بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 27 فروردین 1394
successmihanblog@


ارسال توسط Hamed B
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 30 بهمن 1395

برای این که خوب پول دربیاورید و جذب سرمایه داشته باشید، باید  باید کار خود را دوست بدارید. باید جوری برای انجام کار خود مشتاق باشید که گویا کار نمی کنید و فقط دارید بازی می کنید. ولی ما باورهای محدود کننده ای درباره پول و کار داریم.

وقتی حرف از راه انداختن یک شغل جدید و یک کسب و کار می شود سریع یاد یک مغازه ،دفتر کار شیک، کلی کارمند و برو بیا می افتیم که چندین میلیون سرمایه می خواهد. بعد هم منصرف می شویم و دچار افسردگی می شویم!!

راه انداختن هر کار تازه ای سرمایه می خواهد اما نه سرمایه میلیاردی، سرمایه اصلی افرادی که این روزها به اسم موفق و سرمایه دار می شناسیمشان هوش، زمان سنجی ، ابتکار و ریسک پذیری شان است.

. البته ما به شما ماهیگیری یاد می دهیم فقط ایده می دهیم این شما هستید که باید توانایی هایتان را بسنجید و با این ایده ها کسب خودتان را راه بیندازید.

۱ – اینترنت سرمایه خاموش

راه انداختن یک سایت چندان هم پول نمی خواهد حتی سرمایه هنگفتی ام لازم ندارد به شرط اینکه ابتکار داشته باشید و وارد حوزه ای بشوید که تخصصش را دارید و می توانید از آن کسب درآمد کنید.
بعدش هم بازاریابی موثر و فعال می خواهدکه از عهده اش بربیایید.
اینترنت منبع درآمد خیلی خوبی است به شرط اینکه سعی کنید از زیر و بم آن اطلاعات بدست بیاورید و هر روز به دانشتان بیفزایید.

۲ – صنایع دستی سرمایه نهفته

هنر همیشه بازار دارد به شرط آنکه نیاز سنجی کندید بدانید چه چیزی در چه زمانی و برای چه کسانی جذابیت دارد آن وقت است که به راحتی می توانید هنر دست خودتان را به بالاترین قیمت بفروشید و کلی سود کنید.

۳ – صنایع غذایی

خوردنی همیشه بازار دارد به شرط اینکه مبتکر باشید و سبک ارائه محصولاتتان متفاوت باشد جالب است بدانید گرفتن مجوز فعالیت از اتحادیه های مختلف مرتبط به صنایع غذایی خیلی هم دشوار نیست به شرط آنکه اهل نظافت باشید.

۴ – خدمات

حوزه خدمات این روزها بازار خوبی دارد به شرط آنکه ابتدا موقعیت سنجی کنید که در چه منطقه ای از تهران چه خدمتی کم و یا محدود است.
سنگ بزرگ برندارید در سطح توان خودتان وارد عرصه شوید و به مرور خدماتتان را توسعه و بهبود بخشید.

۵ – بهداشت و سلامت

در این فضای آلوده و هوای نامطبوع مردم به دنبال هر چیزی هستند که سلامت و شادابی را به آنها باز گرداند و دقایقی به آنها آرامش بدهد اگر کمی زرنگ باشید می توانید پول خوبی به جیب بزنید.

۶ – بازاریابی و فروش

حتما لازم نیست شما خودتان تولید کننده باشید اگرچه این بخش ایده آل ماجرا باشد اما اگر بتوانید برای دیگران مشتری و بازار های تازه پیدا کنید اطمینان داشته باشید که برای سود خوبی خواهد داشت . خیلی ها هستند که تولیدات خوبی دارند اما راه فروشش را نمی دانند.

۷ – اطلاع رسانی

حجم وسیع اخبار، اطلاعات و دانسته ها مردم را در سیلی از اطلاعات گرفتار کرده که نمی دانند کدام مناسب و برایشان کارآمد است اگر بتوانید این نیاز آنها را برآورده کنید سپاسگذار شما خواهند بود و حاضرند هزینه آن را هم بپردازند.




طبقه بندی: آموزشی، 
ارسال توسط Hamed B
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 28 بهمن 1395

یکی از مهم‌ترین برنامه‌هایی که آژانس‌های تبلیغاتی باید به آن بپردازند، تعیین اهداف مورد نظر است؛ به گونه‌ای که خط‌ مشی کلی آژانس مذکور مطابق با اهداف فوق حرکت کرده و رسیدن به این اهداف، سرلوحه دستورالعمل‌های اجرایی آن قرار بگیرد. به همین منظور در ادامه چند هدف اساسی را که برای تمام آژانس‌های تبلیغاتی صدق می‌کند، ذکر خواهیم کرد. در نظر گرفتن اهدافی که در ادامه بیان می‌شوند، در موفقیت یک آژانس تبلیغاتی بسیار مؤثر بوده و نتایج مثبتی را در پی خواهد داشت.

#موفقیت

5 هدف عمده برای موفقیت یک آژانس تبلیغاتی


رضایت مشتری

یک آژانس موفق در درجه اول باید به موفقیت مشتری خود فکر کند، زیرا در صورت برنده‌شدن مشتری است که این آژانس نیز جایگاه خود را در میان شرکت‌ها و برندهای دیگر تثبیت خواهد کرد و به عنوان یک آژانس موفق شناخته خواهد شد. لذا می‌توان گفت در نظر گرفتن اهداف مشتریان، در درجه اول، مهم‌ترین قدم در موفقیت یک آژانس بازاریابی محسوب می‌شود.

ارائه تصویر مثبت

روند فعالیت‌های یک آژانس تبلیغاتی باید به گونه‌ای باشد که در ذهن تمام مشتریان خود، تصویری مثبت از خود باقی بگذارد، در واقع چنین فرهنگی باید در بین تمام کارمندان این آژانس از پایین‌ترین درجه گرفته تا بالاترین آنها، درونی شده باشد و چنین تفکری به عنوان یکی از اهداف اساسی آنها درآمده باشد.

هر چقدر یک آژانس و تیم کاری آن در ارائه چنین تصویری موفق باشد، قطعا آینده کاری بهتری را در پیش روی خود خواهند داشت، چراکه ترسیم یک تصویر مثبت از این آژانس، باعث جذب بیشتر مشتری شده و طرفداران این آژانس به مرور زمان بیشتر خواهند شد.

احساس مسئولیت

سازمان یک آژانس تبلیغاتی باید به‌گونه‌ای طراحی شده باشد که تک‌تک اعضای آن نسبت به محتوایی که ارائه می‌کنند، حس مسئولیت داشته و در قبال آنها پاسخگو باشند، به این معنا که احساس مسئولیت اجتماعی نیز باید در بین تمام کارکنان یک آژانس تبلیغاتی درونی شده باشد و این امر به عنوان بخشی از تربیت کاری آنها تبدیل شده باشد.

پیشرفت مداوم

صنعت تبلیغات یک صنعت پویا به شمار می‌رود که نمی‌تواند برای همیشه یک خط‌مشی را دنبال کند، بنابراین یکی از اهداف مهمی که هر آژانس تبلیغاتی باید در رأس برنامه‌های خود به آن توجه کند، به‌روز‌بودن و پیشرفت دائم است؛ به این معنا که باید به طور مداوم تغییرات مشتریان خود را در نظر داشته باشد و با توجه به نیازهای آنها و همچنین خصوصیات و علایق مصرف‌کنندگان، فعالیت‌های بازاریابی خود را پی‌ریزی کند. هر چقدر یک آژانس بتواند نسبت به تغییرات پیرامون خود حساس‌تر باشد، پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌تری را نیز به دست خواهد آورد.

توسعه

هر آژانس تبلیغاتی باید به فکر توسعه و پیشرفت بیشتر گروه بازاریابی خود باشد و گسترش بازار خود را به صورت یکی از اهداف اساسی خود قلمداد کند. این توسعه نیز می‌تواند هم در مفهوم جغرافیایی و هم در مفهوم محتوایی صورت بگیرد، به این معنا که آژانس مذکور سعی در یافتن مشتریان بیشتر در مناطق جغرافیایی جدیدتری داشته باشد، ضمن اینکه توسعه محتوای فعالیت‌های این آژانس نیز باید در دستور کار آن قرار بگیرد تا بتواند در فضای رقابتی که با دیگر آژانس‌ها در آن قرار دارد، به روند پیشرفت خود ادامه دهد.




طبقه بندی: عمومی، 
ارسال توسط Hamed B
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 25 بهمن 1395

ما آدم ها خطاهای دیگران را سریعتر و راحت تر از خطاهای خودمان می بینیم. گرایش به این باور که ما کمتراز دیگران دچارخطا می شویم را خطای نقطه کور (Blind Spot Bias) می گویند. وقتی نمی توانیم خطاهای خود را ببینیم، ممکن است قضاوتها و رفتارهای ما آسیب زا بوده و اثرات منفی به دنبال داشته باشد.

به موارد زیر دقت کنید:

اغلب مردم فکر می کنند که تصمیم هایی که خودشان می گیرند، عاقلانه تر از تصمیم های دیگران است ! همچنین اغلب افراد، دیدن خطاهای دیگران را دوست دارند و کشف آن خطاها را ناشی از هوش و ذکاوت خودشان می دانند! و غافل از آنند که خودشان هم برای بقیه جزو دیگرانند!

در تحقیقی که بر روی 600 شهروند آمریکایی انجام شد، نتایج نشان داد که 85 درصد افراد خود را کمتر از میانگین جامعه در معرض خطا می دیدند !

نتایج تحقیقات به این نکته جالب اشاره می کند که حتی بعد از آنکه خطای نقطه کور برای افراد خاطی تشریح می شود، مقاومت در برابر پذیرش خطا از طرف آنها بیشتر می شود! و افراد بیش از آنکه به نصیحت¬ها گوش بدهند، در نقش والد قرار گرفته و نصیحت نیز می کنند!

اگر دقت کرده باشید در بسیاری از کشمکش های خیابانی ویا تصادفات شهری هیچکدام از طرفین حاضر نیستند از مواضع خودشان کوتاه بیایند و در واقع دقیقاً بدلیل بروز همین خطا از سوی دو طرف ، کسی حاضر به پذیرش قصور نیست!

☑️⭕️تجویز و تحلیل راهبردی

سال ها پیش در یکی از کتاب های پائولو کوئیلو تمثیل جالبی خواندم که همیشه در ذهن من هست. او می گفت که ما آدم ها در یک صف طولانی پشت سر هم داریم راه می رویم. و هر کدام از ما آدمها دو تا سبد با خودمون داریم که با یک چوب که بر روی دوشمان است آن ها را با خود حمل می کنیم. یکی جلومون آویزونه، یکی رو پشتمون آویزون کردیم. نکات مثبت و خوبی هامون رو میندازیم تو سبد جلویی، عیب هامون رو تو سبد پشتی. وقتی توی مسیر داریم راه میریم، فقط خوبیهای خودمون رو میبینیم و عیب‌های تمام نفرات جلویی مون رو همیشه جلوی چشم مون داریم. ولی هرگز عیب های خودمون رو نمیبینیم! این تمثیل یکی از بهترین تصویرهایست که اگر به خاطر بسپاریم می تواند به ما در جلوگیری از خطای نقطه کور کمک کند.

دو پیشنهاد در این زمینه می تواند راهگشا باشد:

اول اینکه از زوایه دیگران به خود نگاه کنیم. اینگونه می توانیم به سبد پشتی خودمان هم نگاهی بیاندازیم که در حالت عادی چشم ما از دیدن آن نقطه کور است.

دوم اینکه سعی کنیم مواردی که قبلا فکر می کردیم که ما کاملا درست می گوییم و دیگران کاملا اشتباه می کنند را به خاطر بیاوریم تا به به خاطر بسپاریم که همیشه حق با ما نیست. ما هم گوش شیطان کر ممکن است اشتباه کنیم!!!




طبقه بندی: تخصصی (مدیریت)، 
ارسال توسط Hamed B
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 21 بهمن 1395
وقتی صحبت از موفقیت به میان می آید، دشوارترین کار این است که بتوانید مردم را متقاعد کنید که  پیروزی های کوچک در کنار هم قرار می گیرند و موفقیت های بزرگ را شکل می دهند. تصور هدف نهایی و موفقیت بزرگ بسیار ساده تر از تمرکز بر روی یکایک قدم هایی است که باید برای رسیدن به آن نقطه برداشته شوند.

اما اگر یک بار از این مسیر عبور کنید و خود تاثیر این قدم های کوچک که شما را به مقصد نهایی هدایت می کنند تجربه کنید، نظرتان برای همیشه تغییر می کند. این تغییرات تدریجی و در طول مسیر رخ می دهند. اما عادات کوچکی نیز وجود دارند که با کنار گذاشتن آنها می توانیم زمینه را برای موفقیت آتی خود فراهم کنیم.

1. خوردن صبحانه ای پر از شکر

هیچ چیز مانند شکر شما را با موجی ناگهانی از انرژی و سپس افت انرژی شدید روبرو نمی کند. اگر عادت دارید صبحانه یک ظرف بزرگ میوه بخورید، تعجبی هم ندارد که دو ساعت بعد مجبور شوید برای بیدار ماندن به قهوه پناه ببرید. میزان شکر را در رژیم غذایی خود در حداقل نگهدارید و سعی کنید انرژی مورد نیاز خود را از کربوهیدرات های طولانی اثر تامین کنید.

2. تماشای تلویزیون در هنگام صبح

کافیست آزمایش کنید و یک هفته در حین صرف صبحانه تلویزیون تماشا کنید و سپس یک هفته صبحانه خود را همراه با موزیک کلاسیک ملایمی میل کنید. تفاوتی که احساس می کنید غیر قابل تصور خواهد بود. تماشای تلویزیون باعث می شود در طول روز تحریک پذیر بوده و از سطح انرژی پایینی برخوردار باشید. اما گوش دادن به موزیک ذهن شما را با انبوهی از ایده های جدید پر می سازد.
 
برای دستیابی به موفقیت، این 12 عادت را ترک کنید 

3. تاخیر در حضور در محل کار

بعضی ها عقیده دارند "اگر سر وقت برسی یعنی تاخیر داشته ای". حق با آنهاست. اگر همیشه دقیقا راس ساعت مقرر در محل کار خود حاضر می شوید یا شاید هم پس از زمان مقرر، متاسفانه روند نامناسبی را در پیش گرفته اید. به خاطر داشته باشید که اگر 10-5 دقیقه زودتر از زمان مقرر در محل حاضر شوید، از نظر ذهنی آمادگی بیشتری پیدا می کنید و بهره وری بیشتری خواهید داشت.

4. باقی ماندن در تخت پس از شنیدن زنگ ساعت

هر شب وقتی که زنگ ساعت خود را برای روز بعد تنظیم می کنید، درواقع به خود قولی می دهید؛ "قول می دهم که این ساعت از خواب برخیزم و روز خود را با انرژی و هیجان آغاز کنم." بعد صبح وقتی صدای زنگ بلند می شود، چشمان خود را می مالید، نگاهی به ساعت می کنید و تصمیم می گیرید 10 دقیقه دیگر هم چرت بزنید. بدین ترتیب نخستین قولی که برای آن روز داده اید را حتی پیش از آنکه از تخت خود بیرون بیایید می شکنید. این کار را نکنید که روند خوشایندی را به دنبال ندارد.

5. عدم صرف ناهار

افرادی که ناهار نمی خورند در پایان روز کار را با خستگی مفرط ترک می کنند و احتمال اینکه به سراغ عادات ناسالم دیگر بروند افزایش می یابد. هیچ ربطی ندارد که چقدر مشغله دارید، باید انرژی لازم برای عملکرد صحیح بدن و ذهنتان را تامین کنید.

6. تقبل انجام کارها علیرغم عدم تمایل به انجام آن

حس درونی تان شما را از انجام این کار منع می کند، چرا به این حس گوش نمی دهید؟

7. انجام چندین کار بصورت همزمان

چیزی به نام مولتی تسکینگ وجود ندارد. هر شخصی در هر لحظه فقط قادر به انجام یک کار است و با تقسیم تمرکز خود و سعی در انجام همزمان دو کار به خود ظلم می کنید. روی یک هدف تمرکز کنید و پس از اتمام آن به سراغ کار دیگر بروید. به قول قدیمی ها "با یک دست نمی شه دو تا هندوانه برداشت".

8. چک کردن مداوم موبایل

همه ما با این حس که تصور می کنیم گوشی مان در جیب مان زنگ خورده و متوجه نشده ایم آشناییم. این یک عادت است که بلافاصله پس از این احساس هم باید موبایلمان را چک کنیم. این عادت از این تمایل ناشی می شود که ما انسان ها اصولا همیشه منتظر موردی هستیم که حواس ما را پرت کند. سعی کنید تعداد دفعاتی که گوشی خود را چک می کنید را به حداقل برسانید. نیازی نیست هر 37 ثانیه یک بار ایمیل تان را چک کنید!
 
 برای دستیابی به موفقیت، این 12 عادت را ترک کنید

9. وقت گذرانی

خیلی ساده است: در زندگی به دنبال چه هستید؟ باید گفت که وقت گذرانی با دوستان به روندی خیلی شیک و امروزی تبدیل شده است. وقت گذرانی با دوستان باید با هدف داشتن اوقاتی خوش باشد و اگر خواهان موفقیت هستید این موارد "فقط وقت گذرانی" باید به حداقل کاهش یابد. افرادی را پیدا کنید که اهدافی مشابه شما دارند تا با وقت گذرانی با آنها از اهداف خود فاصله نگیرید.

10. سرزنش دیگران به جای قبول مسئولیت

سرزنش دیگران و مقصر جلوه دادن آنها سودی برای شما ندارد. با این کار فقط زمان یادگیری درسی که باید آموخته شود تا بتوانید سریعتر پیشرفت کنید را به تعویق می اندازید. در عوض، انگشت اتهام را به سمت خود بگیرید و به دنبال روش هایی بگردید که مدیریت بهتر کارها را ممکن سازد.

11. ذهنیت ثابت در خصوص لزوم مشغول بودن به انجام کاری

بسیاری از مردم لحظه ای آرام گرفتن و تفکر در خصوص آنچه انجام داده اند را اتلاف وقت می دانند. این افراد فکر می کنند که همیشه باید مشغول انجام کاری باشند. درست است که باید برای خود هدفی تعیین کنید و نهایت تلاش خود را برای رسیدن به آن به خرج دهید، اما زمانی را هم باید به بررسی روندی که داشته اید و تفکر در آن خصوص اختصاص دهید. گاهی یک قدم به عقب رفتن برای آنکه بتوانید پنج قدم به جلو بردارید لازم است.

12. ولخرجی

اگر جزو افرادی هستید که برای اعتبار بخشی به خود راهی غیر از هزینه کردن نمی شناسید باید بدانید که متاسفانه عاقبتی غیر از شکست و ناکامی ندارید. ارزش و ثروت واقعی از طریق پس انداز و سرمایه گذاری به دست می آید – نه خرج کردن هر آنچه به دست می آورید. جمع کنید، سرمایه گذاری کنید؛ جمع کنید، سرمایه گذاری کنید.



طبقه بندی: موفقیت، 
ارسال توسط Hamed B
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 19 بهمن 1395

⏺به عقیده فالت هدف عمده مدیریت باید دست یافتن به وحدت و یکپارچگی باشد و یک مؤسسه بایدآرام و بدون سر و صدا مانند یک ماشین خوب طرح ریزی شده، خوب ساخته شده و خوب روغن کاری شده، کارکند و بین اجزای مختلف آن هماهنگی کامل برقرار باشد.

⏹ اصطکاک تا حدی وجود خواهد داشت، زیرا اصولاً حرکت بدون اصطکاک ممکن نیست. در هر مؤسسه‎ای تضاد منافع وجود دارد، لکن باید بین این منافع متضاد به گونه‎یی سازگاری برقرار شود که حداکثر کارایی به دست آید.

⬅️تضاد همیشه معارضه‎یی انرژی‎زاست. وظیفه اساسی مدیریت این است که تضاد و برخورد را به صورت سازنده‎ای در آورد.

⏮وی معتقد است که هر سازمانی باید میان کوششها و مساعی گروههای مختلف هم نوایی و هماهنگی به وجود آورد تا با کارایی هر چه بیشتر، به هدفهای مؤسسه دست یابد. وی هماهنگی را محور اصلی و اساسی وظایف مدیریت می‎داند.

⏪از نظر فالت، قدرت عبارتست از استعداد انجام کار خاص، یا توانایی پدید آوردن تغییر مطلوب. لکن اختیار، حق تصمیم گیری است. حق تصمیم گیری را می‎توان به کارکنان رده‎های پایینتر در سازمان تفویض کرد.

◀️فالت قدرت را به دو دسته تقسیم می‎کند: «قدرت بر دیگران» و «قدرت با دیگران». سرپرستی که تصور می‎کند حق کنترل و رهبری کارکنانش را دارد حاضر نیست که پیشنهادهای آنها را بشنود و می‎گوید که از دستورهایش اعم از صحیح یا غلط باید اطاعت شود. او در واقع بر کارکنان اعمال قدرت می‎کند. واضح است که این نوع اعمال قدرت، موجب مقاومت در کارکنان می‎شود و طبعاً گرایش پیدا می‎کنند که از دستورهای او سرپیچی کنند. از طرف دیگر، یک سرپرست روشنفکـــر که کار روزانــه را به طور «سیستماتیک» برنامه‎ریزی می‎کند، مواد خام و ابزار را تأمین می‎کند و مراقب است که فعالیتها در شرایط مطلوبی باشند و همچنین، کار را به زیر دستانش یاد می دهد و پیشنهادهای خوب و عملی شان را می‎پذیرد در واقع یک قدرت مشترک بوجود می‎آورد که «قدرت با دیگران» نام دارد .فالت روی اهمیت این قدرت مشترک تأکید می‎ورزد.

⏺کنترل نیز از نظر فالت با آنچه در ذهن مدیران سنتی جای گرفته است تفاوت دارد. کنترل به معنای به دست آوردن نتایج مطلوب است.

◀️تفکر فالت مبتنی بر سه اصل هدف گذاری جهانی، اصول جهانی و قانون موقعیت یا وضعیت است. قانون هدف گذاری جهانی بیانگر روح تلاش جمعی برای افزایش انرژی سازمانی است. اصل جهانی همان تأکید بر ارتباطات دو سویه و دو جانبه بین فرستنده پیام و گیرنده پیام است. قانون موقعیت تأکید بر آن دارد که همیشه یک راه برای انجام کارها وجود ندارد. بلکه راههای زیادی وجود دارد که بستگی به موقعیت و وضعیت سازمان دارد.

↩️فالت بین آنچه خودش «کنترل امور» و «کنترل فرد انسان» نامیده، قایل به تفکیک شده است. اشخاص معمولا کنترل را مترادف کنترل فرد انسان می دانند.



ارسال توسط Hamed B
(تعداد کل صفحات:179)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

آرشیو مطالب
امکانات جانبی
blogskin