تبلیغات
Success

Success

پنجشنبه 27 فروردین 1394

-- به کانال ما در تلگرام بپیوندید --

نویسنده: Hamed B   

successmihanblog@

انسان‌های موفق، موفق به دنیا نمی‌آیند. آنها به مرور زمان خصوصیات و ویژگی‌هایی کسب می‌کنند که باعث رشد و موفقیت‌شان در زندگی می‌شود. راه موفقیت، پیچیده و غیرقابل ‌دسترس نیست. کافی است قوانین آن را یاد بگیریم و در زندگی به‌کار ببریم.

افراد موفق و خوشبخت چه کارهایی را متفاوت انجام می‌دهند؟

هرچند موفقیت و احساس خوشبختی ارتباط تنگاتنگی دارند، ولی برخلاف آنچه به نظر می‌رسد موفقیت به‌ندرت منجر به احساس شادی پایدار می‌شود.

لحظه‌ی دستیابی به اهداف، شیرینی وصف‌ناپذیری دارد؛ اما برای اغلب افراد، این لذت زودگذر است و خیلی سریع عادی می‌شود.

ما دائم در جستجوی موفقیت‌های جدید هستیم؛ چون موفقیت هر چقدر هم که بزرگ باشد، اندکی بعد تازگی خود را از دست می‌دهد. هنگامی که شما در نهایت به هدفی که در سر داشته‌اید دست می‌یابید، ناگهان با اهداف جدید و غیرمنتظره‌ رو‌به‌رو می‌شوید.

اما شادی و رضایت حاصل از بعضی موفقیت‌‌ها برای مدتی طولانی بعد از هیجان اولیه باقی خواهد ماند. افراد موفق و خوشبخت، همیشه و در همه‌ی جوامع ویژگی‌های مشترکی داشته‌اند. محققان دانشگاه هاروارد درباره‌ی افرادی که موفقیت‌های چشمگیر به دست آورده بودند، تحقیق کردند. هدف آنها از این تحقیق، شناخت و تجزیه و تحلیل کارهایی بود که این افراد به‌ طرزی متفاوت از مردم عادی انجام می‌دادند.

آنها دریافتند افرادی که برای مدت طولانی موفق و خوشبخت بوده‌اند، همه‌ی فعالیت‌های‌شان را پیرامون ۴ اصل سازمان‌دهی می‌کنند.

آنها فعالیت‌هایی را دنبال می‌کنند که:

  •     رضایت و خشنودی آنها را به همراه داشته باشد.
  •     نتیجه‌ی ملموس و محسوس به دست ‌دهد.
  •     روی افراد مهم زندگی‌شان تأثیر مثبت داشته باشد.
  •     ارزش‌ها و دانش آنها را به آیندگان منتقل کند.

برای اینکه شما نیز جزو افراد موفق شوید، کارهایی که انجام می‌دهید باید این ۴ اصل را در بر بگیرد. در صورت نادیده گرفتن حتی یکی از آنها، این احساس به شما د‌ست می‌دهد که باید بیشتر کار کنید یا کار متفاوتی انجام بدهید.

در این مقاله به مطالعه‌ی رفتارهای متفاوتِ انسان‌های موفق و خوشبخت می‌پردازیم.

آنها پر از شور و هیجان هستند

از مهم‌ترین عوامل موفقیت، شور و اشتیاق است که هیجان مورد نیاز را برای شروع کار و تحمل سختی‌‌های مسیر ایجاد می‌کند. افراد موفق خود را کاملا وقف آنچه می‌خواهند، می‌کنند.

«جین گودال» دانشمند رفتارشناسی جانوران و مردم شناسی، در ۲۶ سالگی برای مطالعه و تحقیق درباره‌ی شامپانز‌ه‌ها، خانه‌اش در انگلستان را ترک و به تانزانیا مهاجرت کرد. او تمام زندگی‌اش را صرف انجام کاری کرد که از‌ آن لذت می‌برد و الهام‌بخش افراد بسیاری بود تا آرزوهای‌شان را فراموش نکنند و ‌علایق‌شان را دنبال کنند.

برخلاف جریان آب شنا می‌کنند

افراد موفق و خوشبخت چه کارهایی را متفاوت انجام می‌دهند؟

افراد موفق و شاد با تمام وجود اشتیاق، علاقه، هدف‌ها و ارزش‌های‌شان را دنبال می‌کنند و هرگز از موانع و ریسک کردن نمی‌ترسند.

تصور کنید اگر «بیل گیتس» برای اینکه تمام انرژی خود را صرف مایکروسافت کند، دانشگاه را رها نمی‌کرد؛ یا «ریچارد برانسون» در ۱۶ سالگی مدرسه را ترک نمی‌کرد، یا «استیون کینگ» هر ثانیه‌ی اوقات فراغتش را به نوشتن رمان اختصاص نمی‌داد، دنیای امروز ما چه چیزهایی را از دست می‌داد!

کارِ شروع کرده را حتما به پایان می‌رسانند

مطرح کردن ایده‌‌های فوق‌العاده، وقتی آنها را اجرایی نکنید، هیچ ارزشی ندارد.

شادترین و موفق‌ترین افراد، مشتاقِ کارکردن در مشکلات و سختی‌ها هستند. آنها وقتی تصمیم به انجام چالش‌های تازه می‌گیرند، تا آخرین مرحله را در نظر مجسم می‌کنند و تا رسیدن به هدف دست از تلاش برنمی‌دارند.

انعطاف‌پذیر هستند

این افراد اشتباه می‌کنند و از آن درس می‌گیرند. فاجعه نیست اگر گاهی اوقات احمق به نظر برسید. ذهن خود را برای اشتباه کردن و تجربه‌ی چالش‌های بزرگ آماده کنید.

در پژوهش اخیر که در کالج «ویلیام اند مری» انجام شد؛ محققان پس از مصاحبه با بیش از ۸۰۰ داوطلب، دریافتند که موفق‌ترین‌ِ این افراد دو ویژگی مشترک داشتند:

  •     ناکامی را در ذهن‌ خود تصور نمی‌کردند.
  •     به قضاوت مردم درباره‌ی خودشان اهمیت نمی‌دادند.

به عبارت دیگر وقت و انرژی‌شان را با استرس و فکرِ شکست و نگرانی درباره‌ی نظر دیگران از دست نمی‌دادند. آنها شکست را قدمی کوچک و ضروری در راه دستیابی به اهداف می‌دیدند و باور داشتند گرچه شکست نتیجه‌ی مطلوب نیست، اما قسمتی از موفقیت است.

سلامتی، اولویت زندگی آنهاست

سلامتی، موفقیت و خوشبختی با هم مرتبط هستند.

افراد موفق، موفقیت را در گرو سلامت فیزیکی خود می‌بینند. بر همین اساس آنها همواره تلاش می‌کنند عادت‌های سلامتی را تمرین کنند. از مهم‌ترین این عادات، خواب خوب (که با استرس مقابله می‌کند، تمرکز را افزایش می‌دهد و خلق و خو را بهبود می‌بخشد)، تغذیه‌ی سالم (کمک به تمرکز) و ورزش ( افزایش سطح انرژی و بالا رفتن اعتمادبه‌نفس) است.

روی سختی‌ها و مشکلات تمرکز نمی‌کنند

اگر بر مشکلات تمرکز کنید، دچار استرس و هیجانات منفی می‌‌شوید که اجرای اهداف را به تأخیر می‌اندازد؛ در حالی‌که اگر به راه‌حل‌ها توجه کنید قطعا کارایی بیشتری خواهید داشت.

آنها از موفقیت دیگران خوشحال می‌شوند

این افراد به ارزش خود واقف هستند و خود را باور دارند. آنها معتقدند که موفقیت دیگران دیدشان را باز می‌کند و فرصت‌های ممکن را به آنها نشان می‌دهد. آنها از موفقیت‌های دیگران شاد و برای آنها ار‌زش قائل می‌شوند اما هرگز خود را با کسی مقایسه نمی‌کنند.

فراتر از مرزها زندگی می‌کنند

افراد موفق و خوشبخت چه کارهایی را متفاوت انجام می‌دهند؟

این افراد خارج از چهارچوبِ فکرِ دیگران فکر می‌کنند. منظور از تفکر خارج از چهارچوب، خلاقیت و نوآوری است. آنها هنجار مربوط به خود را می‌سازند و از عدم پذیرش رفتارشان توسط دیگران هراس ندارند.

در حالی‌که دیگران در محدوده‌ی امن و آسایش خود ایستاده‌اند، افراد موفق خارج از این محدوده، خود را به چالش می‌کشند و در معرض افکار و ایده‌های جدید قرار می‌دهند.

ذهنشان را باز نگاه می‌دارند

داشتن ذهن باز به معنی تمایل به بررسی ایده‌های جدید و متفاوت است.

افراد موفق می‌دانند که هر دیدگاهی به نوبه‌ی خود فرصت رشد آنها را فراهم می‌کند. آنها قادرند نظرشان را در مواجهه با واقعیات و اتفاقات جدید تغییر دهند و به مسائل و مشکلات از زاویه‌‌ی دید متفاوت نگاه کنند. یکی از راه‌های باز نگاه داشتن ذهن این است که سعی کنید از هر مکالمه‌ای حداقل یک نکته‌ی مفید به دست آورید.

اجازه نمی‌دهند هیچ‌کس شادی‌شان را محدود کند

اگر شادی شما در گرو مقایسه‌ی خودتان با دیگران باشد، خوشحالی‌تان دیگر کاملا متعلق به خودتان نخواهد بود. افراد موفق وقتی در مورد کاری که انجام داده‌اند احساس خوبی دارند، اجازه نمی‌دهند افکار یا اعمال هیچ‌کس آنها را تحت تأثیر قرار دهد. غیرممکن است که ما به عنوان موجودات اجتماعی نسبت به نظرات دیگران هیچ عکس‌العملی نداشته باشیم؛ ولی باید بدانیم که هرگز آن‌قدر که دیگران می‌گویند خوب یا بد نیستیم. پس بهتر است همیشه با دیده‌ی شک و تردید به نظرات دیگران بنگریم.

چهارشنبه 3 خرداد 1396

7 روش برای رسیدن به مهارت های اجتماعی بالا

نویسنده: Hamed B   طبقه بندی: موفقیت، 

بسیاری از مردم از جمله خود من، توصیه های زیادی در مورد بهبود ارتباط با دیگران کرده اند. این کار نیازمند تعامل با دیگران است، بنابراین ارزش آن را دارد که بدانیم افراد معمولی چه نکاتی را در دیگران می پسندند. در واقع چه چیزی باعث می شود که فردی را در زمینه ارتباط اجتماعی فردی ماهر بدانند.

من اخیرا 3400 پرسشنامه برای افراد شاغل در سراسر دنیا ارسال کرده و پاسخ های شان را دریافت کرده ام. در این پرسشنامه ها بیست ویژگی شخصیت را فهرست کرده و از شرکت کنندگان خواسته بودم که ویژگی های رفتاری را علامت بزنند که در افرادی با مهارت اجتماعی بالا می بینند. از این طریق توانستم هفت ویژگی شخصیتی برتر را در این زمینه کشف کنم که با شما در میان می گذارم:

1. شنونده خوبی باشید: 61 درصد
2. رویکرد مثبتی در ذهن تان به وجود آورید: 56 درصد
3. برای کمک به دیگران تلاش کنید: 52 درصد
4. صادق و اصیل باشید: 52 درصد
5. پیگیری کنید: 52 درصد
6. معتمد بودن تان را ثابت کنید: 47 درصد
7. قابل دسترس باشید: 32 درصد
 
 رسیدن به مهارت اجتماعی بالا با این 7 روش

1. شنونده خوبی باشید

شنونده خوبی بودن در بالاترین جایگاه فهرست قرار دارد. موفقیت ما در ارتباط با دیگران به این بستگی دارد که چقدر خوب بتوانیم حرف آنها را گوش بدهیم و آنها را بشناسیم. هر چه شما و طرف مقابل تان سریع تر بتوانید یکدیگر را بشناسید، با سرعت خواهید توانست رابطه ای ارزشمند خلق کنید.

فردی که در زمینه ارتباطات اجتماعی مهارت خوبی دارد، می داند که دو گوش و یک دهان دارد و باید به نسبت این اعداد از آنها استفاده کند. زمانی که وارد مکالمه ای شدید، به حرف های طرف مقابل به دقت گوش دهید تا نیازها یا دغدغه هایش را بشناسید و بتوانید گامی در جهت رفع آنها بردارید.

2. رویکرد مثبتی در ذهن تان ایجاد کنید

رویکرد شما نسبت به امور کلی اولین چیزی است که مردم از شما می بینند. اگر رویکردی منفی نسبت به اوضاع داشته باشید باعث می شود که مردم از شما خوششان نیاید و ازتان دور شوند. در عوض یک رویکرد مثبت باعث می شود که مردم تمایل داشته باشند به سوی شما بیایند و با شما ارتباط برقرار کنند. به همین دلیل است که افراد حرفه ای دنیای کسب و کار مانند آهن ربا عمل می کنند. دیگران دوست دارند دور و بر آنها باشند و این فرد را به دوستان و آشنایان شان نیز معرفی می کنند.

3. برای کمک به دیگران تلاش کنید

برای دیگران مهم نیست چقدر چیزی را بلد هستید؛ این مهم است که چقدر برای آنها اهمیت قائل هستید. کمک کردن به دیگران به آنها نشان می دهد که برای شان اهمیت قائلید. یکی از پاسخ دهندگان به این نظرسنجی گفته بود: «مردم می خواهند با کسانی ارتباط برقرار کنند که رویکردی همکاری محور داشته باشد.» به روش های گوناگونی می توانید به مردم کمک کنید، می توانید مقاله مفیدی را برای آنها ارسال کنید یا شخصی را بهشان معرفی کنید که به طریقی برای شان مفید است.

4. صادق و اصیل باشید

می توانید به دیگران کمک کنید یا گوش شنوایی برای حرف هایش داشته باشید، اما اگر واقعا به او علاقه ای نداشته باشید او متوجه خواهد شد. افرادی که روابط خوبی با دیگران برقرار می کنند، می دانند که چطور باید صادقانه رفتار کنند. همه چیز به اصالت رفتاری بستگی دارد که از خود نشان می دهید. همه ما افرادی را دیده ایم که می خواهند صمیمانه رفتار کنند اما مشخص است که دارند ادا در می آورند. ادا در آوردن هیچ گاه ماندگار نیست.

5. پیگیری کنید

زمانی که موقعیت یا شانسی را به کسی ارائه می کنید که هیچ وقت ماجرا را پیگیری نمی کند، خیلی زود از این که وقت تان را صرف این شخص کنید، ناامید خواهید شد. مهم نیست که فراخوان شما بخش کوچکی از اطلاعات، ملاقاتی خاص یا یک ارجاع کاری مهم باشد. یکی از پاسخ دهندگان نوشته بود که وقتی بحث شبکه سازی و ارتباط با دیگران پیش می آید، «مهم این است که پیگیری کنید». بسیاری از مردم فراموش می کنند که پیگیری کنند.

6. معتمد بودن تان را ثابت کنید

یکی از پاسخ دهندگان نکته جالبی نوشته بود: «مهم نیست که شخصی چقدر موفق است. اگر من به او اعتماد نداشته باشم با او کار نخواهم کرد.» زمانی که شخصی را به کسی معرفی می کنید، دارید آبروی تان را گرو می گذارید.باید بتوانید به آنها اعتماد داشته باشید تا مطمئن باشید که آبروی تان در خطر قرار نمی گیرد.

7. قابل دسترس باشید

یکی از پاسخ دهندگان نوشته بود: «مردم آنچه که گفته اید یا انجام داده اید را فراموش خواهند کرد اما هیچ گاه از خاطر نمی برند که چه احساسی بهشان داده اید.» شبکه سازی کارآمد نیازمند این است که قابل دسترس باشید و اگرچه این مورد در انتهای فهرست هفت تایی ما قرار گرفته، اما چیزی است که افکار و عمل دیگران بستگی زیادی به آن خواهد داشت.

همه ویژگی هایی که برشمردیم، به مقوله «کاشت» مربوط می شوند. شما باید روابط متقابل و سودمندی را پایه ریزی کنید تا در آینده از مزایای آنها بهره مند شوید. 

یکشنبه 31 اردیبهشت 1396

با این روش ها بین کار و زندگی تان تعادل ایجاد کنید

نویسنده: Hamed B   طبقه بندی: عمومی، موفقیت، 

 همه ما شنیده‌ایم که توازن بین زندگی و کار یعنی ایجاد توازن بین دوره‌ای از زمان در مقابل یک لحظه خاص.  اما از طرفی هم می‌دانیم که لحظات هر روز ما می‌توانند بسیار سخت و طاقت‌فرسا باشند. در حالی‌که یافتن یک موقعیت خوب و انعطاف‌پذیر، برنامه‌ریزی برای رفتن به مرخصی، تغییر مکان زندگی به‌منظور کوتاه کردن فاصله خانه تا محل کار، یا به‌خاطر سپردن آن‌که این روزگار شلوغ بالاخره به پایان می‌رسد، همیشه جزء دغدغه‌های ما است؛ اما سئوال اصلی آن است که الان چه کاری می‌توانیم انجام دهیم که زندگی ما کمی بهتر شود، بدون آن که تغییر خیلی عمده‌ای در زندگی و کار خود به‌وجود بیاوریم؟ اگر مایل هستید جواب این پرسش را پیدا کنید از همین حالا این ۵ روش را امتحان کنید:

لازم نیست که هر روز تا غروب کار کنید

وقتی می‌گویند غروب شده است، یعنی زمان دست کشیدن از کار است. فناوری‌های اداری در طی سالیان اخیر تغییرات زیادی کرده است: قبلا وقتی در راه بودیم؛ مریض بودیم؛ یا در خانه به‌سر می‌بردیم راه‌های زیادی برای انجام کارها نبود. اما با پیشرفت فناوری این امر میسر شده است. اما این‌که ما باید همیشه کار کنیم و اصلا نمی‌توان زمانی از روز را دست از کار کشید درست نیست. بعد از اتمام کار روزانه خود سعی کند زمانی را به استراحت و تمرکز روی جنبه‌های دیگر زندگی اختصاص دهید. بعد از چندین ساعت کار بی‌وقفه لازم است که استراحت کرد. من برای خودم قاعده‌ای دارم: اگر کسی گوشی را برداشت و پس از سال‌ها خواست سراغ مرا بگیرد، ایرادی ندارد؛ در غیر این صورت می‌تواند تا شروع روز کاری بعد صبر کند.
 
 5 روش برای ایجاد توازن بیشتر بین کار و زندگی
 


وقتی دور از محل کار هستید؛ به مانیتور، ایمیل یا سایر وسایل ارتباطی نگاه نکنید

توجه به این قضیه و پایبندی به آن کار سختی است. ما این روزها برای آن‌که زندگی خود را ساده‌تر و راحت‌تر کنیم دستگاه‌های زندگی و کار خود را یکی کرده‌ایم. جریان ناتمام و همیشگی دریافت ایمیل یا پیغام می‌تواند فرد را به مرز جنون و دیوانگی برساند. مطالعات نشان داده چک کردن دائمی ایمیل با این‌که کار ساده و نه چندان مهمی به‌نظر می‌رسد ولی اعتیاد‌آور است. اگر پشت کامپیوتر خود در محل کارتان نباشید؛ ولی با این‌حال دائما در حال چک ایمیل و سایر راه‌های ارتباطی باشد به این معنی است که در قطع ارتباط خود با کار موفق نبوده‌اید و با این روش نمی‌توانید روی جنبه‌های دیگر زندگی تمرکز داشته باشید. پس همین الان این زنجیر را پاره کنید. به مدیر خود؛ کارمندان و همکاران بگویید اگر که شما را در محل کار پیدا نکردند بهترین راه برای ارتباط با شما تلفن است.
 
 5 روش برای ایجاد توازن بیشتر بین کار و زندگی
 
شاید کمی ترسناک به‌نظر برسد ولی واقعا اینطور نیست. به زمان‌‌هایی فکر کنید که سعی داشتید از طریق ایمیل یا پیغام با کسی تماس داشته باشید. اگر جوابی از آن‌ها دریافت نمی‌کردید و کارتان ضروری بود با او تماس می‌گرفتید یا این‌که نهایتا تا روز کاری بعدی صبر می‌کردید. سعی کنید عادت خود را تغییر دهید. یک زمان ۱۵ دقیقه‌ای در هنگام عصر یا اول صبح برای چک ایمیل و سایر برنامه‌ها اختصاص دهید؛ البته اگر که واقعا نیاز دارید چنین کاری بکنید. بعد از چند هفته احتمالا به این نتیجه می‌رسید که نیازی به این کار ندارید.
 


به آخر هفته‌ها به چشم مرخصی نگاه کنید

آخر هفته یعی زمانی برای استراحت؛ بازیابی و تجدید قوا. پس وقت را هدر ندهید. یک زمان مشخصی را به‌عنوان زمان مرده خود در نظر بگیرید (مثلا ۵ بعد از ظهر روز جمعه) درست به مانند روزهای کاری هفته که ساعت ۵ بعد از ظهر کار شما تمام می‌شود. پس از آخر هفته خود لذت ببرید. در مقابل آنلاین شدن در جمعه شبها مقاومت کنید. این عادت را کسانی گسترش دادند که دوست دارند از هفته کاری جدید جلوتر باشند. این کار نه نیاز است؛ نه ضروری است و نه اصلا عملی و کاربردی است. از عصر جمعه‌های خود لذت ببرید و شنبه صبح پرانرژی سر کار بروید. شاید مهم‌ترین فایده کار نکردن در عصر جحعه آن است که شنبه صبح با حجم زیادی از ایمیل‌ها و پیغام‌های افرادی روبرو می‌شوید که برخلاف شما نتوانسته‌اند آفلاین بمانند و از زمان استراحت خود لذت ببرند.
 
 5 روش برای ایجاد توازن بیشتر بین کار و زندگی
 


همیشه خود را سرحال بیاورید

خیلی‌ها فکر می‌کنند باید از زمان شخصی خود در آخر هفته‌ها و یا عصر روزهای کاری صرف‌نظر کنند چون کار آن‌‌ها ایجاب می‌کند این‌گونه رفتار کنند. شاید بعضی اوقات درست باشد. اما معنی آن؛ این نیست که هیچ‌گاه برای خود زمان نگذارید؛ همیشه سعی کنید کاری کنید که سرحال بیایید. زمانی که درگیر پروژه‌های سختی هستید طبیعی است که هفته‌‌های شلوغ و پرکاری را پشت سر بگذارید. بعد از اجرای پروژه یک یا دو روز به خود استراحت بدهید. از این زمان برای رسیدن به خودتان استفاده کنید؛ به کارهای شخصی خود برسید یا این‌که فقط استراحت کنید و خود را بازیابی کنید. هر چقدر از خود مایه بگذارید؛‌ سازمانی که در آن کار می‌کنید از شما می‌گیرد. پس هیچ‌گاه تمام انرژی خود را اختیار آن‌ها قرار ندهید. اگر هم احساس کردید که آن‌ها بیشتر از سهمشان از نیروی شما استفاده می‌کنند؛ منتظر فرصت مقتضی باشید تا آن را پس بگیرید.
 
 5 روش برای ایجاد توازن بیشتر بین کار و زندگی
 


از تحرک و پویایی برای خلاقیت و نوآوری استفاده کنید؛ همیشه در اختیار نباشید

فناوری شکل کار کردن ما را تغییر داده و این به‌عهده شما است که طوری از آن استفاده کنید که بیشترین کارایی را داشته باشد. این یعنی فکر کردن دوباره به پویایی و تحرک. زمانی که در سفر هستید یا نیاز دارید به مکانی فرار کنید که هم ساکت‌تر است؛ و محیط کمتر تمرکز شما را از بین می‌برد راحت‌تر می‌توانید خود را برای پروژه بعدی آماده کنید؛ شاید هم باید کار ناتمامی را تمام کنید اما به دلیل آن‌که مجبور هستید محل کار را زودتر ترک کنید تا فرزندتان را از مدرسه بردارید این امر میسر نمی‌شود. استفاده از فناوری موبایل به‌طریقی که موجب پیشرفت زندگی شود خیلی خوب و مهم است. اما به‌هیچ عنوان از آن برای کار طولانی مدت استفاده نکنید؛ گاهی اوقات نیاز است تا فقط به خودتان و مسائل شخصی که دارید توجه کنید و ارتباط خود با کار را قطع کنید.
 
 5 روش برای ایجاد توازن بیشتر بین کار و زندگی

پیاده‌سازی این ۵ روش بسیار ساده است و نیازی به کار خاص یا تغییر مهم در زندگی ندارد. اگر از آن‌‌ها استفاده کنید؛ تاثیری که روی زندگیتان خواهد گذاشت ممکن است شما را متعجب کند: هم بیشتر به خود و زندگی می‌رسید و هم کارایی شما در محیط کار بالاتر می‌رود. برقراری توازن و اختصاص زمان برای کارهای شخصی به شما این اطمینان را می‌دهد که در محل کار هم خلاق‌ باشید و هم مثمرثمر.

پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396

موفقیت با قانون 1000 درصد

نویسنده: Hamed B   طبقه بندی: موفقیت، 

با تبعیت از این فرمول، می‌توانید در ده سال آینده بر اثربخشی، بهره‌وری، عملکرد و بازده خود، ۱۰۰۰ درصد و یا بیش از آن بیافزایید.

این فرمول بر اساس روش «کایزن» ژاپنی‌ها است. که همان فلسفه بهبودی مستمر ژاپنی‌ها است. اگر در هرروز یک‌دهم درصد بر توانمندی‌های خود بیافزایید، ‌می‌توانید بهره‌وری، عملکرد و بازده خود را در هفته نیم درصد بهتر کنید. به‌عبارت‌دیگر، اگر به این تلاش خود ادامه دهید، در هر چهار هفته می‌توانید ۲ درصد پیشرفت کنید. با رعایت این فرمول، در سال ۲۶ درصد پیشرفت می‌کنید.

سوال: «آیا برایتان این امکان وجود دارد که اگر بخواهید، بهره‌وری، عملکرد و بازده خود را در زمان ۱۲ ماه، ۲۶ درصد بهتر کنید؟» به زبان دیگر: «آیا می‌توانید با مطالعه کردن، یادگیری و کسب اطلاعات جدید، هفته‌‌ای نیم درصد بهتر شوید؟» و جواب با توجه به تجربه هزاران کسی که این کار را کرده‌اند این است: «بله، می‌توانم!»

آیا می‌توانید این ۲۶ درصد بهبودی را به مدت ده سال ادامه دهید؟ و بار دیگر جواب این است: «بله!»- می‌توانید.

اگر ۲۶ درصد رشد سالانه را به مدت ده سال با توجه به روش افزایش مرکب ادامه دهید، در همان ۱۰ سال به رشد ۱۰۰۸ درصد می‌رسید.
هفت اقدام برای تحقق فرمول ۱۰۰۰ درصد

فرمول ۱۰۰۰ درصد از هفت اقدام تشکیل می‌شود.
 
قانون 1000 درصد 

اقدام شماره یک:

هرروز صبح در زمینه کاری خود ۳۰ تا ۶۰ دقیقه مطالعه کنید، کتاب بخوانید. این‌گونه می‌توانید هفته‌ای یک کتاب سالی ۵۰ کتاب و در مدت ده سال، ۵۰۰ کتاب بخوانید. روزی یک ساعت مطالعه در زمینه‌های فروش و تجارت، شما را در ردیف ماهرترین، پر علم و با اطلاع‌ترین و پردرآمدترین اشخاص در حیطه کاریتان قرار می‌دهد.

اقدام شماره دو:

هدف‌های عمده خود را بازنویسی کنید. عبارات شما باید در زمان حال نوشته شوند. می‌توانید از یک دفترچه برای بازنویسی اهداف عمده خود استفاده کنید. با بازنویسی کردن هدف‌هایتان در صبح، آن‌ها را در عمق بیشتر ذهن نیمه‌هشیار خود قرار می‌دهید. همه قدرت‌های ذهنی خود را فعال می‌کنید. این‌گونه متمرکز و کانالیزه می‌شوید و به‌مراتب بهتر از هر زمان دیگر به هدف‌هایتان دست پیدا می‌کنید. این تمرین بازنویسی کردن هدف‌ها در صبح، می‌تواند در مدت ده سال به شما رشد ۱۰۰۰ برابر بدهد.

اقدام شماره سه:

همه روزتان را از قبل برنامه‌ریزی کنید. بهترین زمان برنامه‌ریزی شب قبل و یا تعطیلات آخر هفته است. روی کاغذ فکر کنید. همیشه از روی یک برنامه مکتوب کار کنید. اولویت‌های کاریتان را مشخص سازید.

یکی از دلایل عمده موفق نشدن و شکست در کار فروش این است: «برنامه‌ریزی نکردن به مفهوم برنامه‌ریزی برای شکست و ناکامی است». همه فروشندگان برتر از روی یک برنامه مکتوب کار می‌کنند و بر اساس این برنامه فعالیت‌های روزانه خود را سامان می‌دهند.

اقدام شماره چهار:

همیشه از زمان خود به ارزشمندترین شکل ممکن بهره‌برداری کنید. یکی از دلایل موفقیت بعضی از اشخاص در این است که آن‌ها کارهای ارزشمند را بیشتر انجام می‌دهند و در این میان، ناموفق‌ها کسانی هستند که اوقات بیش‌ازاندازه گرانبها را صرف کارهایی جزئی و بی‌اهمیت می‌کنند.

وقتی تصمیم می‌گیرید که همیشه از زمان خود به بهترین شکل ممکن استفاده کنید، در مدت چند ماه یا چند سال بیش از مجموع همه سال‌های یک شخص عادی کسب درآمد می‌کنید.

اقدام شماره پنج:

در اتومبیل خود به نوارهای آموزشی گوش بدهید. سعی کنید فرصت صرف وقت در اتومبیل تبدیل به یک فرصت آموزشی شود. فروشندگان به‌طور متوسط سالی ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ ساعت را در اتومبیل می‌گذرانند. اگر بتوانید از این ساعات برای یادگرفتن استفاده کنید، تبدیل به یکی از با فراست‌ترین، ماهرترین و پردرآمدترین اشخاص می‌شوید.

اقدام شماره شش:

بعد از هر تماس تلفنی برای فروش دو سوال از خود بکنید.

سوال اول: «کدام کار من درست بود؟»

روی هر کاری که به نظرتان درست می‌رسد، فکر کنید. این کار به شما کمک می‌کند تا در تماس‌های بعدی خود برای فروش، از روش‌های برتر استفاده نمایید.

سوال دوم: «چه کاری را باید به شکلی متفاوت انجام بدهم؟»

به تماسی که با مشتری گرفته‌اید، فکر کنید. آیا کاری هست که می‌توانید آن را بهتر انجام بدهید؟ با اندیشیدن به کارهایی که درست انجام داده‌اید و کارهایی که باید به طرز متفاوتی انجام بدهید، به مثبت‌ها تاکید و به منفی‌ها بی‌اعتنایی می‌کنید.

اقدام شماره هفت:

فرض را بر این بگذارید که هر مشتری، یک مشتری میلیون دلاری است. با هر خریدار بالقوه‌ای که برخورد می‌کنید، او را یک مشتری میلیون دلاری در نظر بگیرید.

از آن‌جایی که همه فکر می‌کنند مهم‌ترین آدم روی زمین هستند، وقتی با اشخاص چنان رفتار می‌کنید که آن‌ها خود را اینگونه ارزیابی کنند، از شما استقبال می‌نمایند و دلشان می خواهد با شما مراوده تجاری داشته باشند.

شما مهم‌ترین دارایی و سرمایه خود هستید. زمان مهم‌ترین دارایی است که در اختیار دارید. وقتی روی خودتان کار می‌کنید و از فرصتی که دارید به بهترین شکل ممکن استفاده می‌نمایید، می‌توانید به شایسته‌ترین، ماهرترین و پردرآمدترین اشخاص در حرفه خود تبدیل شوید.

دوشنبه 25 اردیبهشت 1396

این ده مورد خلاقیت شما را نابود می‌کنند

نویسنده: Hamed B   طبقه بندی: موفقیت، 

 کارآفرینان موفق افرادی هستند که تمام فکرشان صرف تولید محصول یا سرویس‌های اولیه نمی‌شود. این افراد  از بدو راه‌اندازی کسب‌وکار نوبنیان خود تا رسیدن به هدفی که به دنبال آن هستند، خلاقیت را سرلوحه کار خود قرار می‌دهند. تجربه نشان داده است که حتا موفق‌ترین کارآفرینان نیز در مواجه با فشارهای بیش از اندازه کاری ممکن است تصمیمات اشتباهی را اتخاذ کنند که در نهایت صدمات جدی را به کسب‌وکار آن‌ها وارد کرده یا حوزه کاری آن‌ها را محدود کند.
 
این ده مورد خلاقیت شما را نابود می‌کنند 

کسب‌وکارها و استارت‌آپ‌ها مدت زمان نسبتا طولانی است که بر مبنای یک الگوی کسب‌وکار مشخص کار خود را آغاز می‌کنند. راهکارهایی که به نام روش‌های موفقیت‌آمیز از آن‌ها نام برده شده و به خوبی چهارچوب‌ها و مسیرهای پیشرفت و موفقیت را تعریف کرده‌اند. در نتیجه افراد موفق در صورتی می‌توانند از قدرت خلاقیت خود به شکل درستی استفاده کنند که راهکارهایی که عملکرد درست آن‌ها در گذشته اثبات شده است را مورد توجه قرار دهند. کارآفرینان هوشمندتر می‌دانند که باید میان فرآیندهای اثبات شده و رویکردهای نوینی که خود آن‌ها را ابداع کرده‌اند تعادلی را برقرار کنند.

مربیان کسب‌وکار بر این باور هستند که امکان برقراری تعادل میان یک رویکرد سنتی و یک رویکرد جدید برای استارت‌آپ‌ها کار سختی است. به واسطه آن‌که کارمندان یک استارت به طور ذاتی در برابر یکسری تغییرات مقاومت از خود نشان می‌دهند. راس تیلور در کتاب خود تحت عنوان: "خلاقیت در کار، مغز را انباشته کرده و ایده‌های جذاب ارائه کنید" به معرفی یکسری موانع روان‌شناختی پرداخته که نه تنها مانع شکل‌گیری تفکر خلاق می‌شود بلکه ایده‌های خلاقانه را نیز دستخوش تغییرات اساسی می‌سازد. در این مطلب تعدادی از این موانع را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

1.به کارگیری بیش از اندازه آمارها

آمارهایی که همگی نشان از ضرر و زیان‌های غیرمترقبه‌ای در سه ماه گذشته داشته‌اند، باعث می‌شوند تا مدیران شرکت‌ها تصمیمات عجولانه‌ای اتخاذ کرده با این امید که هزینه‌ها را تا حد امکان کاهش دهند. در حالی که اگر تحلیل‌های بیشتری انجام شود و از تفکرات خلاقانه‌ای به منظور پیدا کردن منابع درآمدزایی جدیدی استفاده شود، ضررها تا حد قابل قبولی جبران می‌شوند. اگر از آمارها و داده‌ها به شکل پالایش نشده‌ای برای تصمیم‌گیری‌ها استفاده شود، بدون آن‌که علت واقعی بروز مشکلات شناسایی شده و راه‌کارهای احتمالی پیشنهاد شود، خلاقیت برای همیشه از میان خواهد رفت.
 
 این ده مورد خلاقیت شما را نابود می‌کنند 

2. خوش‌بینی بیش از اندازه

برای آن‌که در کسب‌وکار خود موفق باشید باید خوش‌بین باشید. اما خوش‌بینی بیش از اندازه باعث می‌شود تا تصمیم‌گیری‌های کوتاه مدت به تعویق افتاده و حتا باعث به وجود آمدن ابهام شود. کارآفرینان نباید در انتظار مشاهده شواهد مثبتی باشند که دیدگاه‌های آن‌ها را تایید می‌کند. به عبارت دقیق‌تر در تصمیم‌گیری‌ها باید واقع‌بین و در هنگام اجرا خوش‌بین باشید.
 
این ده مورد خلاقیت شما را نابود می‌کنند 

3. روش رایج انجام کارها

طبیعت ذاتی انسان‌ها به این شکل است که تصور می‌کنند همان قاعده‌ای که در ابتدای کار یاد گرفته‌اند و سال‌های متمادی است از آن استفاده کرده‌اند، درست بوده و راهکا‌رهای دیگر ممکن است آن کارایی را نداشته باشند. این تفکر بسته مانع از آن می‌شود تا تعدادی از مردم تجربه‌های جدید را یاد بگیرند. مهم‌ترین مانعی که باعث می‌شود انسان‌ها به سراغ یادگیری تجربیات جدید متمایل نشوند تغییر کردن است. به واسطه آن‌که باید تجربیات گذشته خود را به کناری قرار دهند که این تغییر نگرش از یادگیری مهارت‌های جدید دو برابر سخت‌تر است.

4. اثر تقدم و تاخر

انسان‌ها به طور ذاتی اولین و آخرین مطلبی که شنیده‌اند را به خوبی به خاطر می‌سپارند. به این پدیده در اصطلاح روانشناسی، اثر تقدم و اثر تاخر (primacy and recency effect) گفته می‌شود. زمانی که تولیدکننده‌ای محصولی را ارائه می‌کند، در اکثر مواقع آخرین محصولی که ارائه کرده را به یاد می‌آورد و از محصولی که متناسب با نیازهای مشتری است، غافل می‌شود. به طور طبیعی ما همواره اطلاعات و مسایلی که به لحاظ بازه زمانی به ما نزدیک‌تر هستند را خوب به یاد می‌آوریم. در صورتی که در بیشتر موارد این موضوع به نفع ما نیست.

5. تفکر گروهی همیشه بهترین دستاور را به همراه ندارد

نتایجی که از یک تفکر گروهی حاصل می‌شود در اغلب موارد تحت تاثیر رهبر گروه قرار گرفته یا در حالت کلی‌تر از حاصل‌ضرب کوچک‌ترین مخرج مشترک تمامی اعضا به دست می‌آید. بسیاری از افراد سعی می‌کنند به جای آن‌که خود را در چالش مخالفت کردن با نظر رهبر گروه قرار دهند، نظر او و دیگر اعضا را تایید کنند. همین موضوع باعث می‌شود تا ایده‌های خلاق هیچ‌گاه به درستی ارزیابی نشده و به راحتی حذف شوند. تنوع دیدگاه‌ها در اغلب موارد تفکرات گروهی را با چالش جدی همراه می‌سازد.
 
این ده مورد خلاقیت شما را نابود می‌کنند 
 
6. کمترین تمایل به پذیرش ریسک

انسان‌ها همواره به دنبال به دست آوردن چیزی هستند که برایشان ارزشمند است. اگر این دیدگاه برای شما ارزشمند باشد: "رفتار من از همان ابتدای کار باید صحیح باشد" باعث می‌شود در کارهای خود تصمیمات اشتباه کمتری را اتخاذ کنید. استارت‌آپ‌ها کار خود را با استناد به دو مفهوم کاملا ارزشمند "شکست سریع" و "ارائه محصولی با حداقل ویژگی‌های قابل قبول" (MVP) آغاز می‌کنند. این دو رویکرد به آن‌ها کمک می‌کند خلاقیت را به سادگی به منثه ظهور گذاشته و ریسک‌ را به حداقل برسانند.

7. تفکر دو قطبی

شکست‌هایی که در ابتدای کار رخ می‌دهد باعث به وجود آمدن نوساناتی در تصمیم‌گیری‌های آتی می‌شود. رویکردی که در نهایت به کسب‌کار آسیب جدی وارد می‌کند. تعدادی از انسان‌ها دوست دارند برای غلبه بر چالش‌ها از تفکر هر یک از این دو/یا (either/or) به جای تفکر خلاقانه هردو/و (both/and) برای ارائه راه‌حل برای مشکلات استفاده کنند. در زمان رویارویی با دو تفکر متضاد سعی کنید نکات مثبت دو طرف را استخراج کنید.
 
8. به وجود آمدن استرس بیش از اندازه

هر چه با مسائلی بحرانی و چالشی‌تر روبرو شوید، به همان نسبت تصمیماتی که اتخاذ می‌کنید با خلاقیت کمتری همراه خواهند بود. استرس باعث می‌شود تمرکز شما از میان رفته و تصمیماتی که اتخاذ می‌کنید به دور از یک تفکر منطقی باشند. در این حالت تعامل خوب کم شده و جمع‌آوری اطلاعات به سختی امکان‌پذیر می‌شوند. در نتیجه تصمیم‌گیری‌های کوتاه مدت با شتاب و هیجان کاذب همراه خواهند بود.

9. دریافت نتایج و بازخوردها بدون تحلیل

تصمیماتی که اتخاذ می‌کنید نه تنها به تحلیل نیاز دارند، بلکه باید از سوی افراد متخصص و واجد شرایط مورد بررسی قرارگیرند تا امکان اعتبارسنجی درست آن‌ها وجود داشته باشد. در دنیای کسب‌وکار امروزی تنها یک موضوع با ثبات بوده و آن هم تغییر است. در دنیای کنونی حتا بهترین تصمیمات نیز باید بهینه شده و مطابق با نیازها تغییر پیدا کنند. به واسطه آن‌که محیط پیرامون و ذائقه مشتریان به طور پیوسته در حال تغییر است.
 
این ده مورد خلاقیت شما را نابود می‌کنند 

10. شکست در یادگیری

در حالی که تجربه کسب کردن رویکرد اجتناب‌ناپذیر است در مقابل یادگیری این‌گونه نیست. زمانی که نتایج به دست آمدن از تصمیم‌گیری‌ها را مورد ارزیابی قرار دهید، فرآیند یادگیری ساده‌تر می‌شود. دقیقا به همان شکلی که آمار مربوط به فروش درک بهتری از شرایط بازار را در اختیار شما قرار می‌دهد. خلاقیت اگر با یادگیری همراه نباشد، عمر کوتاهی خواهد داشت و به شما کمکی نخواهد کرد. همواره به این نکته توجه داشته باشید که یادگیری به معنای گوش کردن مداوم و تاثیرگذار و تفکر خلاقانه به معنای درس گرفتن از شکست‌ها و اتفاقات ناخوشایند است. 

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگنویسان