تبلیغات
Success
 
Success
درباره وبلاگ


خدای مهربانم !

از امروز تمامی مشکلاتم را با مداد و نعمتهایم را با خودکار می نویسم !

می دانم که مشکلاتم را با پاک کن مهربانیت پاک خواهی کرد

مدیر وبلاگ : Hamed B
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سه شنبه 2 تیر 1394 :: نویسنده : Hamed B
اگر مقداری دقیق تر اطلاعات مندرج روی محصولات مصرفی مختلف از شامپو گرفته تا باتری را نگاه کنیم. قطعات موارد جالبی برای مشاهده وجود دارد از دستور مصرف، مواد تشکیل دهنده و هشدار گرفته تا تاریخ تولید و انقضا همه چیز توسط کمپانی های تولیدکننده روی بسته بندی محصولات چاپ می شود. اما ما دنبال مورد دیگری هستیم.

آیا تا کنون به نام کمپانی مادر توجه داشته اید؟! ممکن است برای سال ها مشتری یک محصول خاص مصلا یک شامپو با برندی مشخص بوده ایم اما هرگز توجه نکرده ایم که این برند زیر مجموعه کدام کمپانی تولیدکننده بوده است و فقط برند آن را می شناسیم. البته عکس این مساله نیز صادق است و بسیاری از مصرف کنندگان به خوبی کمپانی های مادر را نیز می شناسند. به هرترتیب اگر عضو گروه دوم بوده باشید قطعا با علامت P&G بارها برخورد کرده اید.

پروکتر اند گمبل؛ مخلوطی از همه چیز!

پروکتر اند گمبل؛ مخلوطی از همه چیز!

P&G علامت اختصاری پروکتر اند گمبل است. شرکتی چند ملیتی و فعال در تولید انواع کالاهای مصرفی. کارشناسان بازار در توصیف حوزه فعالیت های این شرکت از عبارت"مخلوطی از همه چیز" استفاده می کنند زیرا لوگوی آن را روی برندهای دوراسل، ژیلت، هد اند شولدرز، هوگوباس، هربال اسنسز، اورال بی، دولچه و گابانا، پرینگلز و ... می توانید مشاهده کنید!

پروکتر اند گمبل؛ مخلوطی از همه چیز!

پروکتر اند گمبل؛ مخلوطی از همه چیز!

پروکتر اند گمبل؛ مخلوطی از همه چیز!

دفتر مرکزی امپراطوری پروکتر اند گمبل در شهر سینسینتی ایالت اوهایو(آمریکا) قرار دارد و سابقه تاسیس آن به سال 1837 میلادی باز می گردد. جالب است بدانید این کمپانی موفق حاصل همکاری ویلیام پروکتر تولیدکننده شمع و جیمز گمبل صابون ساز است. این دو آنچنان با انگیزه فعالیت های خود را دنبال می کردند که نوار موفقیت های کمپانی هیچگاه قطع نشد. یکی از مهمترین محصولات پروکتر اند گمبل در سال های دور، تولید صابونی ارزان قیمت با نام آیووری بود. موفقیت آنها در ارائه این محصول موجب شد تا نسل بعدی این شرکا(فرزندان آنها) بیشتر روی تولید صاوبن تمرکز کرده و مدل های متنوعی از آن را روانه بازار کنند. استفاده از روغن های گیاهی در صابون به عنوان جایگزینی برایروغن حیوانی از ابتکارات پی اند جی بود. رونق کسب و کار پروکتر اند گمبل برابر با توسعه فعالیت ها و تاسیس شعبی خارج از مرزهای آمریکا بود. این مساله در مدت کوتاهی پی اند جی را به شرکتی بین المللی مبدل کرد.
 
پروکتر اند گمبل؛ مخلوطی از همه چیز!

پروکتر اند گمبل؛ مخلوطی از همه چیز!

پروکتر اند گمبل؛ مخلوطی از همه چیز!

پروکتر اند گمبل؛ مخلوطی از همه چیز!

پروکتر اند گمبل؛ مخلوطی از همه چیز!

در سال های 1900 تا 1930 پروکتر اند گمبل به عنوان یکی از نخستین شرکت ها، تحقیقات میدانی گسترده ای را در سطح بازار به انجام رساند که این رویکرد هوشمندانه در شناسایی نیازهای مشتری نقش مهمی در انتخاب و موفقیت خطوط تولید آن داشت.

در سال های 1970 تا 1980 این شرکت راههای ارتباطی خود با مشتریان را گسترش داد و همچنان بر فعالیت های خود در راستای جلب نظر مشتریان افزود.

محصولاتی مانند تاید یا پمپرز را هر گز فراموش نخواهیم کرد که تنها بخش کوچکی از محصولات امپراطوری پی اند جی هستند. نخستین خمیردندان حاوی فلوراید با برند کرست در سال 1955 نیز نام پی اند جی را روی تیوپ خمیردندان همراه خود داشت.

پروکتر اند گمبل؛ مخلوطی از همه چیز!

پروکتر اند گمبل؛ مخلوطی از همه چیز!

پروکتر اند گمبل؛ مخلوطی از همه چیز!

پروکتر اند گمبل؛ مخلوطی از همه چیز!

پروکتر اند گمبل؛ مخلوطی از همه چیز!

پروکتر اند گمبل در سال های اخیر نیز همچنان عملکردی موفق داشته و هر روز گسترده تر می شود. خریداری ژیلت در سال 2005، حمایت مالی از المپیک تابستانی لندن در سال 2012، برنامه های خیریه و ... موجب شده تا همواره نام پی اند جی در ذهن مخاطبان آن باقی بماند.



نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 1 تیر 1394 :: نویسنده : Hamed B
می گویند شکست، مهم ترین گام برای رسیدن به پیروزیست؛‌ درست است اما شکست گاهی می تواند منجر به خرد شدن روح انسان نیز بشود. باید با «شکست» دوست شد و او را به راحتی در آغوش کشید؛ به این وسیله می توان بر آن غلبه کرد. ابتدا بایید به سراغ تعریف شکست برویم.

چگونه از شکست های خود در سال گذشته درس گرفته و به مرحله بعدی گذر کنیم؟

شکست چیست؟

زمانی که به پیروزی نرسیم؛ شکست خورده ایم. این معنای لغوی کلمه مورد بحث است اما معنایی که در دل هر شخص وجود دارد، اندکی متفاوت است. شاید امروز در کار، مرتکب اشتباهی شده باشید، شاید در هنگام خرید در یک فروشگاه، یکی از اقلام را جا انداخته باشید؛ همه ما مرتکب اشتباه می شویم، اشتباهات وزنه هایی را یدک می کشند که میزانشان را کوچک یا بزرگ می کنند. به میزان اندازه ی وزنه ها، می توان گفت شکست و یا اشتباه ما نیز بزرگ یا کوچک بوده است.

اگرچه، زمانی از کلمه ی شکست استفاده می کنیم که در خصوص موارد بزرگتر سخن می گوییم؛ برای مثال وقتی که شخصی را از خود نا امید کرده ایم، یا مهم تر از آن، خود را نا امید کرده ایم. وقتی انسان تمام تلاشش را به کار گیرد و با امیدواری مشغول به انجام کاری شود و در نهایت باز هم با شکست رو به رو شود، می توان گفت پایه های اعتماد به نفسش لرزان خواهند شد.

گاهی تمام سرمایه خود را جمع کرده و به سراغ ایجاد کاری جدید می رویم،‌ گاهی در گسترش استارت آپ خود شکست می خوریم، گاهی فردی بسیار عزیز را رنجیده خاطر می کنیم؛ بعضی اوقات، «شکست» مانند یک زخم عمیق، علامت و نشانه ای از خود، در وجود ما باقی می گذارد اما بهتر است یاد بگیریم چگونه این نشانه های باقی مانده بر تن خود را پاک کنیم. اگر شما نیز طعم تلخ شکست را پیشتر چشیده اید و در تلاشید تا نشانه های ماندگار شده ی آن را در خود پاک کنید.

به احساس خود اهمیت دهید

چگونه از شکست های خود در سال گذشته درس گرفته و به مرحله بعدی گذر کنیم؟

شکست، وزنه ی احساسی سنگینیست. لازم است تا احساسات منفی را از وجود خود خارج کرده و با انگیزه ای دوباره، به سراغ اهداف بعدی در زندگی خود برویم. برای ترمیم احساسات جریحه دار شده ی خود، ابتدا باید به این دو مورد توجه نمایید:

طغیان احساسی: در نهایت، حس شکست خوردگی وجود شما را فرا گرفته و از آستانه ی تحمل شما، فراتر می رود. در اوج احساس ضعف و ناتوانی، هر چیزی که در این مدت در درون خود نگه داشته اید می تواند منفجر شده و منجر به عقب گرد بیشتر شما گردد. این موضوع نه تنها می تواند باعث بدتر شدن وضعیت روانی شما گردد، بلکه اطرافیان را نیز از شما دلچرکین خواهد کرد و در نتیجه، در روابط بعدی شما تاثیری مستقیم و منفی خواهد گذاشت.

منفی نگری: اگر اجازه دهید، منفی نگری به شکلی آرام اما پیوسته به ذهنتان رسوخ پیدا خواهد کرد. چیزی که نیاز دارید، این است که به شکل کامل، اشتباهات خود را مرور کنید؛ آنها را با آغوش باز پذیرفته و درس بگیرید. در غیر این صورت، اضطراب همواره در پس زمینه ی ذهنتان منتظر خواهد ماند تا در هر موقعیتی، شکست را به شما یادآوری نماید. اضطراب همیشگی، به شکلی غیرقابل باور سلامتی را دگرگون می کند و همین موضوع نیز باعث به وجود آمدن مشکلات بعدی خواهد شد.

خب، چطور می توانیم این احساسات را از خود دور کنیم؟

زمانی را برای خود قرار دهید: فکر می کنید به انتهای خط رسیده اید؟ اشکالی ندارد. نادیده گرفتن اتفاقاتی که روی داده اند، به وضعیت یک شخص شکست خورده کمک نخواهند کرد، پس بهتر است ابتدا مدتی به خود فرصت دهید. به خود فرصت دهید تا عصبانی و ناراحت باشید. به احساس نا امیدی خود اجازه دهید تا خود را خالی کند. اگر مسئله کوچک باشد، یک ساعت وقت گذاشتن کافیست. گاهی برای مسائل بزرگتر، شاید به یک روز نیاز داشته باشیم و حتی اگر احساس می کنید که به زمانی بیشتر نیاز دارید، خودتان تعیین کننده باشید و مشخص کنید تا چه زمانی می خواهید ناراحت، افسرده و بد اخلاق باشید. فکر می کنید یک هفته کافی است؟ مشکلی نیست، یک هفته هر کاری که می خواهید انجام دهید اما پس از آن، باید به مرحله ی بعدی زندگی سلام کنید.

    راجع به مشکل خود صحبت کنید: با شخصی آشنا و قابل اعتماد، صحبت کرده و احساس خود را بیان کنید. تحقیقات نشان می دهد وقتی انسان راجع به مشکلش حرف می زند، احساس بهتری پیدا خواهد کرد. بار را از روی دوشتان بردارید و خود را بیان کنید. شاید شخصی که گوش می دهد نتواند پیشنهاد مناسبی برایتان داشته باشد و صحبت کردن برای وی، در نگاه اول بی فایده باشد، اما به یاد داشته باشید که حتی صحبت کردن و ابزار مشکل، می تواند به خود شما راه حل های جدیدی نشان دهد. حال دست کم خواهید دانست که این اطلاعات صرفا در مغز شما غوطه نمی خورند و آنها را با شخص دیگری هم در میان گذاشته اید.

    نگذارید [مشکل و شکست] بخشی از هویت شما شود: شکست گاهی برای همه ی ما اتفاق می افتد. اگر هنوز راه موفقیت را نیافته اید، به این معنی نیست که شما یک شکست خورده تمام عیار هستید. نگذارید این تصور در ذهن شما جان بگیرد که به خاطر انجام برخی اشتباهات، دیگر هیچ راهی برای پیروزی ندارید. اقدامات و اعمال ما، توصیف کننده ی ما هستند؛ اما نگذارید اشتباهات کوچک یا بزرگ، بخشی از هویتتان شوند. اقداماتی که انجام می دهید تا از شکست دور شده و به سوی پیروزی حرکت کنید هستند که هویت اصلی شما را تشکیل خواهند داد.

شکست می توان زخمی ماندگار بر ذهن ایجاد کند و عاقلانه نیست که آن را نادیده بگیریم. بدون اذعان و توجه به آن، زخم ایجاد شده در ذهن، کم کم سر باز خواهد کرد و شروع به درد گرفتن می کند؛ برای مداوایش نیز به زمان بیشتری نیاز خواهید داشت زیرا به دلیل بی توجهی، عفونت هم کرده است.

به شکست های دیگران نگاهی بیاندازید


چگونه از شکست های خود در سال گذشته درس گرفته و به مرحله بعدی گذر کنیم؟

لحظه ای فکر نکنید که شما تنها انسانی بر روی کره زمین بوده اید که با سر به زمین خورده اید. بیشتر اوقات ما صرفا به افراد موفق می نگریم و پیش خود تصور می کنیم که این دسته از افراد، هیچگاه طعم تلخ شکست را نچشیده اند. اما در واقع اینچنین نیست؛ آنها هم مانند سایرین اول شکست خورده اند و سپس توانسته اند به این مراحل والا دست یابند. بعضی ها بهتر از دیگران می توانند شکست های خود را مخفی کنند، اما شکست امری جهانیست؛ برای همه هم اتفاق افتاده. قبل از اینکه فغان سر دهید، سری به شکست های بزرگ تاریخ و وسعتشان بیاندازید.

کدام فرد موفق را الگوی خود قرار داده اید؟ به شکست های همان فرد در زندگی شخصی و کاری اش نگاه کنید. بیوگرافیشان را بخوانید، به وبلاگشان سر بزنید و به سخنرانی هایشان در مورد رسیدنشان به موفقیت، گوش فرا دهید؛ آنها متوجه اهمیت شکست شده اند و آن را با کمال میل نیز به آغوش کشیده اند. بزرگترین الگوهای شخصیتی و کاری ما نیز شکست را تجربه کرده اند، آن هم نه فقط یک بار.

نمی گوییم به شکست بخندید، نه،‌ زمان خنده نیست؛ بلکه باید از آن درس گرفت. باید درک کرد که انسان هستید و می توانید اشتباه کنید، مانند هر شخص دیگری.

تعریفتان را از شکست تغییر دهید


چگونه از شکست های خود در سال گذشته درس گرفته و به مرحله بعدی گذر کنیم؟

آیا تا اینجای مقاله به این موضوع اشاره کردم که تجربه ی شکست،‌ امری مفید است؟ سخت است بتوان چنین تصوری را در ذهن پرورش داد اما تغییر تعریف شما از شکست، می تواند به این مهم کمک کند. بیایید با هم این لیست که توسط Robert Spadinger نوشته شده را مرور کنیم؛ احتمالا این لیست خواهد توانست نظر و عقیده ی شما را در خصوص شکست تغییر دهد.

-    شکست به معنی گام برداشتن صحیح در جاده ی پیروزی و خود شناسی است.

-    هر زمان که شما دست از راحت طلبی کشیده و شروع به کسب تجربه های جدید کنید، شکست، اجتناب ناپذیر خواهد شد.

-    هر شکست می تواند شما را به هدفتان نزدیک تر نماید.

-    شکست معلمی عالیست و به شما درس های بزرگ زندگی را آموزش می دهد.

-    هر شکست، باعث بزرگ تر، بهتر و قوی تر شدن شما می گردد.

-    تا زمانی که از اشتباهات درس گرفته و از تکرار مجددشان دوری کنیم، اشتباه کردن مشکلی نخواهد داشت.

-    شکست به شما آموزش می دهد که برخی رویکردها، در برخی موقعیت ها بی فایده بوده و بهتر است راهی جایگزین برای آنها پیدا کنیم.

-    اگر شکست بخورید یا اشتباه کنید، افراد واقعا موفق هیچگاه به شما نخواهند خندید. آنها خود پیشتر شکست و اشتباه را تجربه کرده اند و می دانند شما در حال یادگیری هستید.

-    تا زمانی که تسلیم نشوید، به هیچ وجه مهم نیست که چند بار شکست خواهید خورد.

-    هر بار که با شکست رو به رو گردید، ترس شما از آن کمتر می شود و همین موضوع نیز باعث می گردد تا جرات پیدا کرده و به سراغ چالش های بزرگتر در زندگیتان بروید.

هر اشتباه و شکست، موقعیتیست برای یادگیری. هر زمان که دوره ی ناراحتیتان به پایان رسید، برگردید و به پشت سر خود نگاهی انداخته و اشتباهات خود را با چشم اندازی جدید نظاره کنید. مشکل را پیدا کرده و بفهمید ایراد کارتان از کجا بوده است؛ در کنار این، به اقدامات صحیح خود هم نگاهی داشته باشید و به این فکر کنید که در مراحل بعدی زندگی، چگونه می تواند همان اقدامات صحیح را به شکلی کامل تر انجام دهید. شکست، معمولا سیاه و سفید نیست.

برای سرگرم کردن ذهن، به سراغ موقعیت های بعدی بروید

چگونه از شکست های خود در سال گذشته درس گرفته و به مرحله بعدی گذر کنیم؟

همانگونه که در اول مقاله ذکر شد، به خود برای ناراحت بودن فرصت دهید، زمانی هم که این فرصت به پایان رسید، وقتش است تا به سراغ شروعی مجدد و یا پروژه ای جدید بروید. وقتش رسیده تا ذهن خود را به شکل تازه ای درگیر نمایید تا جایی برای منفی بافی باقی نماند. نیاز نیست چشم خود را بر اشتباهات قبلتان ببندید، صرفا می گوییم که نگذارید تاثیر منفی آنها بر رویتان باقی بماند.

هیچ چیز مانند سختکوشی، نمی تواند ذهنتان را درگیر خود کند تا شکست های گذشته را فراموش کنید. حتی اگر دوست ندارید به سرعت به سراغ کار و یا پروژه ها برگردید، برای خود یک سرگرمی بدون منفعت دست و پا کنید. کلید ماجرا اینجاست که بتوانید به خود وقت بدهید تا تصور به پایان رسیدن دنیا با یک شکست،‌ از بین برود.

شکست های پی در پی، اشکالی ندارند، شکست واقعی، تسلیم شدن است. به یاد داشته باشید که شکست، اجتناب ناپذیر و برایتان مفید است. آن را به ابزار و پله ای تبدیل کنید که می تواند شما را به مرحله ی مورد نظرتان برساند. احساس شکست خوردگی، اشکالی ندارد اما اذعان یافتن به شکست در یک نبرد و عدم موفقیت در آینده، به معنی شکست کلی در زندگیست.



نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 31 خرداد 1394 :: نویسنده : Hamed B
کتاب 5 درس بزرگ از بیل گیتس، استیو جابز و اندی گروو، نوشته دیوید یوفی و مایکل کوزامانو David B. Yoffie, Michael A. Cusumano در امریکا منتشر شد.  انتشارات هرپر کولینز HarperCollins، این کتاب را ماه گذشته میلادی رونمایی کرد و از آن به عنوان یکی از کتاب های مهم درباره شناخت رازهای کسب و کار موفق برترین مدیران جهان و بنیانگذاران عصر دیجیتالی امروز یاد می شود.

5 درس بزرگ از بیل گیتس و استیو جابز چیست؟

به گزارش برترین ها، کتاب قوانین استراتژی مربوط به 5 درس بزرگ از سه تن از کارآفرینان برجسته دیجیتالی جهان، تلاش می کند تا در 272 صفحه و به زبان ساده، واکاوی خلاقانه ای داشته باشد از رفتار سازمانی، مدیریت و عملیاتی سه تن از مدیران موفق سرزمین دیجیتال تا خواننده را با شیوه های کسب و کار موفق آن ها آشنا کند. اهمیت این کتاب به این دلیل است که نویسندگانش که دو تن از اساتید به نام مدیریت در جهان هستند، پس از سال ها بررسی و تحقیق بر روی زمینه های مدیریتی موفق کسب و کار های اینترنتی دنیا، توانسته اند، تجارب و دیدگاه های خود را درباره دی ان ای موفقیت شرکتهای تحت امر این سه فرد تاثیرگذار، ارائه کنند. دیدگاه هایی که میتواند خوانده را به کشف رازهای جالبی راهنمون کند.
 
5 درس بزرگ از بیل گیتس و استیو جابز چیست؟

پروفسور دیوید یوفی، پروفسور مطرح دانشگاه هاروارد در رشته مدیریت تجارت بین الملل می باشد که به مدت زیادی، عضو هیات مدیره شرکت اینتل بوده است. وی، نویسنده و ویراستار 9 جلد کتاب در عرصه مدیریت بوده است که ظرف دو دهه اخیر نیز با نشریات مطرحی چون وال استریت ژورنال Wall Street Journal، نیویورک تایمز New York Times و نشریه هاروارد بیزینس ریویو Harvard Business Review که در دنیای مدیریت، مجله اول شناخته می شود، همکاری دارد.

کوزامانو، از دیگر مولفین این کتاب مطرح، پروفسور مدیریت در دانشگاه ام آی تی آمریکا می باشد که در دانشکده مدیریت و مهندسی این دانشگاه مطرح، تدریس می کند. وی نیز، همچون یوفی، نویسنده و ویراستار یازده عنوان کتاب در زمینه مدیریت و کسب و کار است که کتاب هایی چون :

 "رازهای مایکروسافت" Microsoft Secrets و  "ماندن در قدرت: اصول شش گانه برای مدیریت راهبرد و نواوری در دنیای غیر قابل پیش بینی"، staying Power: Six Enduring Principles for Managing Strategy and Innovation in an Uncertain World. با استقبال بین المللی رو به رو شده و بارها  عنوان بهترین فروش را کسب کرده است.
 
5 درس بزرگ از بیل گیتس و استیو جابز چیست؟

هر دو نویسنده کتاب 5 درس از بیل گیتس و استیو جابز و اندی گوفی، پیش تر در کتابی که مشترک تالیف کرده بودند نیز، جایزه بهترین کتاب را کسب کردند. کتاب : رقابت در عصر اینترنت" یا Competing on Internet Time، از مطرح ترین کتاب هایی است که در زمینه اصول فعالیت در فضای مجازی تالیف و منتشر شده است. 

آمازون، این کتاب را به عنوان یکی از کتابهای تاثیرگذار در شناخت قواعد موففقیت در عصر دیجیتال می داند و از ان به عنوان معرفی بهترین رفتارها در مدیریت استراتژیک و کارآفرینی دیجیتالی عصر امروز یاد می برد که برای الهام بخشی استارت آپ های نوظهور و مدیران شرکت های چند ملیتی، خواندنش مفید خواهد بود.

بین سال های 1968 و 1976، بیل گیتس، اندی گرو و استیو جابز، سه شرکت مطرح را در دنیا پایه ریزی کردند که در دنیای امروزی ما، به عنوان دنیای فناوری پیشرفته قابل تعریف هستند. این سه شرکت، تریلیون ها دلار ارزش را در زمینه های مختلف برای کسب و کارها و شهروندان دهکده جهانی ایجاد کردند و زمینه تغییر سبک زندگی میلیاردها نفر در دنیا شدند. سوال اینجاست که این سه تن، چگونه به چنین موفقیتهای باورنکردنی دست یافتند؟ کتاب قوانین استراتژی می کوشد تا واکاوی داشته باشد بر زمینه های موفقیت و عملکرد این سه شخصیت تاثیرگذار که برای نخستین بار، کتابی در این زمینه منتشر می شود. موفقیت ها و شکست های این سه تن در دوران زندگی کاری خود، خواندنی و جالب است و ما را با زیر ساخت های تشکیل کسب و کار موفق ترین انسان های کره زمین آشنا می کند. نویسنده گان برجسته این کتاب، حدود 30 سال است که به مطالعه رفتار تجاری و عملکردی این سه شرکت در دنیا پرداخته اند و دروسی مانند نوآوری، مدیریت بین الملل و مدیریت استراتژی و کارآفرینی را در دانشگاه های مختلف دنیا تدریس می کنند. در این کتاب که راهنمای واقعی است، ان ها به ما نشان می دهند که چطور بیل و استیو و اندی، اساتید استراتژی و مدیریت استراتژی هستند. این کتاب به شما می گوید که چطور، هر سه مدیر ارشد، در واقع یک سبک مدیریت استراتژی را که شبیه بهم بود، دنبال می کنند. مدیریتی که با رقبایشان، کاملا متفاوت بود اما بر 5 اصل کلی دلالت می کرد :

1- به آینده نگاه کنید و به نتایج تصمیمات قبلی خود در حال توجه کنید. این اصل مهمی در کسب و کار سه تن از شخضیت های مهم دنیای دیجیتال است. ان ها همواره در نظر داشتند که چطور باید به اینده شرکت نگاه کرد و به این قضیه توجه نمود که چطور تصمیمات گذشته، سبب شد تا کسب و کار شما، در وضعیت فعلی باشد.

2- ریسک پذیری هوشمندانه، موضوع دیگری است که در این کتاب به ان اشاره شد. اتخاذ استراتژی های بزرگ و ریسک پذیری هوشمندانه، از اصول مشابه هر سه شخصیتی است که در این کتاب به ان پرداخته شده است.

3- ایجاد اکوسیستم کسب و کار مولد، اصل سومی است که نویسنده گان کتاب به ان هااشاره دارند. رهبران صنعتی، وظیفه دارند که پلتفرم های صنعتی را طراحی کنند تا کسب و کارهای دیگر را به طراحی محصولات و خدمات فرعی، تشویق کند تا زمینه ارزش آفرینی بیش تر کسب و کار خود را فراهم کند. این اصل مهمی است.

4- ضعف دیگران را، پایه قدرت خود کنید. این اصل مهم را هر سه ضخیت تاثیرگذار عصر دیجیتال رعایت کردند. همواره باید، نقاط ضعف رقبا شناخته شود و نقاط قوت شما، اصلاح نقاط ضعف رقبا باشد.

5- کسب و کار را بر اساس قابلیتهای خود، شکل دهید. از فهم بیل گیتس درباره نرم افزار تا ازخودگذشتگی اندی گروو در نظم دهی به فرآیند ها تا غرق شدن استیو جابز در طراحی های خارق العاده، همه و همه از تلاش این سه تن بر شکل دادن به کسب و کار خود بر اساس قابلیتهای شخصی و نقاط قوت شخصی دلالت دارد.






نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

آیا تا به حال تصور کرده‌اید زندگی بدون حافظه بلند مدت چگونه می‌تواند باشد؟ ذهن شما از اسم دوستان و اطرافیان، آدرس‌ها و شماره تلفن‌ها خالی خواهد بود. فرض کنید بخواهید در جلسه‌ای سخنرانی کنید، نتیجه قطعا افتضاح خواهد بود و به هر حالت زندگی دلهره‌آور و ترسناکی پیش رو خواهید داشت.

۵ نکته ساده برای بهبود حافظه و افزایش توان مغزی

حقیقت آن است که از دست دادن و یا تضعیف حافظه می‌تواند برای هرکس و در هر نقطه‌ای از زندگی رخ دهد. زمانی از دست دادن حافظه اغلب با افزایش سن مرتبط بود و در سال‌های پایانی عمر بیشتر اتفاق می‌افتاد. اما تغییراتی که در سبک زندگی ایجاد شده است، عواملی نظیر برنامه‎‌های شلوغ و استرس‌زا در محل کار، رژیم غذایی ناسالم، سیگار کشیدن بیش از حد و مصرف زیاد الکل کمک می‌کنند که از دست دادن قدرت مغز و حافظه به عنوان یک مشکل شایع در تمامی سنین شناخته شود.

۵ نکته ساده برای بهبود حافظه و افزایش توان مغزی

اکنون سوالی مطرح‌ می‌شود این است که آیا می‌توان ظرفیت مغزی را بهبود داد؟ خوشبختانه پاسخ مثبت است. با توجه به مطالعات علمی انجام شده با استفاده از روش‌هایی نظیر ورزش، هیپنوتیزم، شناخت درمانی، رژیم غذایی خاص، مدیریت استرس و حتی برخی از داروهای طبیعی می‌توان ظرفیت و توانایی مغز را افزایش داد. در نظر داشته باشید که از دست دادن حافظه اگر به دلیل آسیب ناگهانی مغز نباشد، اغلب فرایندی طولانی و زمان‌بر است. اگر در حال حاضر حس می‌کنید که مثل گذشته نمی‌توانید مسائل مختلف را به خاطر بسپارید و یا به یاد بیاورید وقت آن است که تکنیک‌های ساده زیر برای بهبود توان مغزی‌تان و جلوگیری از زوال بیشتر حافظه کوتاه و بلند مدت استفاده کنید.

۱- گروه‌بندی و مربوط کردن کلمات

این تکنیک را حتما در طول دوران تحصیل برای به خاطر سپردن دروس حفظی استفاده کرده‌اید. وقتی می‌خواستید در زمینه‌ای خاص موارد مختلف را حفظ کنید حروف اول موارد را به هم می‌چسباندید و لغتی بامعنی و یا حتی بی‌معنی اما قابل‌حفظ می‌ساختید. آن کلمه به عنوان یک سرنخ به ذهن شما این امکان را می‌داد که موارد را ساده‌تر به یاد بیاورد.

۵ نکته ساده برای بهبود حافظه و افزایش توان مغزی

هر زمان که شما در حالت حفظ و یادگیری موضوعی جدید هستید سعی کنید آن را با اطلاعات پیشین و دانش قدیمی خود مرتبط کنید. مثلا زمانی که در یک محیط با افرادی جدید آشنا می‌شوید برای به خاطر سپردن نام و مشخصات افراد، آن‌ها را با نام افرادی که می‌شناسید مرتبط کنید. مثلا دکتر رستگار دوست مهندس رحیمی. برای ایجاد ارتباط بین اسامی از خلاقیت ذهنی خود استفاده کنید.

یکی دیگر از راه‌های ساده‌ای که می‌توانید به خصوص برای به خاطر سپردن اعداد از آن استفاده کنید، شکستن و ایجاد گروه‌های کوچکتر است. مثلا می توانید به جای تلاش برای حفظ کردن شماره تلفن ۸۰۰۴۵۶۷۸۹۰ به طور کامل، آن را به چند گروه سه تایی و یا چهارتایی از اعداد شبیه این سه گروه ۸۰۰، ۴۵۶، ۷۸۹۰ تقسیم کنید.

۲- ورزش کردن و خوردن غذاهای سالم

همان‌قدر که ورزش کردن برای بدن ضروری‌ است به همان اندازه برای قدرت ذهن نیز حائز اهمیت است. مطالعات نشان داده است که فعالیت‌های فیزیکی می‌تواند به طور قابل‌توجهی در بهبود سلامت مغز موثر باشد. ورزش‌هایی از قبیل ایروبیک، پیاده‌روی، آهسته دویدن، هنرهای رزمی و یوگا با افزایش اکسیژن رسانی به مغز، توانایی مغز را در ذخیره کردن اطلاعات افزایش می‌دهند. هم چنین شرکت در هر نوع فعالیت فیزیکی می‌تواند احتمال ابتلا به بیماری آلزایمر، پارکینسون و هانتینگتون را کاهش داده و یا شروع آن را به تاخیر بیاندازد. طبق مطالعات افراد مبتلا به بیماری آلزایمر که روزانه به ورزش کردن می‌پردازند بهبود بهتر و سریع‌تری را در عملکرد حافظه داشته‌اند. اما اگر به هر علتی تمایل به فعالیت بدنی ندارید، انجام دادن بازی‌های فکری هم می‌تواند در بهبود عملکرد مغز در ذخیره کردن داده‌ها موثر واقع شود.

۵ نکته ساده برای بهبود حافظه و افزایش توان مغزی

غذایی که می‌خورید نیز کارکرد مغز شما را تحت تاثیر قرار می‎‌دهد. مواد غذایی آلی که غنی از آنتی اکسیدان‌ها، پروتئین‌ها و اسیدهای چرب ضروری هستند بهترین مواد برای سلامتی مغز شناخته شده‌اند. میوه‌ها و انواع سبزی‌ها، ذغال اخته و لوبیا قرمز غنی از آنتی اکسیدان‌ها هستند و آجیل و انواع دانه‌ها منابع غنی از پروتئین و اسیدهای چرب ضروری به شمار می‌روند. دلیل اصلی آن‌که خوردن غذاهای آلی آنتی اکسیدان دار توصیه می‌شود این است که آنتی‌ اکسیدان از به وجود آمدن رادیکال‌های آزاد که برای سلول‌های مغز مضر هستند، جلوگیری می‌کند و نقش مهمی در پیشگیری از سرطان و بیماری آلزایمر دارند.

۳- خوابیدن

خواب عنصری ضروری برای سلامت روانی و عاطفی است. اگر خواب کافی نداشته باشید مغز شما قادر نخواهد بود بر اساس ظرفیت کامل خود عمل کند. محرومیت از خواب برخی از مهارت‌های اولیه مانند حل مسئله، تفکر خلاق و قدرت تحلیل و انتقاد و در نتیجه مهارت‌هایی که برای تصمیم‌گیری به آن احتیاج دارید را به خطر می‌اندازد.

۵ نکته ساده برای بهبود حافظه و افزایش توان مغزی

به گفته محققان دانشگاه پنسیلوانیا از دست دادن سه یا چهار ساعت خواب حتی در یک شب تاثیرات منفی در قدرت مغز و حافظه به جای می‌گذارد. هم‌چنین برخی از محققان معتقدند که خواب کافی به مدت حدود هشت ساعت موجب می‌شود که اطلاعات از حافظه کوتاه‌مدت به حافظه بلندمدت وارد شوند. بنابراین خواب مناسب برای به خاطر سپردن اطلاعات مفید خواهد بود.

۴- مدیتیشن

مدیتشن یکی از تکنیک‌های موثر برای بهبود حافظه است. محققان دانشگاه سانتا باربارا در کالفرنیا برای اثبات این تاثیر آزمایشی را بر روی ۴۸ دانشجو انجام دادند. آن‌ها دانشجویان را به دو گروه تقسیم کردند. کار یک گروه با یک کلاس تغذیه اغاز شد و بعد از آن به کلاس مدیتیشن و تمرکز حواس رفتند و گروهی دیگر فقط در کلاس تغذیه شرکت کردند. تست‌های حافظه‌ای که از این دو گروه به عمل آمد، به وضوح نشان داده است که گروهی که به کلاس مدیتیشن رفته‌اند به طور قابل توجهی مطالب را بهتر به خاطر سپرده‌اند و بهتر می‌توانند آن‌ها را به یاد بیاورند.

۵ نکته ساده برای بهبود حافظه و افزایش توان مغزی

خوبی مدتیشن در آن است که می‌توانید هر زمان از روز و به هر مدت که شرایط به شما اجازه می‌دهد، تمرینات آن را انجام دهید و بدون صرف هزینه‌های سنگین حافظه خود را بهبود دهید. برای آموختن نکاتی ساده در خصوص مدیتیشن می‌توانید از این مقاله اطلاعات مفیدی کسب کنید.

۵- کاهش استرس

استرس نقشی کلیدی در کاهش توان مغز و از دست دادن حافظه ایفا می‌کند. بر اساس نوع و میزان استرس، تغییرات حاد و مزمن در مناطق خاصی از مغز ایجاد می‌شود و در نتیجه می‌تواند حافظه کوتاه مدت، حافظ بلند مدت، حافظه آشکار و حافظه ضمنی را درگیر کند.

۵ نکته ساده برای بهبود حافظه و افزایش توان مغزی

ساده‌ترین راه برای کاهش استرس و پاک کردن ذهن، استفاده از تکنیک‌های تمدد اعصاب با تمرینات تنفس عمیق است که با افزایش جریان خون در مغز، اکسیژن بیشتری را به آن می‌رساند. هم چنین انقباضات اضافی در عضلات را رفع می‌کند و بدن شما در حالت آرامش قرار می‌گیرد. راه دیگر برای کاهش سطح استرس پرداختن به کارهایی است که از انجام آن لذت می‌برید. آموختن روش‌ها و تکنیک‌های دیگر در راستای کنترل استرس نیز می‌تواند تاثیرات فاحشی بر روی قدرت ذهنی شما داشته باشد.



نوع مطلب : آموزشی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 28 خرداد 1394 :: نویسنده : Hamed B
بخش‌هایی که در این ستون ارائه می‌شود، اصول اصلی زندگی و مدیریتی ری دالیو، میلیاردر آمریکایی و موسس شرکت بریج واتر را که در زمان مدیریت‌اش در این شرکت استفاده کرده است، شرح می‌دهد.

در ازای تمایلات، اهدافتان را کنار نگذارید

 لطفا تا زمانی که با ماهیت پنج گام اصلی این فرآیند موافقت نکردید، پیش نروید و ادامه ندهید. این گام‌ها عبارتنداز: اهداف مشخص داشته باشید، مشکلاتی را که در رسیدن به اهدافتان قرار گرفته شناسایی کنید، به درستی این مشکلات را بشناسید. برنامه‌ای پیاده کنید که بتوانید برای رسیدن به اهدافتان با مشکلات پیش رو کنار بیایید و این برنامه را عملیاتی کنید. شما یا به راحتی با انجام این پنج گام اهداف خود را به‌دست خواهید آورد و آن را برای خود نهادینه می‌کنید یا اینکه چیزی را که اشتباه بوده است مشخص کرده و سپس به کمک این رویکرد این روند بهتر خواهد شد. الان چیزی که باید دنبال کنید آزمایش دقیق هر یک از پنج مرحله‌ای است که بیان شد. در ادامه با گام اول این رویکرد بیشتر آشنا می‌شویم:

  اهداف خود را تعیین و تنظیم کنید

ذاتا شما هر چیزی را که می‌خواهید می‌توانید داشته باشید اما شما همه چیزی را که می‌خواهید، نمی‌توانید داشته باشید.

اولین و مهم‌ترین و در عین حال مشکل‌ترین گام در این پنج گام تنظیم اهداف است زیرا این کار شما را مجبور می‌کند برای چیزی که واقعا می‌خواهید تصمیم‌گیری کنید و از این رو می‌توانید چیزی که از زندگی می‌خواهید به‌دست آورید. این گامی است که با محدودیت‌های اصلی زندگی مواجه می‌شوید: زندگی شبیه یک میز غذای متنوع بزرگ از غذاهای خوشمزه است که شما می‌توانید امیدوار باشید آنها را مزه کنید. بنابراین شما باید از بعضی چیزها برای به‌دست آوردن چیزهایی که بیشتر خواهان آن هستید، صرف‌نظر کنید.

بعضی مردم در این نکته با مشکل مواجه می‌شوند و می‌ترسند که یک گزینه جایگزین خوب را از ترس اینکه ممکن است تمام داشته‌های آنها که برای شادی آنها ضروری هستند از بین ببرد. در نتیجه آنها اهداف زیادی را در یک زمان دنبال می‌کنند که به‌همین دلیل کمی یا هیچ چیز از آنها به‌دست نمی‌آورند.

به عبارت دیگر با قادر نبودن اینکه نمی‌توانید چیزی را که می‌خواهید به‌دست آورید دلسرد نشوید و با این انتخاب خودتان را فلج نکنید و از ادامه کار باز نایستید. راه دیگری را انتخاب کنید. برای به‌دست آوردن اهدافتان شما باید اولویت‌بندی کنید و این اولویت‌بندی شامل رد گزینه‌های جایگرین خوب می‌شود، مهم این است تا اهداف را در ازای تمایلات و خواسته‌ها کنار نگذارید.

دیگر دلیل رایج که معمولا افراد در این مرحله ناکام می‌مانند این است که آنها چشم‌انداز اهداف خود را از دست داده‌اند که باید در وظایف روزمره این چشم‌اندازها را به‌دست آورد. از تنظیم اهداف بر مبنای چیزی که فکر می‌کنید می‌توانید به‌دست آورید، دوری کنید. همانطور که قبلا نیز گفتم هر مرحله را جداگانه و شفاف بدون توجه به دیگران انجام دهید. هدفی را تنها به خاطر ارزیابی دست یافتنی بودن یا نبودن آن خط نزنید. هنگامی که شما به هدفی متعهد شدید، ممکن است فکر زیادی را بطلبد و اصلاحات زیادی به برنامه شما در مدت زمان طولانی جهت نهایی کردن آن وارد کند و وظایف زیادی را برای رسیدن به آن انجام دهید. این کار به میزانی تعهد نیاز دارد که شما واقعا می‌توانید ذاتا هر چیزی را به‌دست آورید حتی اگر در این لحظه چطور رسیدن به آن را ندانید.

ابتدا شما باید متعهد باشید که این برنامه درست است اما بعد از دنبال کردن این فرآیندها و پیش بردن به سمت رسیدن به اهدافتان شما از درست بودن و یا نبودن آن اطمینان به‌دست خواهید آورد. اگر دوست دارید می‌توانید با اهداف متوسط‌تری شروع کنید و زمانی که شما وفاداری خود را بیشتر کردید، اشتیاق شما افزایش خواهد یافت.

همیشه من اهدافم را تنظیم می‌کنم. تا به حال این فکر که چطور می‌توانم این اهداف را به‌دست آوردم، نداشته‌ام زیرا تا به حال با تفکر به دل آنها رفته‌ و راه آن را به‌دست آورده‌ام.

در ازای تمایلات، اهدافتان را کنار نگذارید

همچنین می‌دانم که می‌توانم فریب بدهم. برخلاف مدرسه، در زندگی شما نباید تمام جواب‌های درست را مطرح کنید. شما می‌توانید از افرادی که اطرافتان هستند کمک بگیرید و حتی از آنها بخواهید تا چیزهایی که شما به خوبی نمی‌توانید انجام دهید را انجام دهند. به عبارت دیگر هیچ دلیلی وجود ندارد تا به اهدافتان نرسید. اگر شما این نظر را داشته باشید: 1) انعطاف پذیری کامل: جواب‌های خوب از هرکسی و یا هر جایی (و در حقیقت همانطور که من قبلا گفتم همیشه جواب‌های بهتری وجود دارد که دیگران بلدند ولی شما بلد نیستید) می‌آید و 2) مسوولیت پذیری کامل: صرف‌نظر از جایی که جواب‌های مناسب از آنجا می‌آیند این کار شماست تا این جواب‌ها را پیدا کنید.

این روش بدون بهانه‌گیری به من کمک می‌کند تا هر آنچه که برای به‌دست آوردن چیزهایی که می‌خواهم نیاز است، انجام دهم. همه اهداف دست‌یافتنی نیستند. بعضی ناممکن‌ها وجود دارند اما این تجربه من است که اگر من به ایجاد خلاقیت، انعطاف پذیری و قطعیت برای دنبال کردن اهدافم متعهد باشم، راه‌هایی را که برای به‌دست آوردن اهدافم نیاز است را به تصویر خواهم کشید. از آنجایی که تلاش برای به‌دست آوردن اهدافم، قوی‌ترم می‌کند به‌طور روزافزون من توانایی اهداف بیشتری را خواهم داشت. اگر در رسیدن به اهدافم شکست خوردم، این شکست تنها به من می‌گوید که آنقدر خلاقیت، انعطاف و قطعیت کافی برای چیزهایی که نیاز است نداشته‌ام و به عقب برمی‌گردم و چیزهایی که برای این موفقیت باید انجام دهم را به تصویر می‌کشم.

 به‌دست آوردن اهدافتان تنها حرکت به جلو نیست

ناچارا شما با برگشت به عقب مواجه خواهید شد؛ از این‌رو اهداف تنها آن چیزهایی که شما می‌خواهید و ندارید نیستند. آنها ممکن است نگه داشتن چیزهایی که شما دارید یا حداقل کردن نرخ ضرر و یا جلوگیری از ضرر صددرصدی باشند. زندگی شما را با چالش‌هایی مواجه خواهد کرد؛ بعضی از این چالش‌ها واقعا از بین‌برنده و تلف‌کننده زمان هستند. هدفتان همیشه این است تا بهترین انتخاب‌ها را داشته باشید که می‌دانید اگر شما این کار‌ها را انجام دهید، پاداش خواهید گرفت. عموما تنظیم اهداف توسط آنهایی خوب انجام می‌شود که در تفکر ادراکی تصویر کلان، تجزیه و تحلیل کردن شرایط، تصویرسازی و اولویت‌بندی کردن خوب هستند.



نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 168 )    1   2   3   4   5   6   7   ...