شده است کاری که برخی از مردم به طور طبیعی انجام می‌دهند. نمونه ساده آن زمانی است که کسی با ما با صدای بسیار آرام صحبت می‌کند. اغلب به صورت ناخودآگاه صدای ما هم از حالت معمول پایین‌تر می‌آید. استفاده از این مهارت در واقع بروز رفتاری شبیه آفتاب‌پرست است. کپی کردن رفتار و الگوهای بیان افراد اگر آگاهانه و ظریف انجام شود، می‌تواند روشی عالی برای یک رابطه دوستانه و موثر است.

محققان با مطالعه‌ای که در این زمینه انجام دادند دریافتند که افراد به مقلدین خود احساس بهتری دارند و از آن جالب‌تر در عموم مردم این دیدگاه وجود دارد که افرادی که رفتارهای آن‌ها مورد تقلید قرار می‌گیرد رفتارهای بهتر و مقبول‌تری دارند و الگو برداری از شیوه آن‌ها موجب می‌شود احساس خوشایندی داشته باشند. این اعتبار به آن‎‌ها اعتماد به نفس بیشتری می‌دهد و در نتیجه شادتر هستند و ارتباطات بهتری را مدیریت می‌کنند و کمتر کسی را از خود می‌رانند.

۵- درخواست خود را در زمان خستگی فرد بیان کنید

زمانی که فرد خسته است احتمال بیشتری وجود دارد که درخواست یا بیانیه شما را بپذیرد. در زمان خستگی، فقط بدن از لحاظ فیزیکی خسته نیست بلکه ذهن هم از لحاظ سطح انرژی و تحلیل‌گری در پایین‌ترین نقطه قراردارد. بنابراین زمانی که شما از فرد خسته درخواستی دارید معمولا پاسخ قطعی نمی‌شنوید بلکه انجام کار را به فردا و یا زمانی دیگر موکول خواهد کرد. درواقع برای این که زودتر از چالش شما نجات پیدا کند قول می‌دهد که بعدا خواسته شما را برآورده سازد.

۱۰ ترفند روانشناسی برای تاثیرگذاری بیشتر بر دیگران

نظیر چنین تجربه‌ای را اغلب ما در کودکی داشته‌ایم! پیش از خواب بهانه‌گیری می‌کردیم و درخواست‌هایی از والدین داشتیم که با وعده زمان بیداری مهار می‌شد. نکته این‌جاست که افراد معمولا نسبت به حرفی که زده‌اند و قولی که داده‌اند احساس تعهد دارند و در زمانی که شرایط خستگی برطرف شد خواسته شما را دنبال خواهند کرد.

۴- پیشنهادی را مطرح کنید که فرد نمی‌تواند رد کند

کار را با پیشنهادهای کوچک و کم زحمت آغاز کنید. حتی می‌توانید در مورد چند تصمیم‌گیری که انجام دهید نظر موافق فرد را جویا شوید وقتی فردی شروع به کمک کردن به شما می‌کند احتمال زیادی دارد که این کار را ادامه دهد و شما می‌توانید به تدریج درخواست‌های بزرگتری را مطرح کنید. دانشمندان این نظریه در خصوص بازاریابی تست کرده‌اند و به نتایج مثبتی رسیده‌اند. آن‌ها در آغاز از مردم خواستند که برای حمایت از جنگل‌ها و محیط زیست موافقت خود را اعلام کنند که یک درخواست به نسبت ساده و بدون دردسر است. حال متقاعد کردن این گروه موافق برای خرید محصولاتی که حامی محیط زیست هستند بسیار آسان‌تر و پر بازده‌تر است. روانشناسان معتقدند که فاصله درخواست‌ها هم بسیار با اهمیت است در واقع فرد نباید یکی پس از دیگری مورد هجوم قرار بگیرد اگر درخواست اول را مطرح کردید چند روز صبر کنید و سپس به سراغ درخواست بعدی بروید.

۳- ساکت باشید

زمانی که مخاطب حرف اشتباهی می‌زند و تفکر اشتباهی دارد سعی نکنید او را اصلاح کنید. کارنگی در کتاب مشهور خود بیان کرده است که گوشزد کردن اشتباهات افراد در مکالمه معمولا غیرضروری است و اغلب موجب خاتمه یافتن یک مکالمه خوشایند می‌شود. در حقیقت زمانی که می‌دانید مخاطب شما در اشتباه است یک راه موثر وجود دارد تا مکالمه مودبانه را مدیریت کنید.

۱۰ ترفند روانشناسی برای تاثیرگذاری بیشتر بر دیگران

ایده بسیار ساده‌ای است به جای استدلال به دقت گوش کنید و نقطه مشترک و نقطه شروعی برای بحث خود پیدا کنید با تاکید بر توافق نظری که با هم دارید موضع و شرایط خود را توضیح دهید و مسائل را شفاف سازی کنید در این حالت فرد تمایل بیشتری به شنیدن حرف‌های شما دارد و حتی به طور ناخودآگاه شما اجازه خواهد داد که بر تفکراتش نفوذ کنید و برخی موارد را اصلاح کنید.

۲- آن‌چه را که می‌گویند تایید و تکرار کنید

یکی از کارآمدترین روش‌هایی که می‌توانید بر افراد تاثیر بگذارید نشان دادن این است که حرف آن‌ها را می‌فهمید و منظور و احساس آن‌ها را درک می‌کنید که موجب ایجاد حس همدلی میشود. یک روش برای نمایش این حس همدلی صحه گذاری و تکرار حرف‌ها و نقطه نظرهای مخاطب است. مطالعات نشان داده است وقتی روانشناسان به طور موثر به حرف بیماران خود گوش می‌دهند، بیماران ارتباط بهتری برقرار کرده و تفسیر صادقانه و شفا‌ف‌تری از شرایط خود ارائه می‌دهند.

۱۰ ترفند روانشناسی برای تاثیرگذاری بیشتر بر دیگران

به طور کلی زمانی که افراد یک گوش شنوا برای حرف‌های خود پیدا می‌کنند احساس امنیتی بیشتری دارند در نتیجه ارتباط بهتری شکل می‌گیرد و احتمال پذیرفته شدن نظرات و خواسته‌های شما بیشتر خواهد بود.

۱- با حرکات سر مخاطب خود را تایید کنید

دانشمندان دریافته‌اند که تکان دادن سر در هنگام گوش دادن به معنای موافقت با نظر و بحث مطرح شده، می‌تواند در برقراری ارتباط بهتر موثر باشد. هم‌چنین زمانی که شما با حرکت سر مخاطب خود را مدام مورد تایید قرار می‌دهید، احتمال زیادی وجود دارد که به صورت ناخودآگاه در هنگام صحبت شما او نیز با انجام حرکت مشابه، عقاید و نظرات شما را تایید کند.

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگنویسان