Success
درباره وبلاگ


خدای مهربانم !

از امروز تمامی مشکلاتم را با مداد و نعمتهایم را با خودکار می نویسم !

می دانم که مشکلاتم را با پاک کن مهربانیت پاک خواهی کرد

مدیر وبلاگ : Hamed B
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پنجشنبه 7 اسفند 1393 :: نویسنده : Hamed B
مشهورشدن آرزوی بسیاری از افراد است؛ اما آیا این افراد بعد از دستیابی به شهرت، از زندگی خود لذت می برند؟ آیا بیشتر احساس خوشبختی می کنند؟ آیا بین شهرت و موفقیت ارتباطی وجود دارد؟ این ها پرسش هایی هستند که با دکتر افشین طباطبایی، پژوهشگر مسائل اجتماعی، مطرح کردیم. اگر دوست دارید بیشتر با شرایط آفراد مشهور آشنا شوید، شما را به خواندن این گفت و گو دعوت می کنیم:

چه افرادی به شهرت می رسند؟

افرادی به شهرت می رسند که چیزی مانند مذهب، هنر، سیاست، ورزش و... برا عرضه کردن داشته باشند. شهرت می تواند مثبت یا منفی باشد: «هیتلر» و «گاندی» هر دو شهرتی تاریخی دارند، اما یکی مثبت و دیگری منفی.

شهرت برای افراد لایق، یک نعمت است که خداوند آن را در قلوب مردم قرار می دهد؛ ولی جاه طلبی با شهرت قدری متفاوت است؛ در حقیقت جاه، مالکیت بر دل ها و محبوبیتی است که مردم را به اطاعت از فرد مشهور وا می دارد.

چرا بسیاری از مشاهیر، نابود می شوند؟

افراد مشهور نسبت به افراد عادی خوشبخت تر هستند یا بدبخت تر؟


هیچ کس نمی تواند ادعا کند از شهرت و قدرت خوشش نمی آید؛ اگر کسی چنین بگوید، یا از عواقب آن می ترسد یا به ظاهر شکسته نفسی می کند.

برخی افراد، خوشبختی را فقط در پول و ثروت یا مقام و قدرت می دانند؛ در حالی که نیمی از ثروتمندان و صاحب منصبان جهان خوشبخت و سعادتمند نیستند. پول و ثروت، قدرت و مقام، زیبایی و ذکاوت یا مدارج عالی تحصیلی و شهرت دلیلی بر سعادت و خوشبختی نیستند.

خوشبختی واژه ای زرین، زیبا و دلپذیر است که در هر فرهنگ و تمدنی، آرمانی ارزشمند و محبوب شمرده می شود. نوع نگاه انسان به آفرینش و هستی، مبنای تفسیر خوشبختی است.

خوشبختی امری نسبی است، نه مطلق و هرکس از آن تعریف خاص خود را دارد؛ البته از نظر روان شناسان و جامعه شناسان، خوشبختی را هم می توان معنا کرد و هم برای آن، قالبی تعیین کرد.
هرکسی تعریفی از خوشبختی دارد، اما شاید انتهای همه آن ها به یک جا ختم شود و آن، تلاش برای احساس آرامش و شادمانی درونی است. از این رو نمی توان قاطعانه اعلام کرد که هر فرد مشهوری خوشبخت است یا بدبخت؛ چون این صرفا یک احساس درونی و انتزاعی است.

چه ارتباطی میان شهرت و موفقیت وجود دارد؟

ارتباط شهرت و موفقیت نیز بسته به شرایط، قابل تعریف است؛ درحقیقت به تعداد انسان های روی زمین می توان زندگی را معنی کرد، هیچ تعریف مشخص و کاملی از خوشبختی و موفقیت نمی توان ارائه داد گرچه قرن هاست فلاسفه نظرات گوناگونی را در این موارد اظهار کرده اند. بهتر است مدعی شویم موفقیت چیزی است که ما به طور شخصی در مورد آن تصمیم می گیریم.

چرا بسیاری از افراد مشهور به ورطه نابودی کشیده می شوند؟

افراد مشهور به دلیل ناتوانی در برقراری تعادل میان جنبه های منفی و مثبت قدرت به دست آمده از شهرت، در دام جاه طلبی و برتری جویی می افتند. بسیاری اوقات ظاهر فریبنده شهرت موجب سست بنیانی و تباهی فرد می شود. چون انسان از شهرت و قدرت ذاتی آن در جهت امیال ضدارزشی و شیطانی استفاده کرده و به هدف دستیابی به نیات پست و شوم از شهرت خود سوء استفاده می کند.

به طور کلی شهرت خوب است یا بد؟

شهرت تاثیر بسیار زیادی بر روی زندگی افراد مشهور می گذارد که البته تمام این تاثیرات مثبت نیستند. وقتی کسی در کانون توجه باشد، تغییراتی در زندگی اش ایجاد می شود؛ مثلا حریم خصوصی اش را از دست می دهد. حتی ممکن است فرد مشهور دچار غرور کاذب شده و سطح روابطش با دیگران و مردم کمتر شود و نیز ارتباطات فردی اش تحت تاثیر عناصر منفی اخلاقی اش تقویت شده و کم رنگ و سست شود.

از این رو لازم است به افراد مشهور، مثل برخی جوانان ورزشکار یا هنرپیشه که ظرفیت تحمل آن شهرت را ندارند. مهارت رویارویی با شرایط تازه آموخته شود تا بعدها گرفتار معضلات اخلاقی و آسیب های اجتماعی نشوند. کلاس های آموزشی متعدد کمک می کند تا افراد مشهور، مخصوصا آن هایی که از اوج فقر و رتبه های پایین اجتماعی، به سطوح بالا و موفقیت رسیده اند، بتوانند با شهرت و عواقب منفی آن، کنار بیایند و محبوب تر شوند.

فواید شهرت بیشتر است یا مضراتش؟

این موضوع بستگی به نوع نگاه ما دارد؛ اگر فرد از شهرتش برای انجام کارهای خیر استفاده کند، قطعا آثار مثبتی دارد. برخی از افراد مشهور هم سعی می کنند با فعالیت در امور خیریه جلب توجه کنند؛ حتی اگر واقعا نیت خیر هم داشته باشند، تظاهر بیش از حد موجب خراب شدن وجهه آنان در نظر دیگران می شود.

شهرت مانند یک شمشیر دو لبه است و برخی افراد اگر مشهور نباشند، شاید آدم های بهتری باشند؛ یعنی فرد از قبل زمینه برخی خصوصیات منفی را دارد و شهرت برایش یک عامل محرک تلقی می شود و موجب تقویت این عناصر منفی می شود. از طرف دیگر برخی افراد مشهور از ترس به خطر افتادن موقعیت یا حیثیتشان، خیلی از کارها را انجام نمی دهند؛ یعنی در این مورد شهرت یک عامل بازدارنده است.

به طور خلاصه فرد مشهور همواره مورد حسد و اتهام دیگران قرار می گیرد. فرد مشهور اگر خصائل اخلاقی درستی نداشته باشد، برای اینکه خود را از اتهامات و مکر حسودان و حملات کلامی دیگران مبرا کند و جایگاه خود را نزد مردم ارتقا دهد، ریا و تظاهر کرده و سعی می کند نقایص خود را از مردم پنهان کند و خود را دارای کمالات و فضایلی نشان دهد که در اصل هیچ کدام از آن ها را ندارد.

چرا بسیاری از افراد مشهور از مردم فرار می کنند؟

چون این افراد خلوت و آرامش یک زندگی عادی را از دست داده اند و همواره زیر نگاه دیگران هستند و مسلما تصور اینکه عده ای مدام مراقب شما باشند، موجب از بین رفتن احساس امنیت که یکی از اصلی ترین نیازهای بشر است، می شود. بسیاری از ناهنجاری های روانی و مشکلات روحی انسان ناشی از تخریب احساس امنیت یا فقدان آن است. انسان وقتی کم کم به شهرت می رسد، خشنود می شود؛ اما در گذر زمان با افزوده شدن بر دامه شهرت و کم رنگ شدن حس امنیت، ننگرانی جای آن را می گیرد. در یک کلام، مشکل اصلی این افراد از دست دادن آرامش است.

چه باورهای اشتباهی در مورد شهرت وجود دارد؟

در اذهان بسیاری از مردم پیش فرضی وجود دارد که شهرت به دنبال خود قدرت اجتماعی می آورد و به همین سبب شخص مشهور می تواند به آرزوها و امیال قلبی اش برسد و یا اینکه قدرت به دنبال خود ثروت مادی و پول را که یکی از ریشه های خوشبختی است، به همراه می آورد؛ در حالی که در عمل بسیاری از افراد مشهور که قدرتمند و ثروتمند هم هستند، فرسنگ ها از خوشبختی و آرامش فاصله دارند.

همان گونه که بشر در دوران رنسانس دست به تحولی عظیم به سوی پیشرفت و تعالی زد، هریک از ما نیز برای رسیدن به بالندگی نیازمند نوعی رنسانس در چهارچوب ها و باورهای ذهنی هستیم تا افق های تازه ای را بگشاییم و از آن طریق به بالاترین توانایی های فردی مان دست یابیم. شهرت و محبوبیت شاید در تمام جوامع بشری مولفه هایی اغواگر و جذاب برای بسیاری از انسان ها باشند، ولی استفاده درست از هر فرایندی نیازمند به کارگیری و دانستن الفبای آن نظام است و در غیر این صورت به بیراهه کشیده خواهیم شد.



نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

در این مطلب، به سراغ «پیر امیدیار» بنیانگذار ایرانی‌تبار سایت  eBayو ثروتمندترین مرد ایرانی! رفته ایم.

10 راز موفقیت «پیر امیدیار»؛ ثروتمندترین مرد ایرانی!

امیدواریم این سری مطالب بخش رموز موفقیت در کار و سرمایه ، کمکی باشد هر چند کوچک برای جوانان و بطور کلی عموم افراد برای راه اندازی و توسعه کسب و کارشان و ساخت یک بنیان فکری کارآفرینی برای کشور عزیزمان.

10 راز موفقیت «پیر امیدیار»؛ ثروتمندترین مرد ایرانی!

پیر امیدیار رئیس و موسس سایت ای‌بی (eBay) اولین و معروف ترین وب‌گاه مخصوص حراج و خرید و فروش اینترنتی می باشد که تا آخر سال ۱۹۹۸، ۱/۲ میلیون عضو ،۷۵۰ میلیون دلار حجم معاملات و حدود ۸ میلیون دلار سود به همراه داشت. حال بعد از گذشت حدود ۱7 سال شرکت بزرگی شده است با بیش از ۶۰۰۰ کارمند و میلیاردها دلار سهام. آن چه می خوانید خلاصه ای است از تاریخچه ی E-Bay و زندگینامه او.

10 راز موفقیت «پیر امیدیار»؛ ثروتمندترین مرد ایرانی!

وقتی پیر امیدیار سایت eBay.com را به عنوان یک نوع سرگرمی راه‌اندازی کرد، فکرش را هم نمی‌کرد روزی صاحب بزرگ‌ترین بازار اینترنتی جهان شود که روزانه چهار میلیون حراج در آن صورت می‌گیرد، هر ۲۴ ساعت نیم میلیون گزینه برای خرید در آن وارد می‌شود و ارزشی معادل ده میلیارد دلار پیدا می‌کند.

پس از خواندن مقالات مختلفی در مورد eBay و موسس ایرانی آن، مطالب جالبی یاد گرفتیم که فکر می کنیم برای هر کسی که بخواهد یک کسب و کار جدید را شروع کند میتواند مفید باشد، در ادامه این پست، این مطالب را نکته وار برایتان آورده ایم.

۱– امتحان کنید.

10 راز موفقیت «پیر امیدیار»؛ ثروتمندترین مرد ایرانی!

امیدیار می‌گوید وقتی به دست‌آوردهای افراد موفق نگاه می‌کنی و می‌گویی: «عجب کار سختی بوده!»، مطمئن باش کار سختی بوده و وقتی به کارهایی نگاه می‌کنی که به نظر آسان می‌رسند، احتمالا آن‌ها هم سخت بوده‌اند. تا وقتی خودت دست به کاری نزنی، هیچ وقت نمی‌فهمی که واقعا چه‌طور بوده است. تو در بعضی چیزها شکست خواهی خورد، این تجربه ی آموزنده‌ای است که تو نیاز داری آن را با خودت ببری و در تجربه بعدی‌ات استفاده کنی.

2– دنبال علایق تان بروید.

10 راز موفقیت «پیر امیدیار»؛ ثروتمندترین مرد ایرانی!

موسسeBay  تاکید می کند، اگر به چیزی خیلی علاقه داشته باشی و سخت کار کنی، فکر می‌کنم موفق خواهی شد. ولی اگر تجارتی را شروع کنی تنها به این امید که کلی پول پارو کنی، احتمالاً موفق نخواهی شد. چون این دلیل اشتباهی برای شروع یک کار تجاری است.

تو باید واقعاً به کاری که داری انجام می‌دهی، باور داشته باشی، باید آن‌قدر به آن علاقه داشته باشی که بتوانی زمان و تلاش لازم را برای رساندن آن کار به موفقیت، کنار بگذاری. آن وقت است که به موفقیت خواهی رسید.

وی می‌گوید من به دنبال چیزی بودم که از انجام دادنش لذت می‌بردم. در واقع علاقه خودم را دنبال می‌کردم. اگر از کار لذت ببرید، دیگر کار حساب نمی‌شود. من همیشه دوست داشتم با کامپیوترها سروکار داشته باشم، محرک و انگیزه من این بود که بتوانم نرم‌افزاری ایجاد کنم که برای آدم‌ها سود داشته باشد و بر روی آن‌ها تاثیر بگذارد.کاری که من می‌کردم واقعاً کار نبود، مانند این بود که دارم تفریح می‌کنم.

۳– از چیزهای اطرافتان ایده بگیرید.

10 راز موفقیت «پیر امیدیار»؛ ثروتمندترین مرد ایرانی!

شبى در سال ۱۹۹۵ امیدیار، مهندس جوان برنامه نویس ایرانى الاصل، با نامزدش که عاشق جمع آوری Pez بود (Pez یک نوع شیرینى است که معمولا در یک ظرف کوچک پلاستیکى به شکل عروسک قرار میگیرد)، مشغول خوردن شام بود که نامزدش ازآنکه شریکى براى ایجاد یک کلکسیون Pez در سانفراسیسکو ندارد گله کرد.

امیدیار به او پیشنهاد کرد که از اینترنت براى پیدا کردن شریک تجارى استفاده کند. بنابراین  وی در وب سایت کوچک خود براى نامزدش بخشى را براى این موضوع آماده کرد و نام آن را Auction Web  گذاشت، برنامه ایکه او برروى وب سایت شخصى خود ایجاد کرد و به کاربران امکان  لیست کردن وسایل مختلف خود از جمله کلکسیون نامزدش را می داد.

10 راز موفقیت «پیر امیدیار»؛ ثروتمندترین مرد ایرانی!

وقتی امیدیار به مساله از دید خودش نگاه کرد، شیفته حل چالش فنی راه‌اندازی یک بازار اینترنتی برای حراج شد.  حالا همسر امیدیار بیشتر از ۴۰۰ عدد Pez در کلکسیون خود دارد!

4– هر چیزی امکان پذیر است.

10 راز موفقیت «پیر امیدیار»؛ ثروتمندترین مرد ایرانی!

کار بر روی eBay از یک روز تعطیل وقتی امیدیار ۲۸ ساله بود، شروع شد. روز ۴ سپتامبر ۱۹۹۵، اولین روز کار سایت حراج اینترنتی امیدیار بود. پدربزرگ eBay، سایتی بود به نام Auction Web که حتی میزبان مستقلی هم نداشت. خدمات این سایت در ابتدا به رایگان ارایه شد و پس از مدتی برای تامین هزینه‌های میزبان اینترنتی، قرار شد تا از هر حراج کمیسیون دریافت شود.

مبدع eBay ، به صورت کاملا اتفاقی یک دستگاه فتوکپی را به صورت آنلاین به فروش گذاشت و خوشبختانه خریدار هم برای آن پیدا شد. وقتی به خریدار اعلام کرد که دستگاه شکسته است، فرد خریدار اظهار داشت که «من یک کلکسیونر فتوکپی‌های شکسته هستم». این زمانی بود که امیدیار متوجه شد که هر چیزی امکان پذیر است.

و این آغاز بزرگ‌ترین سایت خرید و فروش اجناس دست دوم در جهان بود.…

5– کسب سود را هدف اصلی خود قرار ندهید، سود خودش می آید !

10 راز موفقیت «پیر امیدیار»؛ ثروتمندترین مرد ایرانی!

امیدیار با دریافت مبلغ ناچیزی بین ۲۵ سنت تا دو دلار به فروشندگان اجازه داد که اجناس خود را براى شرکت در حراج در سایت eBay معرفى کنند. همچنین درصدى از خریدوفروشها به او میرسید و به این ترتیب eBay موجب شد که فروشندگان و خریداران با هم به راحتى به خرید و فروش بپردازند.

بنیانگذار ایرانی eBay: همه چیز را برنامه ریزی نکنید!

در حال حاضر، حجم گردش سرمایه از طریق eBay از ۸ میلیارد دلار فراتر رفته است ، درآمد سایت نیز بالغ بر ۲ میلیارد دلار است و تنها در آمریکا بیش از نیم میلیون کاربر ثبت شده دارد.

۶– به فکر کمک کردن به مردم هم باشید!

10 راز موفقیت «پیر امیدیار»؛ ثروتمندترین مرد ایرانی!

امیدیار می‌گوید من همیشه به کمک کردن به مردم براى آنکه از آنچه که هستند بهتر باشند معتقد هستم.

همواره انگیزه نوشتن نرم‌افزارهایی که فایده‌ای داشته باشند یا روی آدم‌هایی که از آنها استفاده می‌کنند، تأثیر بگذارند ، من را به جلو می‌برد. برای همین من از نرم‌افزارهایی که به درد بازار مصرف مردم می‌خورد و این فکر که قادر باشی یک کار خوب انجام بدهی، انگیزه می‌گرفتم.

7– یک کار جدید انجام دهید.

10 راز موفقیت «پیر امیدیار»؛ ثروتمندترین مرد ایرانی!

استاد تجارت الکترونیک ما می‌گوید: من اشتیاق و علاقه شدیدی دارم برای حل مسائلی که فکر می‌کنم می‌توانم آنها را با راه جدیدی حل کنم. منظورم این است که انجام یک کار جدید به ما آدم‌ها حس غرور می‌دهد.

ایده eBay نیز اینگونه بود، فکر من فقط کمک به آدم‌هایی بود که می‌خواستند با همدیگر در اینترنت داد و ستد کنند، مردم فکر می‌کردند این کار غیرممکن است، آنها می‌گفتند آخر چطور می‌توانند از طریق اینترنت به همدیگر اعتماد کنند؟ (حواستان باشد داریم از سال ۱۹۹۵ حرف میزنیم.) چطور می‌توانند همدیگر را بشناسند؟ ولی من فکر می‌کردم تصورات مردم احمقانه است، چون آدم‌ها اساساً خوب و درستکار هستند.

این فکر خیلی مرا تحریک کرد، من باید به مردم نشان بدهم که فکرشان درست نیست.

۸ — احترام به دیگران فراموش نشود.

10 راز موفقیت «پیر امیدیار»؛ ثروتمندترین مرد ایرانی!

کل ایده eBay این است که با دیگران طوری رفتار کنید که انتظار دارید با خودتان رفتار کنند. این گونه است که مردم می‌توانند با یکدیگر تجارت کنند.

در سال ۱۹۹۹، سایت چندین بار دچار وقفه در خدمات‌دهی شد که یکی از آن‌ها ۲۲ ساعت به طول انجامید. اما امیدیار به فکر بازپس گرفتن اعتماد کاربران بود، در آن روز شرکت با برقراری ۱۰,۰۰۰ تماس تلفنی با کاربران اصلی سایت، از آن‌ها عذرخواهی کرد و به آن‌ها اطمینان داد که همه چیز به سرعت به وضع طبیعی باز می‌گردد. با همین فعالیت‌های امیدیار بود که دیگر سایت‌های حراج آمدند و رفتند، اما eBay  باقی مانده و هم‌چنان در حال رشد است.

9– از افراد متخصص کمک و راهنمایی بگیرید.

10 راز موفقیت «پیر امیدیار»؛ ثروتمندترین مرد ایرانی!

eBay  که از ابتدا با هدف ایجاد بازاری برای فروش اجناس و سرویس‌های افراد مختلف بوجود آمده بود، در سال ۱۹۹۸ شروع به گسترش نمود.

پیر از خانم "مگ وایتمن” (Meg Whitman) که فارغ‌التحصیل دانشکده تجارت دانشگاه‌ هاروارد بود برای کمک در این فرآیند دعوت به عمل آورد.

مگ کارمندان اصلی خود را از کمپانی‌های دیسنی و پپسی انتخاب کرد و یک تیم مدیریتی مجرب با حداقل ۲۰ سال تجربه کاری فراهم کرده و دیدگاه بی‌نظیری برای سازمان بوجود آورد.

ایده ها، پشتکار و برنامه ریزى این جوان ایرانى تبار، وى را در لیست موفق ترین و ثروتمند ترین افراد جهان قرار داد، امیدوارم ارایه این نکات که از میان زندگینامه و سخنان این جوان خلاق گردآوری و نتیجه گیری شده بود شما را رهنمونی باشد برای رسیدن به آینده ای روشن.

۱۰– نوبت شماست:

10 راز موفقیت «پیر امیدیار»؛ ثروتمندترین مرد ایرانی!

شما چه فکر می کنید؟ تا چه اندازه با سایت های حراج اینترنتی آشنا هستید؟

به نظر شما آیا می توان مشابه کاری که پیر امیدیار در eBay انجام داده است، در داخل ایران انجام داد؟




نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 4 اسفند 1393 :: نویسنده : Hamed B
وقتی که در جاده سفر می کنید، خوب است که موانع راه را بشناسید! نمی خواهید تصادف کنید و بسوزید، مگر نه؟ همین امر در مورد سفر ما به سوی موفقیت هم صدق می کند. باید از چیزهایی که ما را از هدف مان دور می کند آگاه باشیم. رایج ترین موارد کدامند؟ در اینجا ذکر می کنیم:

1- ترس

ترس یکی از بدترین دشمنان موفقیت است. وقتی که ترس ریشه های حساس خود را اطراف شما می پیچد و شما را به اسارت خود درمی آورد، هرگز قادر نخواهید بود که به رویاهای خود تحقق ببخشید. ما باید با ترس خود روبرو شویم. ببینیم که به چه دلیلی وجوددارند، آنهار ا به گوشه ای پرتاب کنیم و رویاهای خود را با اشتیاقی شکست ناپذیر دنبال کنیم.

7 مانع جدی موفقیت

غلبه بر ترس و قدم پیش نهادن به منظور رسیدن به سرزمین های تازه و نظرات جدید همان چیزی است که موفقیت را ممکن می سازد. امروز از چه چیزی می ترسید؟ بر کدام ترس باید غلبه کنید تا بتوانید رویای تان را تحقق ببخشید؟ وقتی آن را شناختید، دست به کاری بزنید که به شدت با ترس تان تضاد دارد. این کار با برداشتن اولین قدم در مسیر درست، مواجهه و غلبه بر ترس را به همراه دارد.

2- رخوت و بی علاقگی

بی پرده بگویم، آنچه که بسیاری از افراد را از موفقیت بازمی دارد، عدم داشتن انرژی و انجام کاری است که باعث حرکت به سطح بعدی می شود. آنها به نقطه ای می رسند که احساس راحتی می کنند و سپس خود را برای چرتی به درازای تمام عمر آماده می کنند! بی حال و بی علاقه نباشید؛ ادامه دهید! خود را مجبور کنید که از چرت درآیید و حرکت کنید.

3- نداشتن پشتکار

اغلب اوقات مسابقه با شکست روبرو می شود زیرا مسابقه تمام نشده است. موفقیت در تیزترین کنج یا شیبدارترین تپه است. پشتکار داشته باشید. ادامه دهید. یک تپه دیگر. یک کنج دیگر!

در صنف املاک می گویند سه نکته مهم وجود دارد: «موقعیت، موقعیت، موقعیت». در موفقیت، آن سه نکته مهم عبارتند از: «پشتکار، پشتکار، پشتکار».

7 مانع جدی موفقیت

4- بدبینی

نکته اینجاست که می توانید به هر چه که باور دارید برسید. از خود بپرسید که چه نوع افکاری را با خود حمل می کنید. آیا خوشبین هستید یا بدبین؟ اگر باور ندارید که می توانید برسید، پس نخواهید توانست.
بدبینی تان هر لحظه شما را پیش می برد. درخواهید یافت که ناخودآگاه خود را تخریب می کنید. خوشبینی را در خود پرورش دهید. به دنبال راه هایی باشید تا باور کنید که می توانید به موفقیت برسید.

5- قبولنکردن مسئولیت


من یاور پلیس ناحیه هستم و چند روز قبل با یک افسر پلیس همراهی کردم تا دو زندانی را به دادگاه ببرد. هر چه می گذشت، زندانیان بهانه هایی می آوردند که آنچه را که قاضی برایش حکم صادر کرده، انجام نداده اند.

پس از برگرداندن زندانیان به زندان، به افسر پلیس گفتم که افراد ناموفق و زندانیان، هر دو عادت های بد یکسانی دارند. آنها مسئولیت زندگی خود را نمی پذیرند. خط آخر این است که: شما مسئول هستید، چه انتخاب کنید که به آن اعتراف کنید یا آن را بپذیرید یا نه اما وقتی آن را می پذیرید (و این زمانی است که قدرتمند می شوید)، در جاده موفقیت گام برمی دارید.

6- انتخاب افراد نامناسب برای وقت گذرانی

ما را به راحتی تبدیل به محصولی از محیط می کند. به همین دلیل است که گذراندن وقت با کسانی که به شما فشار می آورند تا به عقب بازنگردید، اهمیت فراوانی دارد. در مورد افرادی که اطراف تان هستند چطور؟ آیا افرادی با صلاحیت هستند که مشوق تان هستند و در راه موفقیت به شما قدرت می بخشند؟ اگر نه، حرکتی به خود بدهید.

7 مانع جدی موفقیت

7- نداشتن بینش

افراد موفق همیشه ماه ها و سال های موفقیت خود را پیش از اینکه آنها را زندگی کنند، می بینند. آنها توانایی نگاه کردن به جلو را دارند و آینده را می بینند و خوب هایی را که به زندگی شان، خانواده شان و کارشان خواهند آمد تصور می کنند.

نداشتن بینش یک مانع بزرگ است. بنشینید و دیدن آینده را تمرین کنید - و آن را به خوبی بسازید!




نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 3 اسفند 1393 :: نویسنده : Hamed B
همه ما آرزو داریم کارهای بزرگ انجام دهیم و صاحب عالی ترین وضعیت ها باشیم. با این وجود بسیاری از ما به نتایج مطلوب خود دست نمی یابیم. شکایت می کنیم که موفقیت کافی در زندگی مان نداریم.

انگشت اشاره خود را به سوی مشکلات بیرونی که برای مان اتفاق می افتند می گیریم و زندگی را مشکل تر می کنیم. اما آن چه که باید درک کنیم و به ذهن بسپاریم این است که بزرگی در درون تمامی ما وجوددارد. این ما هستیم که باید آن را از درون خود بیرون بکشیم. صرف نظر از شرایط شخصی، جو اقتصادی و دسترسی به منابع، این درک به ما کمک می کند تا به این نکته پایبند باشیم که هر یک از ما بیش از آن چه که فکر می کنیم قدرتمند هستیم.

همه ما این توانایی را داریم که در زندگی مطلوب خود را بسازیم. تنها باید بدانیم که چگونه آن را انجام دهیم. آیا فرمول دقیقی وجود دارد؟ خیر. اما جنبه های خاصی وجود دارند که افراد موفق به نمایش می گذارند و هرکسی می تواند آن را انجام دهد. آن ها نمی توانند جهش آغازین زندگی تان باشند و آن چه را که برای زندگی تان می خواهید، جذب کنند. به سختی می توانید فرد موفقی را بیابید که از این 7 نکته پیروی نکرده باشد:

7 گام برای خلق زندگی مطلوب

1- مسوولیت زندگی خود را کمتر از 100 درصد قبول نکنید


یکی از افسانه های فراگیر این است که شما مستحق یک زندگی عالی هستید و این که به هر حال جایی، کسی مسوول پرکردن زندگی ما با شادی مداوم، انتخاب شغلی هیجان انگیز، پرورش خانواده و ارتباطات سعادتمند شخصی خواهدبود. اما واقعیت این است که تنها یک فرد وجود دارد که مسوول کیفیت زندگی شماست. آن فرد شما هستید.

هر نتیجه ای در زندگی شما محصول اعمال شماست. درآمد، قرض، ارتباطات، سلامتی، تناسب اندام و رفتارها. آن شخصی که در آینه بر شما تاثیر می گذارد، راهنمای اصلی زندگی تان است. به او سلام کنید.

فکر می کنم هرکسی در اعماق وجود خود این نکته را می داند اما فکر می کند می تواند یاری کند. بسیاری از افراد با فکر کردن به عوامل بیرونی که منبع خطا، ناامیدی و عدم شادی هستند، زندگی خود را تباه می کنند. اما حقیقت این است که عوامل بیرونی تعیین کننده زندگی شما نیستند. شما کنترل کامل روی کیفیت زندگی خود دارید.

افراد موفق برای افکاری که دارند، تصاویری که در ذهن می بینند و اعمالی که انجاممی دهند، کاملا مسوول هستند. آن ها وقت و انرژی خود را برای سرزنش کردن و شکایت تلف نمی کنند. آن ها تجربیات خود را ارزیابی می کنند و تصمیم می گیرند که آیا نیازی به تغییر آن ها هست یا نه. آن ها با شرایط سخت رو به رو می شوند و به منظور خلق زندگی مطلوب خود خطر می کنند.

2- برای این که چرا در این وضعیت هستید دلیل روشنی داشته باشید

باور من این است که هریک از ما با هدفی به دنیا آمده ایم. شاید شناسایی، تصدیق و احترام به این هدف از مهم ترین کارهای افراد موفق است. آن ها برای درک این که برای انجام چه کاری این جا هستند وقتی می گذارند و سپس با اشتیاق و انرژی آن را دنبال می کنند. اگر نمی دانید که قرار است چه کاری انجام دهید، به نشانه های اطراف خود دقت کنید. کمک و راهنمایی خواستن از دیگران مفید است؛ اما فراموش نکنید که روی خود متمرکز شوید. رفتارهای تان، گرایش ها، علایق و بی علاقگی ها و تجربیات زندگی تان.

آن چه را که کارآیی دارد یا کارآیی ندارد، بشناسید. اگر لازم است تمامی آن ها را بنویسید. با آن چه که کشف خواهید کرد، شگفت زده خواهیدشد.

3- تصمیم بگیرید که چه می خواهید


به نظر ساده می رسد، اما مشکل اینجاست: بسیاری از افراد را می بینیم که بسیار پرمشغله هستند، اما راضی نیستند و احساس نمی کنند که کار مطلوبی انجام می دهند. آن ها از نظر جسمی خسته اند، از نظر روحی خشک هستند. بسیار از آن چه که دوست دارند باشند دورند. گویی روی تردمیل می دوند و به سرعت به ناکجا می روند. چرا؟ زیرا آن چه را که می خواهند طراحی نکرده اند و بعد برای رسیدن به آن گام برنداشته اند.

به جای شناسایی اهداف خاص، مراحل مهم و رویاها (منظورم رویاها و اهداف بزرگ است) خود را با کارهای روزمره و پرداختن به امور بی اهمیت سرگرم می کنند. در پایان هم... می توانید حدس بزنید... انرژی زیادی را هدر می دهند. در ضمن، دیگر الهاماتی ندارند و با وجودشان در ارتباط نیستند و یک زندگی نامتعادل را تجربه می کنند.

یکی از مهم ترین دلایل این که چرا بسیاری از افراد به آن چه می خواهند نمی رسند این است که تصمیم نگرفته اند که چه می خواهند. آن ها آرزوهای خود را به روشنی و با جزییات دقیق تعریف نکرده اند. موفقیت از نظر شما چگونه است؟ تعریف همه از موفقیت یکسان نیست و نباید هم باشد.

اجازه ندهید که احساسات متمایل به زشتی و سیاهی، مانعی در برابر بزرگ آرزوکردن تان باشد. به محض این که در رویایی بزرگ غرق می شوید و واقعا آن را دنبال می کنید، ذهن ناخودآگاه خلاق تان با ایده هایی بی نظیر برای تحقق آن ظاهر می شود. جذب افراد، منابع و موقعیت های موردنیاز برای تحقق رویای تان را آغاز خواهید کرد. رویاهای بزرگ نه تنها الهام بخش هستند، بلکه دیگران را وا می دارند که نقشی بزرگ ایفا کنند.

7 گام برای خلق زندگی مطلوب

4- باور داشته باشید که امکان پذیر است

در گذشته دانشمندان بر این باور بودند که انسان به به اطلاعاتی که از دنیای بیرون ذهن جریان می یابند، پاسخ می دهند. اما امروز دریافته اند که برعکس، ما به آن چه که ذهن، براساس تجربیات گذشته انتظار رخ دادنش را دارد، پاسخ می دهیم. درواقع ذهن دستگاهی بسیار قدرتمند است؛ می تواند هرچیزی را که می خواهید در اختیارتان قرار دهد. اما شما باید باور کنید آن چه که می خواهید امکان پذیر است.

همچنان که در باور کردن خود گام بر می دارید، صدای بخش شکایت کردن را به حداقل برسانید. به آن چه که درباره اش شکایت می کنید دقت کنید. چاق هستم. خسته ام. از قرض خلاص نمی شوم. شغل بهتری نمی یابم. ارتباطم با پدرم را نمی توانم تحمل کنم. هرگز نیمه گمشده ام را نمی یابم. شکوه ها و شکایت های خود را بررسی کنید. احتمال بسیار زیادی وجود دارد که بتوانید کاری برای آن ها انجام دهید. آن ها در مورد افراد دیگر، چیزهای دیگر یا وقایع دیگر نیستند. آن ها درباره شما هستند.

5- خود را باور داشته باشید

اگر می خواهید در خلق زندگی رویایی تان موفق باشید، باید باور داشته باشید که توانایی تحقق بخشیدن به آن را دارید. نام آن را احترام به خود، اعتماد به نفس یا تایید خود یا هرچیز دیگری که بگذارید، باوری عمیق است که نسبت به آن دارید. توانایی ها، منابع داخلی، استعدادها و مهارت ها برای خلق نتیجه ی رویایی تان.

تصمیم بگیرید که باور دارید که تمام تجربیات خود را خلق می کنید. خودتان، موفقیت را تجربه خواهید کرد و همین شما درد، تلاش و ستیز را نیز تجربه خواهیدکرد. کمی عجیب به نظر می رسد، اما قبول این سطح از مسوولیت، قدرت بخش است. بدین معنی ست که شما می توانید کاری انجام دهید. تغییر ایجاد کنید و هرچیزی باشید برخورد با موانع تنها بدین معنی ست: تپه ای کوچک برای جهش از روی آن.

6- تبدیل به منفی نگر معکوس شوید


این نکته رک و بی پرده است: تصور کنید که چقدر موفقیت آسان تر می شد اگر همیشه از جهان انتظار داشتید که از شما پشتیبانی کند و موقعیت هایی را برای تان فراهم سازد. افراد موفق فقط همین کار را می کنند.

7- قدرت هدف گذاری را آزاد و رها بگذارید


متخصصان علم موفقیت می دانند که مغز ارگانیسمی هدف جوست. هر هدفی که به ذهن ناخودآگاه خود می دهید، شب و روز کار می کند تا به آن برسد. به منظور درگیرکردن ناخودآگاه تان، هدف باید قابل ارزیابی باشد. وقتی هیچ معیاری برای ارزیابی وجود ندارد، تنها چیزی که می خواهید یک آرزو، یک ترجیح یا یک ایده خوب است.

گاهی فقط نیاز داریم که یک  هدف اولیه تعیین کنیم تا راه را آغاز کنیم و این خوب است. حداقل کمی فعالیت به همراه دارد تا به آن برسیم. قدم اول می تواند تغییری فوری در حوزه خاصی از زندگی تان باشد. آیا از چیزی که هم اکنون در حال رخ دادن است خشنود هستید؟ برای مطلوب تر کردن آن درخواستی نکنید و با خودتان قدمی بردارید تا تغییری ایجاد کنید.

ممکن است ایجاد تغییر برایتان ناراحت کننده و دشوار باشد. شاید مجبور باشید که وقت، پول و یا تلاش بیشتری صرف کنید. شاید کسی بخاطر آن ناراحت شود و یا باعث شود که از تصمیم خود احساس بدی داشته باشید، شاید تغییر دادن دشوار باشد و یا موقعیتی را از دست بدهید، اما ادامه دادن انتخاب شماست، پس چرا به شکایت ادامه می دهید؟ یا می توانید برای آن کاری بکنید یا نه. انتخاب شماست و برای انتخاب خود مسئول هستید.

اکنون زمان برنامه ریزی گامهای بعدی برای ادامه حرکت و پیشروی سریعتر رسیده است.

آیا این فکر که می توانید زندگی خود را تبدیل به آن چیزی کنید که می خواهید باشد، احساس آسودگی به همراه ندارد؟ آیا شگفت انگیز نیست که موفقیت هایتان به شخص دیگری بستگی ندارد؟

بنابراین اگر لازم است که تنها یک کار انجام دهید تا امروزتان با دیروز فرق داشته باشد، چنین عمل کنید: مسئولت 100% تمامی جوانب زندگی تان را برعهده بگیرید. برای ایجاد تغییر تصمیم بگیرید، هر بار یک قدم. وقتی فرایند را آغاز کردید، کشف خواهید کرد که با کنترل افکار، تصویرسازی ذهنی و اعمال خود می توانید به آن چه که می خواهید دست یابید.



نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 2 اسفند 1393 :: نویسنده : Hamed B
عصر حاضر مملو از رویکردهای زودگذر است. آمدن و رفتن‌هایی که یا متاثر از شایعات است یا مقبولیت‌های سطحی. تمایل ذاتی و ناآگاهانه افراد درتحریف واقعیات نیز مزید بر علت است. هسته‌های بهبود کیفیت (quality circles)، مدیریت کیفیت جامع (TQM)، سبک‌های یادگیری (learning styles) و تیپ‌های شخصیتی (personality styles) مثال‌های خوبی از این رویکردهای زودگذر هستند. روش‌هایی که بعضی از آنها هنوز هم عمرشان به سر نیامده است.

تا همین اواخر، این ابزارهای مدیریتی- که خود محصول تحقیقات بوده‌اند- مورد استقبال تعداد زیادی از مدیران قرار داشته اند؛ اما اغلب آنها با گذشت زمان کنار گذاشته شده‌اند. چرا که کسی در جایی متوجه شده که خلق این روش‌ها کمتر بر پایه اطلاعات آماری و بیشتر بر مبنای احساسات، هیجانات و عرف، یا به عبارتی عقل سلیم، بوده است.

دنباله رویی ناآگاه نباشید

امروزه، شرایط به مراتب بدتر شده است. رسانه‌های اجتماعی به کلی زمینه تصمیم‌گیری بر پایه اطلاعات را تغییر داده‌اند؛ هر کسی از هر نقطه‌ای از دنیا می‌تواند با چند کلیک ساده، هرچه را که فکر می‌کند درست است، بیان کند یا نظرات نه‌چندان درست دیگران را ترویج دهد. به این ترتیب، نظرات ارائه شده در رسانه‌های اجتماعی به شکل نظر غالب جامعه مطرح می‌شود. بسیاری از مدیران مطالب منتشر شده در اینترنت را پایه و اساس تصمیم‌گیری‌های خود قرار می‌دهند.

 تصمیماتی که منجر به اتخاذ روش‌های نه‌چندان مناسب در انجام کسب‌وکار آنها می‌شود. مشکل اینجاست که تا بی‌اساس بودن این روش‌ها روشن شود، بعضا میلیون‌ها دلار صرف اجرای آنها شده است. هزینه‌هایی که می‌شد با صرف کمی دانش و بررسی نتایج اولیه، از همان ابتدا به اشتباه بودن‌شان پی برد.

رسانه‌های اجتماعی


امروزه، بسیاری از افراد از رسانه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند. توییتر یکی از همین رسانه‌ها است. در همین لحظه افرادی در حال بیان نظرات خود، یا به عبارت دیگر توییت کردن، پیرامون تحقیقی هستند که ثابت می‌کند «شرکت‌ها باید به عقاید ارائه شده در توییتر در مورد محصولات خود توجه کنند». در این تحقیق ادعا شده است که هر هفته بیش از یک میلیون نفر از توییت‌های مرتبط با خدمات مشتریان سازمان‌ها دیدن می‌کنند. اکثریت توییت‌ها هم مربوط به شکایات مشتریان است. بسیاری از شرکت‌ها به نظرات و شکایات مشتریان خود در توییتر پاسخ داده و به این ترتیب عملا بخشی از خدمات مشتریان خود را از این طریق انجام می‌دهند.

دنباله رویی ناآگاه نباشید

مشکل اینجاست که همین تحقیق ارائه‌شده نیز از ساختار جامعی برخوردار نیست. تعداد نمونه مورد مطالعه نسبت به کل جمعیت بسیار کوچک است؛ نتایج گرفته شده نیز کاملا برخلاف تحقیق دیگری در همین مورد است. در مطالعه قبلی، اولا نمونه‌های مورد مطالعه صد برابر بیشتر از تحقیق اخیر است و ثانیا اکثریت توییت‌ها پیرامون نکات مثبت برندها بوده است نه شکایات. بنابراین، جدای از نحوه ارائه مطالب در رسانه‌های اجتماعی موضوع سندیت موارد منتشر شده، خود مبحث دیگری است.

ایراد رسانه‌های اجتماعی

ما تمایل داریم آنچه را تکرار می‌شود باور کنیم؛ آنچه را که عامه‌پسند است بپذیریم. این دقیقا اساس روانشناختی بسیاری از برنامه‌های بازاریابی است. کارشناسان بازاریابی به‌خوبی می‌دانند که اگر افراد، به دفعات مواردی را ببینند، احتمال اینکه به آنها باور پیدا کنند چندین برابر افزایش می‌یابد. رسانه‌هایی از قبیل توییتر و لینکداین (LinkedIn) نمونه‌های بارز این تکرار هستند. اگر سری به این وب‌سایت‌ها بزنید، به‌راحتی درمی‌یابید که عموم نظرات شاید صدها بار دوباره توییت شده‌اند و منبع اولیه مطلب مشخص نیست. این امر به‌ویژه در موارد خدمات مشتریان و مطالب مرتبط با خود رسانه‌های اجتماعی به‌عنوان یک ابزار بسیار به چشم می‌خورد.

وقتی مطالب را می‌خوانید، این طور به نظر می‌رسد که همه متقاعد شده‌اند! ناخودآگاه شما هم برای اینکه از این قافله عقب نیفتید با آنها هم صدا می‌شوید. ‌ای کاش می‌شد به طریقی منبع این مطالب و صحت آنها توسط کسی یا سازمانی اعتبار سنجی بشود و تازه ما و شما هم می‌توانستیم به قضاوت آنها استناد کنیم.

نکته دیگر اینکه، برای وبلاگ‌نویسی  یا توییت کردن، هیچ پیش‌شرطی وجود ندارد. هر کسی هر چه را که فکر می‌کند درست است می‌تواند منتشر کند. در بسیاری از موارد خوانندگان تحت‌تاثیر افرادی قرار می‌گیرند که کمی از خود آنها بیشتر می‌دانند.

اگر مدیران، اطلاعات مورد نیاز خود را جهت تصمیم‌گیری‌هایشان از منابع اینترنتی نادرست، همچون رسانه‌های اجتماعی، به‌دست آورند، جای تعجب نیست که از ثبات تصمیم‌گیری برخوردار نباشند. معضلی که با کمی دقت به اکثر سازمان‌ها، به وضوح قابل مشاهده است. اطلاعات سطحی، دست چندم و به‌راحتی در دسترسی که حاصل تحقیقات نه‌چندان حرفه‌ای است. تحقیقاتی که عموما از عدم به‌کارگیری دانش کافی رنج می‌برند.

نیات پنهان موسسات تحقیقاتی

موسسات تحقیقاتی تمایل زیادی دارند که مدیران تصمیم‌گیرنده هر چه بیشتر به این روند پیروی ناآگاهانه روی بیاورند. به این طریق قادر خواهند بود نتایج مطالعات خود را به سازمان‌ها بفروشند. این رویکرد در سه حوزه آموزش، خدمات مشتری و راهبردهای به‌کارگیری رسانه‌های اجتماعی در کسب‌وکار از شدت بیشتری برخوردار است. نتایج بعضی از این تحقیقات تا پنج هزار دلار هم به‌فروش می‌رسد. مطالعاتی که عموما شرکت‌های بزرگ را هدف قرار می‌دهند. این موسسات نه‌تنها نتایج تحقیقات خود را می‌فروشند بلکه با ارائه سمینارهای کم‌خرج و پرسود اینترنتی (webinar)، سعی در کمک به شرکت‌ها در اجرای نتایج تحقیقاتشان دارند.

دنباله رویی ناآگاه نباشید

هیچ به این فکر کرده‌اید که هیچ تحقیقی که صرف صدها میلیون دلار در ارتباط با حوزه‌های مذکور را امری اشتباه بداند، منتشر نشده است. این بدین معنا نیست که موسسات تحقیقاتی بزرگ عمدا نتایج مطالعات را تغییر می‌دهند؛ بلکه این امر در بطن کسب‌وکار آنها نهفته است که انجام تحقیقات به قصد درآمدزایی صورت می‌گیرد. به نتایج مطالعات موسسات مستقل تحقیقاتی که به قصد درآمد این کار را انجام می‌دهند نمی‌توان اعتماد کرد. موارد بسیاری از نقص در روش‌های اجرای تحقیقات و نیز نتیجه‌گیری‌های اشتباه توسط موسسات معتبر تحقیقاتی مشاهده شده است.

آنها هرگز درمورد محدودیت‌های تحقیقات خود حرفی نمی‌زنند. به اینکه بعضا مطالعاتشان توسط دیگران انجام شده اشاره‌ای نمی‌کنند. گروه کارشناسی مستقلی صحت و سقم نتایج را تایید نمی‌کند. خلاصه اینکه، مجموعه‌ای از مطالب بنجل و بی‌ارزش علمی در این گزارش‌ها ارائه می‌شود.

جادوی اعداد و ارقام


وقتی که شما تحقیقی را می‌خوانید اگر هیچ عدد و رقمی در آن ذکر نشده باشد بیشتر تحت تاثیر قرار می‌گیرید یا برعکس؟ افراد به شدت به وجود اعداد و ارقام در مطالعات عادت کرده‌اند. اعدادی که نحوه محاسبات آنها، برای عموم خوانندگان، به راحتی قابل فهم نیست. متاسفانه، خطرناک‌ترین اطلاعات غلط، مملو از آمار و ارقامی است که عموما تهیه‌کنندگان آن اعداد، اطلاعی از به‌کارگیری محاسباتشان در آن تحقیق به‌خصوص ندارند. ما همچنان اعداد و ارقام را می‌بینیم، آنها نمی‌توانند غلط باشند. تاثیرگذار هم هستند، اما، حقیقت ناخوشایند این است که اطلاعاتی غلط در گردش هستند.

خلاصه اینکه، عدم دانش کافی مدیران تصمیم‌گیرنده در استفاده از نتایج تحقیقات، منجر به اخذ تصمیماتی نه‌چندان صحیح می‌شود. مشکلی که سازمان‌ها هر روزه با آن روبه‌رو هستند.

چه باید کرد؟


1- مدیران و تصمیم‌گیران سازمان‌ها باید با ساختار تحقیق آشنا شوند. اصولی از قبیل: شرایط لازم محققان، نحوه تعیین سوالات تحقیق، چگونه مطرح کردن سوالات، روش‌های تحقیق، نمونه‌های آماری و داده کاوی (data analysis). آشنایی با این موارد نه کار سختی است و نه زمان زیادی می‌گیرد.

2- فقط به مطالب ذکر شده در تحقیق اکتفا نکنید. باید منابع مطالعه مورد نظر را نیز مورد بررسی قرار دهید. در بسیاری از موارد، نویسنده مقاله نیز از تجزیه و تحلیل اطلاعات آماری منابع عاجز است و فقط به نتیجه‌گیری منبع آماری بسنده کرده است. هر منبع آماری به قصد خاص خود تهیه شده است؛ روش‌های جمع‌آوری اطلاعات، نحوه به‌کارگیری آنها و نتیجه‌گیری مربوطه نیز منطبق با هدف آن است. شما، با به‌کارگیری دانش مقدماتی خود در آمار و احتمالات و تحقیق، می‌توانید با مراجعه به منابع مقاله، به‌راحتی از اعتبار و نیز مرتبط بودن آنها با موضوع مورد بحث تحقیق اطمینان کسب کنید.

دنباله رویی ناآگاه نباشید

3- در ارزیابی تحقیقات از «داوری‌های تخصصی» (peer review) در مجله‌های علمی استفاد کنید. هدف این مجلات تعیین مناسب بودن یک مقاله علمی دانشگاهی برای انتشار در مجله‌های تخصصی مربوطه است. به این ترتیب مطمئن می‌شوید که تحقیق مذکور مورد انتقاد و بررسی کیفی و کمی متخصصان قرار گرفته است. اگر ایراد عمده‌ای وجود داشته است حتما در داوری مربوطه به آن اشاره شده است.

4- به خاطر داشته باشید که حتی اگر یک مطالعه بدون عیب و نقص انجام گرفته باشد به تنهایی نمی‌تواند کافی باشد. نتیجه یک تحقیق، تا حدی تقریبی می‌تواند درست باشد. همان تحقیق باید با روش‌های دیگر و در زمان‌های متفاوت چندین بار تکرار شود، تا بتوان به نتیجه جمعی حاصل از همه تحقیقات انجام شده بسنده کرد.

5- سعی کنید دانش مورد نیاز خود را از جایی به غیر از اینترنت کسب کنید. چرا؟ چون ساختار موتورهای جست‌وجو در اینترنت به نحوی است که نتایج حاصل از جست‌وجوی آنها تحت تاثیر عوامل اجتماعی همچون عامه‌پسندی و محبوبیت است. این به این معنا است که در چندین صفحه اول یا به کلی در تمام صفحات مطالبی لیست می‌شوند که بیشترین تکرار را داشته‌اند. در این جست‌وجو کیفیت دخیل نیست.

6- آگاه باشید که در سمینارهای تخصصی عموما اکثر سخنرانان و شرکت‌کنندگان راجع به موضوع مورد بررسی که می‌تواند ایده درستی هم نباشد، هم عقیده و متعصب هستند. در جایی که شرکت‌کنندگان موضع خود در قبال مطالب مورد بحث را از قبل تعیین کرده‌اند، دیگر جایی برای ارائه نظرات مخالف احتمالی باقی نمی‌ماند. استفاده از نتایج سمینارها در تصمیم‌گیری‌ها باید با احتیاط بسیاری صورت گیرد.

7- شما یا باید خود قادر باشید که ادعاهای مطالعات را مورد سنجش قرار دهید یا مثل دیگران، دنباله‌رویی ناآگاه باشید. خواه شخصا مبانی تحقیق را یاد بگیرید، یا کسی را استخدام کنید که با این اصول آشنایی کامل داشته باشد. حتما در سازمان خود افرادی را داشته باشید که ایده‌ها و ادعاهای مطرح شده در نحوه کسب‌وکار را به چالش بکشند. مدیران تصمیم‌گیرنده باید از متفکران منتقدی که تحت هر شرایطی قادرند حقیقت را بگویند سود جویند. آنها را بیابید، استخدام کنید و از نقش آنها در کار خود قدردانی کنید، حتی اگر در مواردی هم اشتباه کنند.

8- سعی کنید یک دانشمند کوچک باشید. با اعتقاد به فرضیه صفر (null hypothesis) شروع کنید؛ هر آنچه را که حتی عقل سلیم هم تایید می‌کند مورد سوال قرار دهید. به این معنا که همیشه به دنبال کسب اطلاعاتی باشید که بتوانید موضع خود در قبال امور را شخصا تعیین کنید، فرقی نمی‌کند مخالف یا موافق.

نتیجه

شرایط اقتصادی امروز اجازه نمی‌دهد که شرکت ها، چه کوچک و چه بزرگ، منابع مالی و غیرمالی باارزش خود را در دنباله‌روی از روندهای زودگذر هدر دهند. مدیران سازمان‌ها زمانی می‌توانند در این امر موفق باشند که بتوانند اطلاعات درست را از نادرست تشخیص دهند و بر پایه آنها تصمیم بگیرند؛ نه اینکه با افراد عادی در شبکه‌های اجتماعی همراه شوند.



نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 159 )    1   2   3   4   5   6   7   ...